Share

Cozy Corner with Hossein Nasiri | کوزی کرنر با حسین نصیری
Corner PP01: Abbas Seyedein | عباس سیدین | پادکست پرسه و بیپلاس | ضبط شده در بهمن ۱۴۰۴
آقای «عباس سیدین» نویسنده، مترجم و پادکستر، از پادکستهای «پرسه» و «بیپلاس» مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛
عباس سیدین را شاید بیشتر از هر جای دیگری با صدایش بشناسیم؛ صدایی که از دل کتابها و پرسشهایی که خودش هم پاسخشان را نمیداند بیرون میآید.
او نام پادکستش را «پرسه» گذاشته، و این کلمه بهخوبی نشان میدهد کارش چیست: نه سخنرانی از موضعی از پیش تعیینشده، بلکه گشتوگذاری کنجکاو در میان کتابها و ایدهها، با این باور که هر پاسخ، در واقع دریست بهسوی چند پرسش تازهتر.
جالب اینجاست که سیدین از دل موسیقی به این مسیر رسیده؛ او کارشناسی ارشد نوازندگی موسیقی ایرانی را از دانشگاه تهران گرفته، رشتهای که ظاهرا ربطی به علم، فلسفه و روانشناسی که امروز محور کارش شده ندارد.
اما شاید همین پیشینهی موسیقایی به گوش او آموخته که چطور در میان انبوهی از منابع و کتابها، ریتم یک روایت را پیدا کند و آن را به زبانی ساده و صمیمی برای مخاطب فارسیزبان بازگو کند.
او همزمان با اجرا و تولید، مترجم هم هست؛ کاری که در نگاه اول ساکتتر و کمسروصداتر از پادکست به نظر میرسد، اما از جنس همان کنجکاوی است.
ترجمهی کتابهایی مثل «عقل در برابر جنون» و «محتوم»، و کارهایی که هنوز در راهند، از داروین تا مککارتی، نشان میدهد سیدین ترجمه را هم نوعی پرسه میداند؛ پرسهای در ذهن نویسندهای دیگر، برای آنکه حاصلش را به زبان خودمان برگرداند.
شاید بشود گفت وجه مشترک تمام کارهای سیدین، از نوشتن پادکست «بیپلاس» تا ساختن «پرسه» و ترجمهی کتاب، همین یک چیز است: اعتقاد به اینکه فهمیدن، مقصد نیست، مسیر است. و او سالهاست این مسیر را با صدای خودش برای دیگران هم روایت میکند.
در این قسمت از کوزی کرنر، همراه عباس سیدین باشید تا از دل موسیقی، کتاب و ترجمه به یک پرسهی مشترک برسیم.
این شما و این گفتوگوی جذاب «عباس سیدین» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.
امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.
از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
More episodes
View all episodes

8. Corner PP08: Nashta | تیم نه نفرهی ناشتا | پادکست ناشتا | ضبط شده در بهمن ۱۴۰۴
01:13:21||Season 4, Ep. 8تیم «ناشتا»، جمعی نهنفره از سازندگان پادکست خبری روزانهای به همین نام، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ کیارش، ساینا، سید، چکاوک، مهدی، سارا، رضا، فریناز و رسول.ناشتا از جایی شروع شد که معمولاً پروژهها در آن تمام میشوند: از یک اکیپ دوستی. نه نفر که از سال نود و هشت با هم سفر و مهمانی رفته بودند و حالا دنبال بهانهای بودند برای یک کار مشترک. اول حرف از خریدن زمین در شمال بود، بعد قرار شد پادکست بزنند.چیزی که این جمع را از هزار جمع مشابه جدا میکند، اتفاقی است که روز اول افتاد. بهجای اینکه دور هم بنشینند و کار را با انرژی رفاقت جلو ببرند، نشستند و یک توافقنامه نوشتند و در نه نسخه امضا کردند. سهم هر کس، مالکیت معنوی، و حتی اینکه اگر روزی یکی خواست برود، تکلیف سهمش چه میشود. مهدی سر یکی از بندها زنگ زد و اعتراض کرد، بند شلتر و دوباره فرستاده شد. رفاقت سر جایش ماند و ساختار هم ساخته شد.