Share

Cozy Corner with Hossein Nasiri | کوزی کرنر با حسین نصیری
Corner 87: Sara Shahrokhi | ضبط شده در ۰۴ بهمن ۱۴۰۴ | سارا شاهرخی
خانم «سارا شاهرخی»، کارآفرین اجتماعی، بنیانگذار و مدیر سازمان مردمنهاد «ایفا»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛
او مسیر حرفهای خود در این حوزه را از دل فعالیتهای داوطلبانه و خیریه آغاز کرد؛ جایی که از نزدیک با چهرهی سنتی مبارزه با فقر روبهرو شد؛ چهرهای که در آن، کمکها بیشتر بر تأمین نیازهای فوری و معیشتی خانوادهها متمرکز بود تا بر ریشهها. همین مواجههی واقعی، نقطهی آغاز پرسشی شد که بعدها به «ایفا» انجامید: آیا میتوان بهجای تسکین موقت درد، بستری برای تغییر پایدار ساخت؟
اما مسیر سارا، تنها به نقد روشهای گذشته محدود نماند؛ او به مرور وارد جهانی تازهتر و جسورانهتر شد؛ جهانی که در آن، فقر دیگر نه یک سرنوشت محتوم، بلکه نتیجهی نبود دسترسی به فرصت و سرمایه دیده میشود. جهانی که در آن، انسان روستایی نه «نیازمندی» که باید از او حمایت شود، بلکه فردی توانمند و باانگیزه است که تنها به یک فرصت احتیاج دارد.
سارا در سالهای فعالیت خود، همواره کوشیده مفهوم کمک را از قالبهای کلیشهای و یکسویه فاصله دهد و به سمت ساختن مدلی شخصی، کرامتمحور و چندلایه حرکت کند؛ مدلی که در آن، فناوری مالی، آموزش، اعتماد و سرمایهی اجتماعی، همگی بخشی از یک روایت واحد هستند؛ روایتی که میان «ایفایاران» و «ایفاپذیران» پلی پایدار میسازد.
ایفا در هر مرحله از مسیر خود، بخشی تازه از این نگاه را آشکار کرده است؛ از قرضهای خرد و بدون بهره به کسبوکارهای کوچک روستایی، تا پروژههایی بلندپروازانه چون «زاگرس» که در آن، خلق شغل جایگزین برای بومیان منطقه، به ابزاری برای حفاظت از محیطزیست بدل میشود.
در نگاه او، توسعه یک «وضعیت» است؛ وضعیتی که همزمان اقتصاد، انسان و طبیعت را در بر میگیرد. او تلاش میکند بهجای ارائهی راهحلهای تکراری و آشنا، تجربهای زیسته و واقعی از تغییر بسازد؛ تجربهای که هم برای کارآفرین محلی معنا داشته باشد و هم برای حامی شهری.
آنچه سارا شاهرخی را از بسیاری از فعالان همنسلش متمایز میکند، جسارت او در عبور از مدلهای منسوخ، تجربهگرایی و خروج از منطقهی امن خیریهی سنتی است؛ او همواره کوشیده میان جهان نوآوری مالی و زیست واقعی مردم مناطق محروم پلی ایجاد کند؛ پلی میان سرمایه و کرامت، میان فناوری و انسان، میان فقر و فرصت.
در گفتوگو با «کوزی کرنر»، سارا شاهرخی از مسیر شکلگیری ایفا میگوید؛ از سالهای آزمونوخطا، شکستها و آموختهها، از تجربهی «زیما» و برخورد با محدودیتهای رگولاتوری، تغییر نگاهش به فقر و توسعه، و از اینکه چگونه کارآفرینی اجتماعی برای او به راهی برای فهم جامعه و فهم خودش تبدیل شده است.
او دربارهی تفاوت رویکرد سنتی و پایدار، مفهوم «توانمندسازی» در برابر «کمک»، فشارهای فعالیت در فضای مردمنهاد، و مواجههی یک کارآفرین با مسئولیت اجتماعیاش صحبت میکند؛ مسیری که در آن، هر پروژه نه فقط یک برنامهی اقتصادی، بلکه سندی از یک باور عمیق به کرامت انسانی است.
