شعر کست | SherCast

Share

هفده – ابروی خم

Season 1, Ep. 17

سعدی : بند نهم و دهم ترجیع‌بند

 

ای روی تو آفتابِ عالم

انگشت‌نمای آلِ آدم

احیای روانِ مردگان را

بویت نفسِ مسیحِ مریم

بر جانِ عزیزت آفرین باد

بر جسم شریفت اسم اعظم

محبوب منی چو دیده راست

ای سروِ روان به ابروی خم

دستان که تو داری ای پری‌روی

بس دل ببری به کفّ و مِعصَم

تنها نه منم اسیرِ عشقت

خلقی متعشّقند و من هم

شیرین جهان تویی به تحقیق

بگذار حدیث ماتَقَدَّم

خوبیت مسلّم است و ما را

صبر از تو نمی‌شود مسلّم

تو عهد وفای خود شکستی

وز جانب ما هنوز محکم

مگذار که خستگان بمیرند

دور از تو به انتظار مَرهَم

بی‌ما تو به سر بری همه عمر

من بی‌تو گمان مبر که یکدم

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله‌ی کار خویش گیرم

 

گل را مبرید پیش من نام

با حُسن وجود آن گل اندام

انگشت‌نمای خلق بودیم

مانند هلال از آن مه تام

بر ما همه عیب‌ها بگفتند

یا قوم اِلی مَتی و حَتّام؟

ما خود زده‌ایم جام بر سنگ

دیگر مزنید سنگ بر جام

آخر نگهی به سوی ما کن

ای دولتِ خاص و حسرتِ عام

بس در طلب تو دیگ سودا

پختیم و هنوز کار ما خام

درمان اسیر عشق صبرست

تا خود به کجا رسد سرانجام

من در قدم تو خاک بادم

باشد که تو بر سرم نهی گام

دور از تو شکیب چند باشد

ممکن نشود بر آتش آرام

در دامِ غمت چو مرغ وحشی

می‌پیچم و سخت می‌شود دام

من بی تو نه راضیم ولیکن

چون کام نمی‌دهی به ناکام

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله‌ی کار خویش گیرم

 

لینک های پادکست

پادکست بوطیقاقسمت هشتم – اسم اعظم

 شبکه های اجتماعی : اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا

حمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقا

تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com

More Episodes

11/24/2022

چهل – پوپکِ پیکی

Season 1, Ep. 40
‌‌‌‌منوچهری دامغانی - نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا‌ ‌ نوبهار آمد و آورد گل و یاسمناباغ همچون تبّت و راغ بسان عدناآسمان خیمه زد از بیرم و دیبای کبودمیخ آن خیمه ستاک سمن و نسترنابوستان گویی بتخانة فرخار شده‌ستمرغکان چون شمن و گلبنکان چون وثنابر کف پای شمن بوسه بداده وثنشکی وثن بوسه دهد بر کف پای شمناکبک ناقوس‌زن و شارَک سنتورزنستفاخته نای‌زن و بَط شده طنبورزنا پردة راست زند نارُو بَرِ شاخِ چنارپردة باده زند قُمری بَرِ ناروَناکبک پوشیده به تن پیرَهَنِ خزِّ کبودکرده با قیرْ مُسلسل دو بَرِ پیرهناپوپوکِ پیکی، نامه زده اندر سرِ خویشنامه گه باز کند، گه شکند بر شکنافاختهْ راست بِکردارِ یکی لَعَب‌گَرستدر فکنده به گلو حلقة مِشکین رَسنااز فروغِ گُل اگر اهرِمَن آید بَرِ تواز پری بازندانی دو رخِ اهرمنانرگسِ تازه چو چاهِ ذقنی شد به مثلگر بود چاه ز دینار و ز نقره ذقنا چونکه زرّین قدحی بر کف سیمین‌صنمییا درخشنده‌چراغی به میان پَرَناوان گُلِ نار به کردار کفی شِبرَمِ سُرخبسته اندر بُنِ او لَختی مُشکِ خُتنا سَمَنِ سرخ بِسان دو لبِ طوطی نرکه زبانش بود از زرِّ زده در دهنا وان گل سوسن مانندة جامی ز لَبَنریخته مُعْصَفَرِ سوده میان لبناارغوان بر طَرَفِ شاخ تو پنداری راستمرغکانند عقیقین زده بر بابزَنالاله چون مریخ اندر شده لَختی به کسوفگل دوروی چو بَرِ ماهِ سهیلِ یمناچون دواتی بُسَّدین است خراسانی‌و رباز کرده سر او، لاله به طَرْ فِ چَمَناثوب عُتّابی گشته سَلَبِ قُوسِ قَزَحسُندُسِ رومی گشته سَلَبِ یاسمناسال امسالین نوروز طربناک‌تر استپار و پیرار همی‌دیدم، اندوهگنااین طربناکی و چالاکی او هست کنوناز موافق شدن دولت با بوالحسنا لینک های پادکستپادکست بوطیقا – قسمت دوازدهمشبکه های اجتماعی : اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقاتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com