شعر کست | SherCast

Share

بیست و هفت – پیکرِ مطبوع

Season 1, Ep. 27

سعدی : ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر

 

ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر

به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر

در آفاق گشاده‌ست ولیکن بسته‌ست

از سر زلف تو در پای دل ما زنجیر

من نظر بازگرفتن نتوانم همه عمر

از من ای خسرو خوبان تو نظر بازمگیر

گر چه در خیل تو بسیار به از ما باشد

ما تو را در همه عالم نشناسیم نظیر

در دلم بود که جان بر تو فشانم روزی

باز در خاطرم آمد که متاعیست حقیر

این حدیث از سر دردیست که من می‌گویم

تا بر آتش ننهی بوی نیاید ز عبیر

گر بگویم که مرا حال پریشانی نیست

رنگ رخسار خبر می‌دهد از سر ضمیر

عشق پیرانه سر از من عجبت می‌آید

چه جوانی تو که از دست ببردی دل پیر

من از این هر دو کمانخانه ابروی تو چشم

برنگیرم وگرم چشم بدوزند به تیر

عجب از عقل کسانی که مرا پند دهند

برو ای خواجه که عاشق نبود پندپذیر

سعدیا پیکر مطبوع برای نظر است

گر نبینی چه بود فایده چشم بصیر

 

لینک های پادکست

پادکست بوطیقاقسمت هفتم

شبکه های اجتماعی : اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا

حمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقا

تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com

More Episodes

11/24/2022

چهل – پوپکِ پیکی

Season 1, Ep. 40
‌‌‌‌منوچهری دامغانی - نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا‌ ‌ نوبهار آمد و آورد گل و یاسمناباغ همچون تبّت و راغ بسان عدناآسمان خیمه زد از بیرم و دیبای کبودمیخ آن خیمه ستاک سمن و نسترنابوستان گویی بتخانة فرخار شده‌ستمرغکان چون شمن و گلبنکان چون وثنابر کف پای شمن بوسه بداده وثنشکی وثن بوسه دهد بر کف پای شمناکبک ناقوس‌زن و شارَک سنتورزنستفاخته نای‌زن و بَط شده طنبورزنا پردة راست زند نارُو بَرِ شاخِ چنارپردة باده زند قُمری بَرِ ناروَناکبک پوشیده به تن پیرَهَنِ خزِّ کبودکرده با قیرْ مُسلسل دو بَرِ پیرهناپوپوکِ پیکی، نامه زده اندر سرِ خویشنامه گه باز کند، گه شکند بر شکنافاختهْ راست بِکردارِ یکی لَعَب‌گَرستدر فکنده به گلو حلقة مِشکین رَسنااز فروغِ گُل اگر اهرِمَن آید بَرِ تواز پری بازندانی دو رخِ اهرمنانرگسِ تازه چو چاهِ ذقنی شد به مثلگر بود چاه ز دینار و ز نقره ذقنا چونکه زرّین قدحی بر کف سیمین‌صنمییا درخشنده‌چراغی به میان پَرَناوان گُلِ نار به کردار کفی شِبرَمِ سُرخبسته اندر بُنِ او لَختی مُشکِ خُتنا سَمَنِ سرخ بِسان دو لبِ طوطی نرکه زبانش بود از زرِّ زده در دهنا وان گل سوسن مانندة جامی ز لَبَنریخته مُعْصَفَرِ سوده میان لبناارغوان بر طَرَفِ شاخ تو پنداری راستمرغکانند عقیقین زده بر بابزَنالاله چون مریخ اندر شده لَختی به کسوفگل دوروی چو بَرِ ماهِ سهیلِ یمناچون دواتی بُسَّدین است خراسانی‌و رباز کرده سر او، لاله به طَرْ فِ چَمَناثوب عُتّابی گشته سَلَبِ قُوسِ قَزَحسُندُسِ رومی گشته سَلَبِ یاسمناسال امسالین نوروز طربناک‌تر استپار و پیرار همی‌دیدم، اندوهگنااین طربناکی و چالاکی او هست کنوناز موافق شدن دولت با بوالحسنا لینک های پادکستپادکست بوطیقا – قسمت دوازدهمشبکه های اجتماعی : اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقاتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com