نگاه سارا شاهرخی به تغییر، نگاهی شخصی، انسانی و تجربهمحور است؛ او باور دارد که توسعه زمانی واقعی میشود که انسانها نه ابژهی کمک، بلکه فاعل سرنوشت خود باشند.
این شما و این گفتوگوی جذاب «سارا شاهرخی» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.
امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.
از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
More episodes
View all episodes

5. Corner PP05: Marzieh Sadeghi & Amin Ardani | مرضیه صادقی و امین اردانی | پادکست فیکشن و قصهگو | ضبط شده در بهمن ۱۴۰۴
01:40:56||Season 4, Ep. 5خانم «مرضیه صادقی» و آقای «امین اردانی»، تهیهکنندگان و راویان پادکستهای «فیکشن» و «قصهگو»، مهمانان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛مرضیه صادقی و امین اردانی را با دو صدا میشناسیم که کنار هم قصه تعریف میکنند؛ یکی در «فیکشن» که هفت سال است سراغ اتفاقهای واقعیِ باورنکردنی میرود، و یکی در «قصهگو» که متنهای کهن ادبیات فارسی و اساطیر جهان را دوباره شنیدنی کرده است. اما نکتهی جالب اینجاست که این همکاری از یک توییت شروع شد.سال ۱۳۹۸، مرضیه که ادبیات داستانی خوانده بود جلسهی نقد داستان برگزار کرد و امین که مهندس نرمافزار بود و از روزمرگی خسته، پوستر جلسه را در توییتر دید و رفت. آن روز میان بحثی دربارهی جریان سیال ذهن نشست، چیزی نفهمید، و بیسروصدا بیرون آمد. فردایش مرضیه در توییتر پرسید آن آقایی که کنارم نشسته بودی که بودی؟ پاسخ آن توییت، امروز دو پادکست و بیش از سیصد اپیزود است.مسیرشان هم مثل هر مسیر مستقلی، پر از آزمون و خطا بوده است. از ضبط اپیزود اول در یک استودیوی مذهبی در سیدخندان گرفته تا ساختن یک باکس چوبی آکوستیک در خانه و خریدن تجهیزات با وام ازدواج. جایی در میانهی همهی اینها فهمیدند که میشود روی این کار حساب کرد؛ و هر دو کارمندی را رها کردند تا تماموقت پای تولید محتوا بایستند.قرارداد اولیهی «فیکشن» ساده بود: سراغ اتفاقهایی برویم که در منطق آدم جا نمیشوند. همین اسمش را ساخت. بعدها مسیرش به تروکرایم یا داستانهای جنایی واقعی رسید، اما آن نگاه اولیه ماند؛ روایت آدمهایی که کارشان با هیچ علت و معلولی توضیح داده نمیشود.«قصهگو» اما از یک حسرت متولد شد. مرضیه همیشه دلش میخواست کاری در حوزهی تحصیلش بکند و «فیکشن» این فرصت را نمیداد. حالا در «قصهگو» متن کلاسیک را کامل میخواند، خلاصه و روایت میکند؛ از شاهنامه و لیلی و مجنون تا منظومههای کمشنیدهای مثل ویس و رامین. کاری سختتر از «فیکشن»، اما به گفتهی خودش با ارزش معنوی بیشتر.شاید بشود گفت وجه مشترک هر دو پروژه، همان کد اخلاقی روشنی است که برای خودشان تعریف کردهاند؛ نه شبهعلم، نه خرافه، نه محتوای جنسیتزده و نژادپرستانه، و نه سوار شدن بر ترندهای روز و احساسات مخاطب. و در کنارش، تعهدی که به آن میبالند: از روز اول تا امروز، حتی یک دقیقه در انتشار اپیزودهایشان تأخیر نداشتهاند.در این قسمت از کوزی کرنر که بخشی از پروندهی ویژهی «پادکست فارسی» است، همراه مرضیه صادقی و امین اردانی باشید تا از شکلگیری «فیکشن» و «قصهگو»، فرآیند نوشتن و تولید، استراتژی رشد در پلتفرمهای مختلف، اقتصاد پادکست مستقل و تجربهی زندگی و کار کنار هم گفتوگو کنیم.این شما و این گفتوگوی جذاب «مرضیه صادقی»، «امین اردانی» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