بعد نوبت فرآیند بود. خودشان میگویند یک مشت مهندساند، و همان نگاه را روی تولید محتوا پیاده کردند. هر روز همه خبر جمع میکنند، خبرها با لایک و دیسلایک در گروه انتخاب میشوند، یک نفر آن روز سردبیر است و لحن نه نفر را یکدست میکند، دو نفر میخوانند و یکی تدوین میکند. سردبیر هر روز عوض میشود. حاصلش شش اپیزود در هفته است و یک اپیزود ویژهٔ شنبه که در آن اجازه دارند هر کاری دلشان میخواهد بکنند.در این مدت با تمام سختیهایی که در بیش از یک سال گذشته وجود داشته پروژه متوقف نشده است حتی ماههایی که به گفتهٔ خودشان همه ناامید بودند و کسی حوصلهٔ کار تیمی نداشت. رسول در سختترین روزها از اپیزودها کنار کشید و بچهها کاورش کردند و بعد خودش را رساند. فریناز روزهایی که خودش داغان بود، نمک جمع را نگه داشت.و بخش کمگفتهشدهٔ ماجرا اقتصاد آن است. ناشتا تا امروز آوردهای داشته و هیچکدام یک ریال برنداشتهاند. همهاش نگه داشته شده برای پلن بعدی. همه شغل اول دیگری دارند و همه، بدون استثنا، میگویند میخواهند روزی ناشتا شغل اولشان باشد. کیارش پلن سال بعد را بیتعارف میگوید: بزرگترین پادکست فارسی شدن.در این قسمت از کوزی کرنر که بخشی از پروندهی ویژهی «پادکست فارسی» است، همراه تیم ناشتا باشید تا از تبدیل شدن یک گروه دوستی به یک تیم حرفهای، از نوشتن توافقنامه بین رفقا، از طراحی فرآیندی که شش روز در هفته خروجی میدهد، از چرخاندن چهار میکروفن بین نه نفر در تهران، و از اینکه خلاقیت کجا اتفاق میافتد گفتوگو کنیم.این شما و این گفتوگوی جذاب تیم «ناشتا» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
7. Corner PP07: Ramyar Manouchehrzadeh | رامیار منوچهرزاده | پادکست رادیونیست، ویکیپز و رادیوکامرس | ضبط شده در بهمن ۱۴۰۴
02:04:08||Season 4, Ep. 7آقای «رامیار منوچهرزاده»، عکاس، کیوریتور، فعال فرهنگی هنری و کارگردان و تهیهکنندهی پادکستهای «رادیونیست»، «ویکیپز» و «رادیوکامرس»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛رامیار منوچهرزاده از معدود کسانی است که یک پروژهی فرهنگی را همزمان از سه جای مختلف دیده است: از پشت دوربین بهعنوان هنرمند، از پشت میز بهعنوان تهیهکننده، و از پشت میز مذاکره بهعنوان کسی که باید پول این پروژه را جور کند. در مسیرش از سنندج به دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران رسید، در دههی هشتاد با علی ناجیان به عکاسی استیج و خلق برند هنری «علی رامیار» رسید و بعد به سهگانهی ولیعصر، شریعتی و انقلاب؛ سه پروژهی چهارساله با نزدیک به هشتاد نفر که در آنها شهر را مثل یک آرشیو زنده ورق زدند. همان سالها هم به عوان یک مدرس سر کلاس میرفت و هنوز هم هفتهای یک روز این کار را میکند.«رادیونیست» دقیقاً از دل همین ورق زدن بیرون آمد. آبان ۱۳۹۸ با اپیزود کابارهی میامی شروع شد؛ بیست و هشت دقیقهای که هیچکس حاضر نبود برایش مصاحبه بدهد. اما چیزی که رادیونیست را از پادکستهای آن دوره جدا کرد، همین سرسختی بود: به جای آنکه یک روایت خطی از A به B ساخته شود، برای هر اپیزود تا پانزده مصاحبه انجام میشود و تحریفها و تناقضهای تاریخ شفاهی کنار هم مینشینند. رامیار همین کار را سالها قبل در پایاننامهی کارشناسی ارشدش کرده بود؛ نشستن پای حرف بهمن جلالی و یحیی دهقانپور و مهران مهاجر و تبدیل کردن تاریخ عکاسی ایران به یک روایت دویست و پنجاه صفحهای.