شعر کست | SherCast

1/26/2023

چهل و نه – بد نامِ عشق

Season 1, Ep. 49
‌مولانا‌‌‌‌درهم شکن چو شیشه خود را، چو مست جامیبد نامِ عشق جان شو، اینست نیکنامیپرذوق، چون صراحی بنشین، اگر نشینیکُن کالقدح مذیقا للقوم فی‌القیامعقل تو پای‌بندی، عشق تو سربلندیالعقل فی‌الملام والعشق فی‌المدامالدیک فی صیاح، واللیل فی انهزاموالصبح قد تبدی فی مهجةالضلاممعشوق غیر ما، نی، جز که خون ما، نیهم جان کند رئیسی، هم جان کند غلامیدل را کباب کردی، خون را شراب کردی یا من فداک روحی یا سیدالانامِز اندیشه شو پیاده، تا بر خوری ز بادهمن راوق قدیم، مستکمل‌القواممستفعلن فعولن، آتش مکن مجوشانزیرا کمال آمد، دیگر نماند خامیمی‌گو تو هرچه خواهی، فرمان‌روا و شاهیسلمت یا عزیزی، یا صاحب‌السلامباده چو با خیزان، چون پشه غم‌گریزانلا تعذلوا السکارا افدیکم کرامیتبریز شاد بادا، ز اشرق شمس دینمفالشمس حیث تجری للمشرقین حامی لینک های پادکستپادکست بوطیقا – قسمت دوازدهمشبکه های اجتماعی : اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقاتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
1/19/2023

چهل و هشت – حوریان و نوریان

Season 1, Ep. 48
‌مولانا‌‌‌چون نداری تاب دانش چشم بگشا در صفاتچون نبینی بی‌جهت را نور او بین در جهاتحوریان بین نوریان بین زیر این ازرق تُتُقمسلمات مؤمنات قانتات تائباتهر یکی با نازباز و هر یکی عاشق نوازهر یکی شمع طراز و هر یکی صبح نجاتهر یکی بسته دهان و موشکاف اندر بیانهر یکی شکرستان و هر یکی کان نباتجان کهنه می‌فشان و جان تازه می‌ستاندر فقیری می‌خرام و می‌ستان ز ایشان زکاتشیر جان زین مریمان خور چونک زاده ثاینیتا چو عیسی فارغ آیی از بنین و از بناتروز و شب را چون دو مجنون درکشان در سلسلهای که هر روزت چو عید و هر شبت قدر و براتچونک شه بنمود رخ را اسب شد همراه پیلعقل مسکین گشت مات و جان میان برد و ماتعاشقان را وقت شورش ابله و شپشپ مبینکوه جودی عاجز آید پیش ایشان در ثباتجان جمله پیشه‌ها عشقست اما آنک اوتره زار دل نبیند درفتد در ترهاتمن خمش کردم چو دیدم خوشتر از خود ناطقیپیش او میرم بگویم اقتلونی یا ثقاتشمس تبریزی چو بگشاید دهان چون شکراز طرب در جنبش آید هم رمیم و هم رفاترو خمش کن قول کم گو بعد از این فعال باشچند گویی فاعلاتن فاعلاتن فاعلات لینک های پادکستپادکست بوطیقا – قسمت دوازدهمشبکه های اجتماعی : اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقاتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
1/12/2023

چهل و هفت – دایگان و شیر

Season 1, Ep. 47
‌مولانا‌‌‌هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگینکو به نقشی دیگر آید سوی تو می دان یقیننی خوشی مر طفل را از دایگان و شیر بودچون برید از شیر آمد آن ز خمر و انگبیناین خوشی چیزی است بی‌چون کآید اندر نقش‌هاگردد از حقه به حقه در میان آب و طینلطف خود پیدا کند در آب باران ناگهانباز در گلشن درآید سر برآرد از زمینگه ز راه آب آید گه ز راه نان و گوشتگه ز راه شاهد آید گه ز راه اسب و زیناز پس این پرده‌ها ناگاه روزی سر کندجمله بت‌ها بشکند آنک نه آن است و نه اینجان به خواب از تن برآید در خیال آید پدیدتن شود معزول و عاطل صورتی دیگر مُبینگویی اندر خواب دیدم همچو سروی خویش راروی من چون لاله زار و تن چو ورد و یاسمینآن خیال سرو رفت و جان به خانه بازگشتان فی هذا و ذاک عبرة للعالمینترسم از فتنه وگر نی گفتنی‌ها گفتمیحق ز من خوشتر بگوید تو مهل فتراک دینفاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتنان گندم گر نداری گو حدیث گندمینآخر ای تبریز جان اندر نجوم دل نگرتا ببینی شمس دنیا را تو عکس شمس دین لینک های پادکستپادکست بوطیقا – قسمت دوازدهمشبکه های اجتماعی : اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقاتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
1/5/2023