4. Corner PP04: Hesam Moghaddam | حسام مقدم | پادکست بازگویی | ضبط شده در بهمن ۱۴۰۴
02:10:54||Season 4, Ep. 4آقای «حسام مقدم»، وکیل دادگستری، کارشناس ارشد حقوق جزا و جرمشناسی و راوی پادکست جنایی «بازگویی»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛حسام مقدم از معدود کسانی است که جنایت را از سه پنجرهی متفاوت تماشا کرده است: سالها بهعنوان خبرنگار جنایی ایسنا پای ثابت دادسراها و صحنههای جرم بود، بعدها دبیر بخش حقوقی و سردبیر تحریریهی شبکههای اجتماعی همان خبرگزاری شد، و در تمام این سالها حقوق خواند و ردای وکالت پوشید. «بازگویی» که از سال ۱۴۰۳ آغاز شد، محل تلاقی همین سه پنجره است؛ پادکستی که خیلی زود پادکست برتر دومین رویداد ملی پادکست فارسی در حوزهی سرگرمی و اطلاعات عمومی شد.«بازگویی» روایت مستند جنایتهای مشهور ایران است؛ از شهلا جاهد و بیجه تا خفاش شب و خانهی وحشت. اما آنچه آن را از روایت صرف روزنامهای جدا میکند، عمقی است که راویاش به دنبال آن است. حسام در هر پرونده تلاش میکند چندصدایی حاکم باشد و صدای همهی آدمهای دخیل در ماجرا شنیده شود؛ بهخصوص آنها که هیچوقت تریبونی نداشتهاند. به قول خودش، در یک جنایت پلیس حرف میزند، قاضی حرف میزند، حتی متهم فرصت حرف زدن دارد؛ اما قربانی که زیر خاک رفته، هیچوقت وقت دفاع نداشته است.قاعدهای که او روز اول برای خودش گذاشت، ساده اما دشوار است: «تو راوی هستی، نه قاضی.» برای همین در روایتهایش نه صفتی به مجرم میچسباند و نه اشک مخاطب را هدف میگیرد. در عوض با نگاه جرمشناسانه سراغ ریشهها میرود؛ اینکه در ذهن مرتکب چه گذشته، بزهدیده که بوده و آدمهای یک پرونده، سالها بعد از جنایت، به کجا رسیدهاند.همین نگاه ریشهای است که روایتهایش را از قضاوت دور و به همدلی نزدیک میکند. حسام باور دارد اگر شرایط زندگیاش طور دیگری رقم خورده بود، شاید امروز خودش جای یکی از همین متهمها نشسته بود. شاید برای همین است که وقتی سراغ بازماندگان میرود، پیش از هر چیز به آنها حق میدهد که حرف نزنند؛ و وقتی حرف میزنند، خودش را جایشان میگذارد.نکتهی کمیاب دربارهی حسام، سخاوت اوست. برخلاف بسیاری که روش کارشان را «اسرار حرفهای» میدانند، او در این گفتوگو مسیر تحقیقش را قدمبهقدم باز میکند؛ به این امید که کسی از راه برسد و تروکرایم ایرانی بهتری بسازد. به قول خودش، بخل داشتن در این قضیه ارزشی ندارد.اما پشت این روایتهای آرام و بیطرف، کاری پرتنش نهفته است: راه رفتن روی لبهی باریک آگاهیبخشی بدون آموزش جرم، و باز کردن زخمهایی که صاحبانشان سالها تلاش کردهاند بسته بماند. حسام در این گفتوگو از همین پشتصحنه میگوید؛ از فرآیند شکار مستندات و آرشیوها، از هنر پیدا کردن آدمهایی که هیچکس سراغشان نرفته، و از پروندههایی که هنوز رهایش نکردهاند؛ از جمله تماس تلفنی شهلا جاهد با او، مدتی پیش از اجرای حکم.در این قسمت از کوزی کرنر که بخشی از پروندهی ویژهی «پادکست فارسی» است، همراه حسام مقدم باشید تا از مسیر خبرنگاری جنایی تا پادکستسازی، اخلاق روایت جنایت، روش تحقیق و منبعیابی در «بازگویی» و چالشهای ساخت تروکرایم ایرانی گفتوگو کنیم.این شما و این گفتوگوی جذاب «حسام مقدم» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