اما بخش کمگفتهشدهی داستان جای دیگری است. رادیونیست اولین پروژهی پادکست فارسی بود که مالکیت معنویاش را یک مجموعهی تجاری خرید و شش سال تمامقد پایش ایستاد. و وقتی آن مجموعه صادقانه گفت دیگر نمیتواند ادامه بدهد، رامیار نقشی را بازی کرد که خودش اسمش را میگذارد «دولت انتقالی»؛ نشستن بین فروشنده و خریدار، قیمتگذاری یک آیپی که هیچ فرمولی برایش وجود نداشت، و انتقال مالکیت بدون آنکه حتی یک اپیزود دیر منتشر شود یا مخاطب چیزی بفهمد.پشت این آرامش، یک تعهد سنگین ایستاده است. رامیار خودش را وکیل سه گروه میداند: مالکان، آن پنجاه شصت نفری که هویت حرفهایشان به این پروژه گره خورده، و شنوندهای که هفت سال است ماهی دو بار منتظر میماند. جملهای که در این گفتوگو چند بار برمیگردد سراغش همین است: من رادیونیست نیستم، رادیونیست مال من نیست.و نکتهی کمیاب دربارهی رامیار، سخاوتش در باز کردن همین سازوکار است. او به همراه حسین در این گفتوگو مرز اسپانسرشیپ و پارتنرشیپ را باز میکند، توضیح میدهد چرا معرفی مستقیم بعد از هفت سال دیگر جواب نمیدهد، و چرا به قول خودش اسپانسر گاو شیرده نیست که فقط بدوشیاش. حرفش این است که تا وقتی پادکست فارسی پروژهای دلی و شخصی بماند و به سمت تشکل و قاعده و کپیرایت نرود، به حق طبیعی خودش نمیرسد.در این قسمت از کوزی کرنر که بخشی از پروندهی ویژهی «پادکست فارسی» است، همراه رامیار منوچهرزاده باشید تا از مسیر عکاسی و کیوریتوری تا تهیهکنندگی پادکست، از اقتصاد پروژههای فرهنگی و هنری، از قیمتگذاری و انتقال مالکیت معنوی، از ساختن تیمی پنجاه نفره که هیچکس از آن جدا نشده، و از پروژهی مستندی که چهار سال است بیسروصدا ساخته میشود گفتوگو کنیم.این شما و این گفتوگوی جذاب «رامیار منوچهرزاده» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
6. Corner PP06: Saman Dadmandian| سامان دادمندیان | پادکست آدمیزاد | ضبط شده در بهمن ۱۴۰۴
00:00||Season 4, Ep. 6آقای «سامان دادمندیان»، سازنده و میزبان پادکست «آدمیزاد»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» است؛فرض کنید کسی بخواهد پادکستی بسازد که هیچکدام از قواعد رشد را رعایت نکند. نه مهمان مشهوری داشته باشد، نه میزبان چهرهای که بشود رویش حساب کرد، نه حتی تصویری از مهمانها. آدمهای معمولی بنشینند و دو ساعت از تلخترین بخشهای زندگیشان بگویند. طبق هر منطق آشنایی، این کار نباید جواب بدهد. اما آدمیزاد از اردیبهشت پارسال در حالی که دو جنگ، دی ماه و ماهها قطعی اینترنت را تجربه کردهایم با بیست اپیزود، نزدیک به دو میلیون بار شنیده شد.سوال اصلی اینجاست که چطور این اتفاق رقم خورده است.سامان میگوید چیزی به اسم الگوریتم شبکههای اجتماعی وجود ندارد؛ آنچه هست الگوریتم آدمهاست. پنجاه سال پیش روزنامه بود، بعد تلویزیون و رادیو آمد و حالا شبکههای اجتماعی؛ ابزار عوض شده اما آنطرف ماجرا همچنان همان انسان نشسته با همان کمبودها و همان انگیزههای پنهان. کسی که این را بفهمد لازم نیست دنبال ساختار و هوک و فرمول وایرال شدن بگردد.اما این حرف یک سایهی تاریک هم دارد. اگر بشود دقیقاً فهمید چه چیزی آدمها را تکان میدهد، همان دانش را میشود برای فروش بیمهی عمر با ترساندن، یا فروش لباس زیر با دست گذاشتن روی حقارت آدمها هم به کار برد. سامان هر دو سر این طیف را از نزدیک میشناسد؛ هم کسی که برای برندها محتوایی با دهها میلیون بازدید میسازد، هم کسی که پای روایت خشونت خانگی و اعتیاد نشسته. سؤال ما همین بود: مرز کجاست؟ و او مرزی دارد که سر آن ایستاده، حتی وقتی میداند پشت آن مرز داستانهایی هست که پادکستش را میترکاند.