شعر کست | SherCast

Share

سی و شش – مریض عشق

Season 1, Ep. 36

سعدی - به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی

 

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی

به صد دفتر نشاید گفت حسب الحال مشتاقی

کتاب بالغ منی حبیبا معرضا عنی

ان افعل ما تری انی علی عهدی و میثاقی

نگویم نسبتی دارم به نزدیکان درگاهت

که خود را بر تو می‌بندم به سالوسی و زراقی

اخلایی و احبابی ذروا من حبه مابی

مریض العشق لا یبری و لا یشکو الی الراقی

نشان عاشق آن باشد که شب با روز پیوندد

تو را گر خواب می‌گیرد نه صاحب درد عشاقی

قم املا و اسقنی کأسا و دع ما فیه مسموما

اما انت الذی تسقی فعین السم تریاقی

قدح چون دور ما باشد به هشیاران مجلس ده

مرا بگذار تا حیران بماند چشم در ساقی

سعی فی هتکی الشانی و لما یدر ماشانی

انا المجنون لا اعبا باحراق و اغراق

مگر شمس فلک باشد بدین فرخنده دیداری

مگر نفس ملک باشد بدین پاکیزه اخلاقی

لقیت الاسد فی الغابات لا تقوی علی صیدی

و هذا الظبی فی شیراز یسبینی باحداق

نه حسنت آخری دارد نه سعدی را سخن پایان

بمیرد تشنه مستسقی و دریا همچنان باقی

 

لینک های پادکست

پادکست بوطیقاقسمت دوازدهم

شبکه های اجتماعی : اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا

حمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقا

تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com

More Episodes

11/24/2022

چهل – پوپکِ پیکی

Season 1, Ep. 40
‌‌‌‌منوچهری دامغانی - نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا‌ ‌ نوبهار آمد و آورد گل و یاسمناباغ همچون تبّت و راغ بسان عدناآسمان خیمه زد از بیرم و دیبای کبودمیخ آن خیمه ستاک سمن و نسترنابوستان گویی بتخانة فرخار شده‌ستمرغکان چون شمن و گلبنکان چون وثنابر کف پای شمن بوسه بداده وثنشکی وثن بوسه دهد بر کف پای شمناکبک ناقوس‌زن و شارَک سنتورزنستفاخته نای‌زن و بَط شده طنبورزنا پردة راست زند نارُو بَرِ شاخِ چنارپردة باده زند قُمری بَرِ ناروَناکبک پوشیده به تن پیرَهَنِ خزِّ کبودکرده با قیرْ مُسلسل دو بَرِ پیرهناپوپوکِ پیکی، نامه زده اندر سرِ خویشنامه گه باز کند، گه شکند بر شکنافاختهْ راست بِکردارِ یکی لَعَب‌گَرستدر فکنده به گلو حلقة مِشکین رَسنااز فروغِ گُل اگر اهرِمَن آید بَرِ تواز پری بازندانی دو رخِ اهرمنانرگسِ تازه چو چاهِ ذقنی شد به مثلگر بود چاه ز دینار و ز نقره ذقنا چونکه زرّین قدحی بر کف سیمین‌صنمییا درخشنده‌چراغی به میان پَرَناوان گُلِ نار به کردار کفی شِبرَمِ سُرخبسته اندر بُنِ او لَختی مُشکِ خُتنا سَمَنِ سرخ بِسان دو لبِ طوطی نرکه زبانش بود از زرِّ زده در دهنا وان گل سوسن مانندة جامی ز لَبَنریخته مُعْصَفَرِ سوده میان لبناارغوان بر طَرَفِ شاخ تو پنداری راستمرغکانند عقیقین زده بر بابزَنالاله چون مریخ اندر شده لَختی به کسوفگل دوروی چو بَرِ ماهِ سهیلِ یمناچون دواتی بُسَّدین است خراسانی‌و رباز کرده سر او، لاله به طَرْ فِ چَمَناثوب عُتّابی گشته سَلَبِ قُوسِ قَزَحسُندُسِ رومی گشته سَلَبِ یاسمناسال امسالین نوروز طربناک‌تر استپار و پیرار همی‌دیدم، اندوهگنااین طربناکی و چالاکی او هست کنوناز موافق شدن دولت با بوالحسنا لینک های پادکستپادکست بوطیقا – قسمت دوازدهمشبکه های اجتماعی : اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقاتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com