3. Corner PP03: Alireza Banijani | علیرضا بنیجانی | پادکست پاراگراف | ضبط شده در بهمن ۱۴۰۴
02:09:59||Season 4, Ep. 3آقای «علیرضا بنیجانی» تهیهکننده، پژوهشگر، مترجم و راوی پادکست تاریخی «پاراگراف»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛علیرضا بنیجانی را بیشتر از هر چیز با صدایی میشناسیم که تاریخ را از دل کتابهای تاریخی بیرون کشیده و به قصههایی شنیدنی تبدیل کرده است. اما نکتهی جالب اینجاست که «پاراگراف»، یکی از شناختهشدهترین پادکستهای تاریخ به زبان فارسی، به قول خودش حاصل این بود که او تاریخ را دوست نداشت. آنچه علیرضا دوست نداشت، تاریخ خشک کلاسها و فهرست بلند تاریخها و اسامی بود و آنچه بعدها پیدا کرد، تاریخ به شکل قصه بود. قصهای که مثل رمان و فیلم میتواند آدم را به تأمل وادارد و پرسشهایی دربارهی انسان، جامعه و امروز پیش رویش بگذارد.مسیر او به پادکست پر از آزمون و خطا بوده است. از فیلمسازی آماتور با دوربین خانگی و تئاتر دانشجویی گرفته تا روزنامهنگاری، ترجمهی کتاب و تدوین. جایی در میانهی همهی این تجربهها بود که فهمید آنچه واقعاً برایش جذابیت دارد، خود رسانه است؛ اینکه بتوانی از یک مجرا چیزی را به گوش مخاطبت برسانی. پادکست، مدیومی که با شنیدن اولین قصههای صوتی فارسی کشفش کرد، همان مجرایی شد که همهی این علاقهها را یکجا در خود جای داد.در «پاراگراف»، بنیجانی روایتش را نه بر یک کتاب، بلکه بر پژوهش در منابع متعدد بنا میکند. منابع را کنار هم میگذارد، روایتها را میسنجد و از دل آنها قصهی خودش را بیرون میکشد. برای او تاریخ مجموعهای از حقایق قطعی نیست؛ میدان جنگ روایتهاست و هر مورخ راویای است که از نقطهای مشخص به گذشته نگاه میکند. شاید به همین دلیل است که با آنکه سراغ ساختن اپیزودهایی از تاریخ ایران نمیرود، معتقد است تمام اپیزودهایش دربارهی ایران است. چون از اینجا و اکنون، و با دغدغههای امروز خودش، به گذشتهی جهان نگاه میکند.شاید بشود گفت وجه مشترک تمام کارهای علیرضا بنیجانی، از ترجمه و پژوهش تا ساخت «پاراگراف»، همین کنجکاوی سیریناپذیر است. همان چیزی که خودش به شوخی «سندروم علاقهی بیقرار» مینامد؛ میلی به اینکه هر چیز جذابی را از نزدیک تجربه کند و ببیند خودش در آن چگونه است.در این قسمت از کوزی کرنر که بخشی از پروندهی ویژهی «پادکست فارسی» است، همراه علیرضا بنیجانی باشید تا از قصهگویی با تاریخ، فرآیند پژوهش و روایتسازی در «پاراگراف»، فراز و فرودهای مسیر پادکستسازی و آیندهی صنعت پادکست فارسی گفتوگو کنیم.این شما و این گفتوگوی جذاب «علیرضا بنیجانی» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
2. Corner PP02: Amin Matin | امین متین | پادکست ساعت صفر | ضبط شده در بهمن ۱۴۰۴