پشت اینها یک باور سادهتر هم هست. اسم پادکست قرار بود «کنتراست» باشد، چون زندگی نه سیاه است نه سفید. آن که بد شروع میکند و خوب تمام میشود آدمیزاد است، آن که خوب شروع میکند و بد تمام میشود هم آدمیزاد است، و آن که از اول تا آخر بد میماند هم. برخلاف روایتهای آشنای موفقیت، اینجا هیچکس قول پایان خوش نداده.در این قسمت از کوزی کرنر که بخشی از پروندهی ویژهی «پادکست فارسی» کوزی کرنر است، همراه سامان دادمندیان باشید تا دربارهی دلایل استقبال از آدمیزاد، شناخت پرسونای مخاطب و انگیزههای پنهان پشت هر واکنش، رساندن مخاطب از اینستاگرام به پادکست، پیدا کردن و انتخاب مهمانها و صحتسنجی روایتها، تابوهایی که نمیشود سراغشان رفت، نقش کیفیت فنی در موفقیت یک کار و نسبت هنر و مارکتینگ گفتوگو کنیم.این شما و این گفتوگوی جذاب «سامان دادمندیان» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
5. Corner PP05: Marzieh Sadeghi & Amin Ardani | مرضیه صادقی و امین اردانی | پادکست فیکشن و قصهگو | ضبط شده در بهمن ۱۴۰۴
01:40:56||Season 4, Ep. 5خانم «مرضیه صادقی» و آقای «امین اردانی»، تهیهکنندگان و راویان پادکستهای «فیکشن» و «قصهگو»، مهمانان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛مرضیه صادقی و امین اردانی را با دو صدا میشناسیم که کنار هم قصه تعریف میکنند؛ یکی در «فیکشن» که هفت سال است سراغ اتفاقهای واقعیِ باورنکردنی میرود، و یکی در «قصهگو» که متنهای کهن ادبیات فارسی و اساطیر جهان را دوباره شنیدنی کرده است. اما نکتهی جالب اینجاست که این همکاری از یک توییت شروع شد.سال ۱۳۹۸، مرضیه که ادبیات داستانی خوانده بود جلسهی نقد داستان برگزار کرد و امین که مهندس نرمافزار بود و از روزمرگی خسته، پوستر جلسه را در توییتر دید و رفت. آن روز میان بحثی دربارهی جریان سیال ذهن نشست، چیزی نفهمید، و بیسروصدا بیرون آمد. فردایش مرضیه در توییتر پرسید آن آقایی که کنارم نشسته بودی که بودی؟ پاسخ آن توییت، امروز دو پادکست و بیش از سیصد اپیزود است.مسیرشان هم مثل هر مسیر مستقلی، پر از آزمون و خطا بوده است. از ضبط اپیزود اول در یک استودیوی مذهبی در سیدخندان گرفته تا ساختن یک باکس چوبی آکوستیک در خانه و خریدن تجهیزات با وام ازدواج. جایی در میانهی همهی اینها فهمیدند که میشود روی این کار حساب کرد؛ و هر دو کارمندی را رها کردند تا تماموقت پای تولید محتوا بایستند.قرارداد اولیهی «فیکشن» ساده بود: سراغ اتفاقهایی برویم که در منطق آدم جا نمیشوند. همین اسمش را ساخت. بعدها مسیرش به تروکرایم یا داستانهای جنایی واقعی رسید، اما آن نگاه اولیه ماند؛ روایت آدمهایی که کارشان با هیچ علت و معلولی توضیح داده نمیشود.«قصهگو» اما از یک حسرت متولد شد. مرضیه همیشه دلش میخواست کاری در حوزهی تحصیلش بکند و «فیکشن» این فرصت را نمیداد. حالا در «قصهگو» متن کلاسیک را کامل میخواند، خلاصه و روایت میکند؛ از شاهنامه و لیلی و مجنون تا منظومههای کمشنیدهای مثل ویس و رامین. کاری سختتر از «فیکشن»، اما به گفتهی خودش با ارزش معنوی بیشتر.شاید بشود گفت وجه مشترک هر دو پروژه، همان کد اخلاقی روشنی است که برای خودشان تعریف کردهاند؛ نه شبهعلم، نه خرافه، نه محتوای جنسیتزده و نژادپرستانه، و نه سوار شدن بر ترندهای روز و احساسات مخاطب. و در کنارش، تعهدی که به آن میبالند: از روز اول تا امروز، حتی یک دقیقه در انتشار اپیزودهایشان تأخیر نداشتهاند.در این قسمت از کوزی کرنر که بخشی از پروندهی ویژهی «پادکست فارسی» است، همراه مرضیه صادقی و امین اردانی باشید تا از شکلگیری «فیکشن» و «قصهگو»، فرآیند نوشتن و تولید، استراتژی رشد در پلتفرمهای مختلف، اقتصاد پادکست مستقل و تجربهی زندگی و کار کنار هم گفتوگو کنیم.این شما و این گفتوگوی جذاب «مرضیه صادقی»، «امین اردانی» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