چهل و شش – آهوی چینی

Season 1, Ep. 46
‌(ناشناس) - صنمی لاله عذاری صنمی ، لاله عذاری، به روش باد بهاری ، به نگه آهوی چینی ، و به قد سرو خرامان و ، به رخ چون مه تابان و ، دهن غنچه خندان و ، لبش لعل بدخشان و ، زنخدان چو نمکدان ، که از او وام کند مهر و قمر نور و ضیا را. نظر از چهره او مست شده، نیستی اش هست شده، نرگس شیدا نگران از غم او، وه چه گذاری ،به نگاهی، که الهی به خدایی خداییت ،همان عرش رفیعی که نمایانگر نور است و سرور است و لیاقت ببرد هر که به آنجا رسد از رتبه و جاهی، که هر از وقتی و گاهی، که فراموش کند ما به نگاهش، برسان حیفی و آهی، که بیاموزد از این خاطر ما مهر و وفا را. عاشق آید به دل خام و، ننازد به تمنای نگاهی که برون آرد از این عشق به شهوت دل ناکام و، نگوید که هرآنکس که بخواهد به خدا دانه برفی ، شده لایق گر از او هست به سر بیشترین بیشترین بیشترین بام و، نیارد به رسومی غلط این سلسله احکام و ،کند قاعده سال و مه و هفته و ایام و، کند جمع پریشان دل ما نیز همه ساکت و آرام و، دهد خاطر تسکین شده هر بنده خدا را. لینک های پادکستپادکست بوطیقا – قسمت دوازدهمشبکه های اجتماعی : اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقاتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
12/15/2022

چهل و سه – جمال طلعت

Season 1, Ep. 43
‌‌‌سعدی - اگر تو فارغی از حال دوستان یارا‌‌‌اگر تو فارغی از حال دوستان یارافراغت از تو میسر نمی‌شود ما راتو را در آینه دیدن جمال طلعت خویشبیان کند که چه بودست ناشکیبا رابیا که وقت بهارست تا من و تو به همبه دیگران بگذاریم باغ و صحرا رابه جای سرو بلند ایستاده بر لب جویچرا نظر نکنی یار سروبالا راشمایلی که در اوصاف حسن ترکیبشمجال نطق نماند زبان گویا راکه گفت در رخ زیبا نظر خطا باشدخطا بود که نبینند روی زیبا رابه دوستی که اگر زهر باشد از دستتچنان به ذوق ارادت خورم که حلوا راکسی ملامت وامق کند به نادانیحبیب من که ندیدست روی عذرا راگرفتم آتش پنهان خبر نمی‌دارینگاه می‌نکنی آب چشم پیدا رانگفتمت که به یغما رود دلت سعدیچو دل به عشق دهی دلبران یغما راهنوز با همه دردم امید درمانستکه آخری بود آخر شبان یلدا را لینک های پادکستپادکست بوطیقا – قسمت دوازدهمشبکه های اجتماعی : اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقاتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
12/8/2022

چهل و دو – سخن دوست

Season 1, Ep. 42
‌‌سعدی - از هر چه می‌رود سخن دوست خوشتر است‌‌‌‌از هر چه می‌رود سخن دوست خوشتر استپیغام آشنا نفس روح پرور استهرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ایمن در میان جمع و دلم جای دیگر استشاهد که در میان نبود شمع گو بمیرچون هست اگر چراغ نباشد منور استابنای روزگار به صحرا روند و باغصحرا و باغ زنده دلان کوی دلبر استجان می‌روم که در قدم اندازمش ز شوقدرمانده‌ام هنوز که نزلی محقر استکاش آن به خشم رفتهٔ ما آشتی کنانبازآمدی که دیدهٔ مشتاق بر در استجانا دلم چو عود بر آتش بسوختیوین دم که می‌زنم ز غمت دود مجمر استشب‌های بی توام شب گور است در خیالور بی تو بامداد کنم روز محشر استگیسوت عنبرینهٔ گردن تمام بودمعشوق خوبروی چه محتاج زیور استسعدی خیال بیهده بستی امید وصلهجرت بکشت و وصل هنوزت مصور استزنهار از این امید درازت که در دل استهیهات از این خیال محالت که در سر است لینک های پادکستپادکست بوطیقا – قسمت دوازدهمشبکه های اجتماعی : اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقاتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
12/1/2022

چهل و یک – خلوت اندیشه

Season 1, Ep. 41
‌حزین لاهیجی - شب که در خلوت اندیشه تمنّای تو بود‌‌‌شب که در خلوت اندیشه تمنّای تو بودگل داغ دل من انجمن آرای تو بودجلوه در آینه ام پرتو رخسار تو داشتسینه آتشکدهٔ حسن دلارای تو بودمژه بر هم نزدم آینه سان در همه عمربس که در دیدهٔ من ذوق تماشای تو بوددل شیدا شده ام داغ تمنّای تو داشتسر سودا زده ام خاک کف پای تو بودصید آهونگهان، غمزهٔ غمّاز تو کرددام جادوصفتان، زلف چلیپای تو بودعشق سرکش اثر از حسن گلوسوز تو داشتداغ حسرت گلی از دامن صحرای تو بودکفر و دین را به کسی فتنهٔ چشمت نگذاشتدر سواد حرم و بتکده غوغای تو بودباده در ساغر دل نرگس مخمور تو ریختمستی ما همه از جام مصفّای تو بودگل باغ نظرم غنچهٔ سیراب تو شدسرو بستان دلم قامت رعنای تو بودگوهر عاشق سرگشته و معشوق یکیستدر حقیقت من و ما، موجهٔ دریای تو بودنشئه ها داشت حزین ، سجدهٔ مستانهٔ تودُرد میخانه مگر خاک مصلّای تو بود؟ لینک های پادکستپادکست بوطیقا – قسمت دوازدهمشبکه های اجتماعی : اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقاتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com