02:04:29||Season 4, Ep. 2آقای «امین متین» نویسنده، کارگردان، داستانپرداز و خالق پادکست داستانی «ساعت صفر»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛امین متین را شاید بیشتر از هر چیز با قصههایی بشناسیم که مرز میان واقعیت و خیال را کمی جابهجا میکنند؛ قصههایی که از دل زندگی روزمره آغاز میشوند، اما تنها با یک تغییر کوچک در قواعد جهان، مخاطب را به سفری میبرند که پایانش قابل پیشبینی نیست.او از دل تئاتر و سینما به دنیای پادکست رسید؛ جایی که فهمید برای ساختن یک جهان داستانی، همیشه به دوربین، لوکیشن و گروهی بزرگ نیاز نیست. گاهی صدا، موسیقی و تخیل مخاطب، از هر تصویر واقعی قدرتمندتر عمل میکنند. نتیجه این نگاه، «ساعت صفر» شد؛ اثری که بیش از آنکه یک پادکست معمولی باشد، تجربهای از یک روایت سینمایی است که تنها با صدا ساخته میشود.جالب اینجاست که علاقهی امین متین به قصه، محدود به ژانر خاصی نیست. او از داستانهایی حرف میزند که فقط یک عنصر غیرعادی را وارد دنیایی کاملاً واقعی میکنند؛ تغییری کوچک که کافی است همهچیز را زیر سؤال ببرد. شاید به همین دلیل، در آثارش، سفر در زمان یا عناصر علمیتخیلی، بیش از آنکه هدف باشند، ابزاری برای پرداختن به پرسشهایی درباره انتخاب، سرنوشت، هویت و مسئولیت انساناند.او در سالهایی که «ساعت صفر» را ساخته، نشان داده که قصهگویی فقط به نوشتن یک داستان خوب محدود نمیشود؛ بلکه از ریتم روایت، طراحی صدا، سکوت، موسیقی و حتی اعتماد به تخیل شنونده شکل میگیرد. برای او، مخاطب فقط شنونده نیست، بلکه بخشی از فرآیند ساختن جهان داستان است.شاید بشود گفت وجه مشترک تمام کارهای امین متین، از نویسندگی و کارگردانی تا ساخت «ساعت صفر»، همین باور به قدرت قصه است؛ اینکه اگر داستانی برای گفتن داری، باید آن را با زبانی روایت کنی که خودت به آن ایمان داری، نه صرفاً زبانی که بیشتر دیده یا شنیده میشود.در این قسمت از کوزی کرنر، همراه امین متین باشید تا از جهان قصهها، مرز میان سینما و پادکست، خلق دنیاهای خیالی و مسیری که «ساعت صفر» را به یکی از مهمترین پروژههای داستانی صوتی فارسی تبدیل کرده است، گفتوگو کنیم.این شما و این گفتوگوی جذاب «امین متین» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
1. Corner PP01: Abbas Seyedein | عباس سیدین | پادکست پرسه و بیپلاس | ضبط شده در بهمن ۱۴۰۴
01:59:41||Season 4, Ep. 1آقای «عباس سیدین» نویسنده، مترجم و پادکستر، از پادکستهای «پرسه» و «بیپلاس» مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛عباس سیدین را شاید بیشتر از هر جای دیگری با صدایش بشناسیم؛ صدایی که از دل کتابها و پرسشهایی که خودش هم پاسخشان را نمیداند بیرون میآید. او نام پادکستش را «پرسه» گذاشته، و این کلمه بهخوبی نشان میدهد کارش چیست: نه سخنرانی از موضعی از پیش تعیینشده، بلکه گشتوگذاری کنجکاو در میان کتابها و ایدهها، با این باور که هر پاسخ، در واقع دریست بهسوی چند پرسش تازهتر.جالب اینجاست که سیدین از دل موسیقی به این مسیر رسیده؛ او کارشناسی ارشد نوازندگی موسیقی ایرانی را از دانشگاه تهران گرفته، رشتهای که ظاهرا ربطی به علم، فلسفه و روانشناسی که امروز محور کارش شده ندارد. اما شاید همین پیشینهی موسیقایی به گوش او آموخته که چطور در میان انبوهی از منابع و کتابها، ریتم یک روایت را پیدا کند و آن را به زبانی ساده و صمیمی برای مخاطب فارسیزبان بازگو کند.او همزمان با اجرا و تولید، مترجم هم هست؛ کاری که در نگاه اول ساکتتر و کمسروصداتر از پادکست به نظر میرسد، اما از جنس همان کنجکاوی است. ترجمهی کتابهایی مثل «عقل در برابر جنون» و «محتوم»، و کارهایی که هنوز در راهند، از داروین تا مککارتی، نشان میدهد سیدین ترجمه را هم نوعی پرسه میداند؛ پرسهای در ذهن نویسندهای دیگر، برای آنکه حاصلش را به زبان خودمان برگرداند.