4. Corner PP04: Hesam Moghaddam | حسام مقدم | پادکست بازگویی | ضبط شده در بهمن ۱۴۰۴
02:10:54||Season 4, Ep. 4آقای «حسام مقدم»، وکیل دادگستری، کارشناس ارشد حقوق جزا و جرمشناسی و راوی پادکست جنایی «بازگویی»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛حسام مقدم از معدود کسانی است که جنایت را از سه پنجرهی متفاوت تماشا کرده است: سالها بهعنوان خبرنگار جنایی ایسنا پای ثابت دادسراها و صحنههای جرم بود، بعدها دبیر بخش حقوقی و سردبیر تحریریهی شبکههای اجتماعی همان خبرگزاری شد، و در تمام این سالها حقوق خواند و ردای وکالت پوشید. «بازگویی» که از سال ۱۴۰۳ آغاز شد، محل تلاقی همین سه پنجره است؛ پادکستی که خیلی زود پادکست برتر دومین رویداد ملی پادکست فارسی در حوزهی سرگرمی و اطلاعات عمومی شد.«بازگویی» روایت مستند جنایتهای مشهور ایران است؛ از شهلا جاهد و بیجه تا خفاش شب و خانهی وحشت. اما آنچه آن را از روایت صرف روزنامهای جدا میکند، عمقی است که راویاش به دنبال آن است. حسام در هر پرونده تلاش میکند چندصدایی حاکم باشد و صدای همهی آدمهای دخیل در ماجرا شنیده شود؛ بهخصوص آنها که هیچوقت تریبونی نداشتهاند. به قول خودش، در یک جنایت پلیس حرف میزند، قاضی حرف میزند، حتی متهم فرصت حرف زدن دارد؛ اما قربانی که زیر خاک رفته، هیچوقت وقت دفاع نداشته است.قاعدهای که او روز اول برای خودش گذاشت، ساده اما دشوار است: «تو راوی هستی، نه قاضی.» برای همین در روایتهایش نه صفتی به مجرم میچسباند و نه اشک مخاطب را هدف میگیرد. در عوض با نگاه جرمشناسانه سراغ ریشهها میرود؛ اینکه در ذهن مرتکب چه گذشته، بزهدیده که بوده و آدمهای یک پرونده، سالها بعد از جنایت، به کجا رسیدهاند.همین نگاه ریشهای است که روایتهایش را از قضاوت دور و به همدلی نزدیک میکند. حسام باور دارد اگر شرایط زندگیاش طور دیگری رقم خورده بود، شاید امروز خودش جای یکی از همین متهمها نشسته بود. شاید برای همین است که وقتی سراغ بازماندگان میرود، پیش از هر چیز به آنها حق میدهد که حرف نزنند؛ و وقتی حرف میزنند، خودش را جایشان میگذارد.نکتهی کمیاب دربارهی حسام، سخاوت اوست. برخلاف بسیاری که روش کارشان را «اسرار حرفهای» میدانند، او در این گفتوگو مسیر تحقیقش را قدمبهقدم باز میکند؛ به این امید که کسی از راه برسد و تروکرایم ایرانی بهتری بسازد. به قول خودش، بخل داشتن در این قضیه ارزشی ندارد.اما پشت این روایتهای آرام و بیطرف، کاری پرتنش نهفته است: راه رفتن روی لبهی باریک آگاهیبخشی بدون آموزش جرم، و باز کردن زخمهایی که صاحبانشان سالها تلاش کردهاند بسته بماند. حسام در این گفتوگو از همین پشتصحنه میگوید؛ از فرآیند شکار مستندات و آرشیوها، از هنر پیدا کردن آدمهایی که هیچکس سراغشان نرفته، و از پروندههایی که هنوز رهایش نکردهاند؛ از جمله تماس تلفنی شهلا جاهد با او، مدتی پیش از اجرای حکم.در این قسمت از کوزی کرنر که بخشی از پروندهی ویژهی «پادکست فارسی» است، همراه حسام مقدم باشید تا از مسیر خبرنگاری جنایی تا پادکستسازی، اخلاق روایت جنایت، روش تحقیق و منبعیابی در «بازگویی» و چالشهای ساخت تروکرایم ایرانی گفتوگو کنیم.این شما و این گفتوگوی جذاب «حسام مقدم» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
