Share

cover art for بیا برویم روبه روی باد شمال

دکلمه های خسرو شکیبایی

بیا برویم روبه روی باد شمال

بیا برویم روبروی باد شمال

آن سوی پرچین گریه ها

سرپناهی خیس از مژه های ماه را بلدم

که بیراهه دریا نیست!

دیگر از این همه سلام ضبط شده بر آداب لاجرم خسته ام

بیا برویم!

آن سوی هر چه حرف و حدیث امروز است

همیشه

سکوتی برای آرامش و فراموشی ما باقی است

می توانیم بدون تکلم خاطره ای حتی

کامل شویم!

می توانیم دمی در برابر جهان

به یک واژه ی ساده قناعت کنیم

من حدس می زنم از آواز آن همه سال و ماه

هنوز بیت ساده ای از غربت ِ گریه را به یاد آورم

من خودم هستم!

More episodes

View all episodes