شاید بشود گفت وجه مشترک تمام کارهای سیدین، از نوشتن پادکست «بیپلاس» تا ساختن «پرسه» و ترجمهی کتاب، همین یک چیز است: اعتقاد به اینکه فهمیدن، مقصد نیست، مسیر است. و او سالهاست این مسیر را با صدای خودش برای دیگران هم روایت میکند.در این قسمت از کوزی کرنر، همراه عباس سیدین باشید تا از دل موسیقی، کتاب و ترجمه به یک پرسهی مشترک برسیم.این شما و این گفتوگوی جذاب «عباس سیدین» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
Corner PP00: Hossein Nasiri | پروندهی ویژهی پادکست فارسی
08:10||Season 4, Ep. 0قسمت صفر پروندهی ویژهی «پادکست فارسی» از پادکست تصویری کوزی کرنر با حضور حسین نصیری منتشر شد؛پروندهای که آغاز مسیری تازه است برای بررسی و تحلیل دنیای پادکستهای فارسی.در این اپیزود، حسین نصیری از شکلگیری این پرونده و دلایل اهمیت جریان پادکست فارسی میگوید؛اگر به ساخت پادکست علاقهمندید، این اپیزود نقطهی شروع شماست.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
90. Corner 90: Tarlan Parvaneh | ترلان پروانه
02:04:45||Season 1, Ep. 90خانم «ترلان پروانه» بازیگر سینما و تلویزیون، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ترلان پروانه بیستوهشت سال دارد و بیستوپنج سال است که کار میکند. این جمله را باید دو بار خواند تا سنگینیاش را حس کرد؛ او پیش از آنکه خواندن و نوشتن بیاموزد، دیالوگ حفظ میکرد. پیش از آنکه بداند کلمهها را چطور روی کاغذ مینویسند، یاد گرفته بود آنها را چطور باید جلوی دوربین زندگی کرد. سهساله بود که برای اولین بار جلوی دوربین ایستاد، و از همان لحظه، کودکیاش با چیزی گره خورد که بیشتر آدمها در بزرگسالی هم فرصت تجربهاش را پیدا نمیکنند: دیده شدن.اما دیده شدن، برای یک کودک، شمشیری دولبه است. وقتی ترلان به مدرسه رفت، همکلاسیهایش قبل از آنکه او خودش را معرفی کند، میشناختندش. او هرگز آن تجربهی ساده و معمولی را نداشت که بچهای ناشناس باشد در حیاط مدرسه؛ بچهای که میتواند اشتباه کند، بیفتد، بلند شود، بیآنکه کسی نگاهش کند. دوران کودکی او همیشه یک تماشاگر اضافه داشت.و نوجوانی، که برای همهی ما پر از خطا و آزمون در خلوت است، برای او در برابر چشم یک جامعه گذشت. در همان سالهایی که همسالانش پشت درهای بستهی اتاقهایشان هویتشان را جستوجو میکردند، ترلان ستارهای بود که هر حرکتش دیده، تفسیر و قضاوت میشد. اولین حواشی بزرگ زندگیاش زمانی سراغش آمدند که هنوز داشت یاد میگرفت خودش کیست. او مجبور بود همزمان دو کار دشوار را انجام دهد: بزرگ شدن، و بزرگ شدن در مقابل چشم دیگران.با این همه، آنچه در مسیر ترلان پروانه بیش از هر چیز به چشم میآید، دوام آوردن است. کودکان بازیگر بسیاری آمدهاند و در همان کودکی ماندهاند؛ اما او از دل آن کودک جلوی دوربین، نوجوانی ساخت که ایستاد، و از دل آن نوجوان، بازیگری که امروز با کولهباری از تجربهای که سنوسالش را به چالش میکشد، هنوز کار میکند. برندهی پروانهی زرین بهترین بازیگر در جشنوارهی فیلم کودک و نوجوان شد، در بیش از شصت اثر سینمایی، تلویزیونی و نمایش خانگی نقش آفرید، و مهمتر از همه، توانست از دل حرفهای که کودکیاش را از او گرفته بود، هویتی برای بزرگسالیاش بسازد.