شعر کست | SherCast

Share

بیست و یک – دیده شوخ

Season 1, Ep. 21

سعدی : بند هفدهم و هجدهم ترجیع‌بند سعدی

 

هر دل که به عاشقی زبون نیست

دست‌خوش روزگارِ دون نیست

جز دیده‌ی شوخِ عاشقان را

بر چهره دوان سرشک خون نیست

کوته‌نظری به خلوتم گفت

سودا مکن آخرت جنون نیست

گفتم ز تو کی برآید این دود

کت آتش غم در اندرون نیست؟

عاقل داند که ناله‌ی زار

از سوزش سینه‌ای برون نیست

تسلیم قضا شود کزین قید

کس را به خلاص ره‌نمون نیست

صبر ار نکنم چه چاره سازم

آرام دل از یکی فزون نیست

گر بُکْشد و گر معاف دارد

در قبضه‌ی او چو من زبون نیست

دانی به چه ماند آب چشمم؟

سیماب، که یکدمش سکون نیست

در دهر وفا نبود هرگز

یا بود و به بخت ما کنون نیست

جان برخیِ رویِ یار کردم

گفتم مگرش وفاست چون نیست

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله‌ی کار خویش گیرم

 

در پای تو هرکه سر نینداخت

از روی تو پرده بر نینداخت

در تو نرسید و پی غلط کرد

آن مرغ که بال و پر نینداخت

کس با رخ تو نباخت اسبی

تا جان چو پیاده در نینداخت

نفزود غم تو روشنایی

آن را که چو شمع سر نینداخت

بارت بکشم که مرد معنی

درباخت سر و سپر نینداخت

جان داد و درون به خلق ننمود

خون خورد و سخن به در نینداخت

روزی گفتم کسی چون من جان

از بهر تو در خطر نینداخت

گفتا نه که تیرِ چشم مستم

صید از تو ضعیفتر نینداخت

با آنکه همه نظر در اویم

روزی سوی ما نظر نینداخت

نومید نی‌اَم که چشم لطفی

بر من فکند، و گر نینداخت

بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله‌ی کار خویش گیرم

 

لینک های پادکست

پادکست بوطیقا - قسمت دهم - رخِ اسب

شبکه های اجتماعی : اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا

حمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقا

تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com

More Episodes

11/24/2022

چهل – پوپکِ پیکی

Season 1, Ep. 40
‌‌‌‌منوچهری دامغانی - نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا‌ ‌ نوبهار آمد و آورد گل و یاسمناباغ همچون تبّت و راغ بسان عدناآسمان خیمه زد از بیرم و دیبای کبودمیخ آن خیمه ستاک سمن و نسترنابوستان گویی بتخانة فرخار شده‌ستمرغکان چون شمن و گلبنکان چون وثنابر کف پای شمن بوسه بداده وثنشکی وثن بوسه دهد بر کف پای شمناکبک ناقوس‌زن و شارَک سنتورزنستفاخته نای‌زن و بَط شده طنبورزنا پردة راست زند نارُو بَرِ شاخِ چنارپردة باده زند قُمری بَرِ ناروَناکبک پوشیده به تن پیرَهَنِ خزِّ کبودکرده با قیرْ مُسلسل دو بَرِ پیرهناپوپوکِ پیکی، نامه زده اندر سرِ خویشنامه گه باز کند، گه شکند بر شکنافاختهْ راست بِکردارِ یکی لَعَب‌گَرستدر فکنده به گلو حلقة مِشکین رَسنااز فروغِ گُل اگر اهرِمَن آید بَرِ تواز پری بازندانی دو رخِ اهرمنانرگسِ تازه چو چاهِ ذقنی شد به مثلگر بود چاه ز دینار و ز نقره ذقنا چونکه زرّین قدحی بر کف سیمین‌صنمییا درخشنده‌چراغی به میان پَرَناوان گُلِ نار به کردار کفی شِبرَمِ سُرخبسته اندر بُنِ او لَختی مُشکِ خُتنا سَمَنِ سرخ بِسان دو لبِ طوطی نرکه زبانش بود از زرِّ زده در دهنا وان گل سوسن مانندة جامی ز لَبَنریخته مُعْصَفَرِ سوده میان لبناارغوان بر طَرَفِ شاخ تو پنداری راستمرغکانند عقیقین زده بر بابزَنالاله چون مریخ اندر شده لَختی به کسوفگل دوروی چو بَرِ ماهِ سهیلِ یمناچون دواتی بُسَّدین است خراسانی‌و رباز کرده سر او، لاله به طَرْ فِ چَمَناثوب عُتّابی گشته سَلَبِ قُوسِ قَزَحسُندُسِ رومی گشته سَلَبِ یاسمناسال امسالین نوروز طربناک‌تر استپار و پیرار همی‌دیدم، اندوهگنااین طربناکی و چالاکی او هست کنوناز موافق شدن دولت با بوالحسنا لینک های پادکستپادکست بوطیقا – قسمت دوازدهمشبکه های اجتماعی : اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقاتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com