شاید داستان ترلان پروانه، بیش از آنکه داستان یک بازیگر باشد، داستان دخترکیست که هیچوقت فرصت نکرد تماشاگر باشد؛ چون همیشه روی صحنه بود. و حالا، پس از بیستوپنج سال، آمده تا برای یک بار هم که شده، از آنسوی دوربین به مسیر خودش نگاه کند.در این قسمت از کوزی کرنر، همراه ترلان پروانه باشید تا با هم به کودکیای برگردیم که جلوی دوربین گذشت و به آدمی برسیم که از دل آن بیرون آمد.این شما و این گفتوگوی جذاب «ترلان پروانه» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
89. Corner 89: Reza Daryakenari | رضا دریاکناری
01:45:45||Season 1, Ep. 89آقای «رضا دریاکناری» هنرمند عکاس، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛رضا دریاکناری کار خود را از دل واقعیت آغاز کرد؛ روزگاری عکاس مستند بود، کسی که دوربینش را رو به جهان همانطور که هست میگرفت و چیزی به آن نمیافزود. اما مستند برای او هرگز نقطهی پایان نبود، مسیری بود که مدام او را جابهجا میکرد؛ از مستند انسانی به مستند معماری، و از آنجا به پرسشی که مسیر بعدیاش را رقم زد: اگر آدم را از بستر آشنایش بیرون بکشیم و در دل یک فضای متروک و غریب بگذاریم، چه اتفاقی برای تصویر میافتد؟از همین پرسش بود که بازی جدیتر شد. نور و سایه به کار او راه یافتند، تکنیکهایی مثل دابل اکسپوژر آمدند، و کمکم مستند جای خود را به پرتره داد؛ پرترهای که هیچگاه بیحرکت نماند. گریم اضافه شد، بعد کلاه و لباس، بعد اکسسوار، تا اینکه در جهشی بزرگتر دیگر تنها سوژه نبود که ساخته میشد؛ کل صحنه بود که طراحی میشد. هر عنصری در قاب، از پارچهای که روی یک شانه افتاده تا شیئی که در گوشهی میز نشسته، دیگر تصادفی نبود؛ همهچیز نوشته میشد، مثل کلماتی که کنار هم یک جمله میسازند.اینجا بود که او به آنچه امروز «عکاسی استیجد - عکاسی صحنهآراییشده» مینامدش رسید؛ جایی که هر مهارتی که در طول سالها آموخته، از نورپردازی مستند تا صحنهآرایی پرتره، در خدمت روایت یک داستان کامل قرار میگیرد. عکس دیگر لحظهای ثبتشده نیست، بلکه صحنهایست از یک نمایش که پیش از کلیک دوربین، در ذهن او بهطور کامل اجرا شده. کاراکترها شخصیت دارند، فضا تاریخ دارد، و هر جزئیات کوچک بخشی از یک جهان بزرگتر است که او آن را میسازد تا بعد بتواند از آن عکس بگیرد.در همین مسیر بود که دریاکناری به ریشههای خودش بازگشت. عناصر ایرانی، از یادگارهای دورهی قجر تا شمایلها و اسطورههای بومی، آگاهانه وارد جهان تصویری او شدند؛ نه بهعنوان تزئین، بلکه بهعنوان زبان. نتیجهی این نگاه، جهانیست که همزمان آشنا و غریب است؛ فضایی که رگههایی از نقاشیهای قرونوسطایی و باروک در آن دیده میشود، اما ریشه در خاک ایران دارد. شاید به همین دلیل است که او ترجیح میدهد بعضی از این آثار را روی بوم چاپ کند؛ گویی میخواهد یادآوری کند که مرز میان عکاسی و نقاشی هم، مثل هر مرز دیگری در کار او، ثابت نیست.موسیقی و سینما دو همراه همیشگی این مسیر بودهاند؛ نه بهعنوان الهام گذرا، بلکه بهعنوان زبانی که به او یاد داده چطور یک قاب ساکن هم میتواند ریتم داشته باشد، هم میتواند روایت کند. برای دریاکناری، عکاسی هیچگاه توقف در یک ژانر نبوده؛ بلکه مسیریست از ثبت واقعیت تا ساختن جهانی تازه از دل آن.در این قسمت از کوزی کرنر با رضا دریاکناری دربارهی همین مسیر طولانی از عکاسی مستند تا استیجد حرف زدهایم؛ از لحظهای که تصمیم گرفت واقعیت را ترک کند تا لحظهای که تصمیم گرفت جهانی تازه بسازد، و از تاثیری که موسیقی و سینما در طول این سالها روی نگاه او گذاشتهاند.این شما و این گفتوگوی جذاب «رضا دریاگناری» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
88. Corner 88: Ali Bahmani | ضبط شده در ۱۶ آذر ۱۴۰۴ | علی بهمنی
01:26:46||Season 1, Ep. 88آقای «علی بهمنی» هنرمند، طراح و مدرس شناختهشدهی هنر اوریگامی، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛علی بهمنی هنرمندیست که جهان خود را از دل سادهترین مادهی ممکن میسازد: یک ورق صاف. او بیآنکه چیزی به کاغذ بیفزاید یا چیزی از آن کم کند، تنها با تازدن، آن را به فرم، حجم و معنا تبدیل میکند؛ گویی هر تا، تصمیمیست میان آنچه هست و آنچه میتواند باشد.«اوریگامی» برای بهمنی نه یک سرگرمی، بلکه نتیجهی یک مسیر طولانیست؛ مسیری که از ژاپن، سرزمین مادری این هنر، شکل گرفت، از دل ریاضیات عبور کرد و در نهایت به جایی رسید که در آن هندسه و احساس، نظم و زیبایی، در یک نقطه به هم میرسند. او که تحصیلکردهی ریاضیات و مطالعات موزه است، اوریگامی را همزمان بهمثابهی علم و هنر میبیند و سالهاست هر دو وجه آن را تدریس میکند.فلسفهی کار بهمنی ریشه در مفهوم تبدیل دارد؛ این باور که میتوان از یک سطح بیشکل، چیزی زنده و پیچیده آفرید، بیآنکه به برش یا چسب نیازی باشد. برای او، تازدن نوعی گفتوگو با ماده است؛ گفتوگویی صبورانه که در آن کاغذ و گاهی فلز مرزهای خود را آشکار میکند.شاید همین نگاه است که بهمنی را از کاغذ فراتر برده. او در پروژهی «Mirrorigami» دست به تازدن ورقهای فلزی برده و از شکنندگی و درخشش آینهکاری ایرانی الهام گرفته است؛ تلاشی برای آنکه یک سنت کهن را در زبان معاصر اوریگامی از نو روایت کند. اینجاست که ریشههای ایرانی او با تربیت ژاپنی این هنر گره میخورند و چیزی تازه میسازند.بهمنی بارها مرزهای این هنر را جابهجا کرده؛ از کاغذ ظریف تا فلز سخت، از طرحهای منتشرشده در کتابها و کنوانسیونهای بینالمللی تا آثاری که در ژاپن، قطر، ایران و امارات به نمایش درآمدهاند. مجموعهی «Patterns & Shadows» او در سال ۲۰۲۲ برندهی جایزهی جشنوارهی هنرهای الفطیم شد.در کنار خلق اثر، بهمنی خود را وقف آموزش هم کرده است؛ از تدریس وجه علمی و هنری اوریگامی در دانشگاهها و مدارس گرفته تا کارگاههای جهانی آنلاین. او در عین حال در دنیای طراحی دیجیتال، رابط کاربری، تجربهی کاربری و موشن نیز فعال است؛ گویی همان منطق تا و فرم را به فضایی دیگر منتقل میکند.برای بهمنی، اوریگامی بیش از آنکه دربارهی کاغذ باشد، دربارهی امکان است؛ اینکه چطور میتوان از سادهترین چیزها پیچیدهترین فرمها را بیرون کشید و چطور یک خط تا میتواند مرز میان ریاضیات و شعر را محو کند. شاید به همین دلیل است که کار او، بیش از آنکه صرفاً مجموعهای از فرمها باشد، دعوتیست به دیدن دوبارهی چیزهایی که فکر میکردیم میشناسیم.این شما و این گفتوگوی جذاب «علی بهمنی» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.