3. Corner PP03: Alireza Banijani | علیرضا بنیجانی | پادکست پاراگراف | ضبط شده در بهمن ۱۴۰۴
02:09:59||Season 4, Ep. 3آقای «علیرضا بنیجانی» تهیهکننده، پژوهشگر، مترجم و راوی پادکست تاریخی «پاراگراف»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛علیرضا بنیجانی را بیشتر از هر چیز با صدایی میشناسیم که تاریخ را از دل کتابهای تاریخی بیرون کشیده و به قصههایی شنیدنی تبدیل کرده است. اما نکتهی جالب اینجاست که «پاراگراف»، یکی از شناختهشدهترین پادکستهای تاریخ به زبان فارسی، به قول خودش حاصل این بود که او تاریخ را دوست نداشت. آنچه علیرضا دوست نداشت، تاریخ خشک کلاسها و فهرست بلند تاریخها و اسامی بود و آنچه بعدها پیدا کرد، تاریخ به شکل قصه بود. قصهای که مثل رمان و فیلم میتواند آدم را به تأمل وادارد و پرسشهایی دربارهی انسان، جامعه و امروز پیش رویش بگذارد.مسیر او به پادکست پر از آزمون و خطا بوده است. از فیلمسازی آماتور با دوربین خانگی و تئاتر دانشجویی گرفته تا روزنامهنگاری، ترجمهی کتاب و تدوین. جایی در میانهی همهی این تجربهها بود که فهمید آنچه واقعاً برایش جذابیت دارد، خود رسانه است؛ اینکه بتوانی از یک مجرا چیزی را به گوش مخاطبت برسانی. پادکست، مدیومی که با شنیدن اولین قصههای صوتی فارسی کشفش کرد، همان مجرایی شد که همهی این علاقهها را یکجا در خود جای داد.در «پاراگراف»، بنیجانی روایتش را نه بر یک کتاب، بلکه بر پژوهش در منابع متعدد بنا میکند. منابع را کنار هم میگذارد، روایتها را میسنجد و از دل آنها قصهی خودش را بیرون میکشد. برای او تاریخ مجموعهای از حقایق قطعی نیست؛ میدان جنگ روایتهاست و هر مورخ راویای است که از نقطهای مشخص به گذشته نگاه میکند. شاید به همین دلیل است که با آنکه سراغ ساختن اپیزودهایی از تاریخ ایران نمیرود، معتقد است تمام اپیزودهایش دربارهی ایران است. چون از اینجا و اکنون، و با دغدغههای امروز خودش، به گذشتهی جهان نگاه میکند.شاید بشود گفت وجه مشترک تمام کارهای علیرضا بنیجانی، از ترجمه و پژوهش تا ساخت «پاراگراف»، همین کنجکاوی سیریناپذیر است. همان چیزی که خودش به شوخی «سندروم علاقهی بیقرار» مینامد؛ میلی به اینکه هر چیز جذابی را از نزدیک تجربه کند و ببیند خودش در آن چگونه است.در این قسمت از کوزی کرنر که بخشی از پروندهی ویژهی «پادکست فارسی» است، همراه علیرضا بنیجانی باشید تا از قصهگویی با تاریخ، فرآیند پژوهش و روایتسازی در «پاراگراف»، فراز و فرودهای مسیر پادکستسازی و آیندهی صنعت پادکست فارسی گفتوگو کنیم.این شما و این گفتوگوی جذاب «علیرضا بنیجانی» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
2. Corner PP02: Amin Matin | امین متین | پادکست ساعت صفر | ضبط شده در بهمن ۱۴۰۴
02:04:29||Season 4, Ep. 2آقای «امین متین» نویسنده، کارگردان، داستانپرداز و خالق پادکست داستانی «ساعت صفر»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛امین متین را شاید بیشتر از هر چیز با قصههایی بشناسیم که مرز میان واقعیت و خیال را کمی جابهجا میکنند؛ قصههایی که از دل زندگی روزمره آغاز میشوند، اما تنها با یک تغییر کوچک در قواعد جهان، مخاطب را به سفری میبرند که پایانش قابل پیشبینی نیست.او از دل تئاتر و سینما به دنیای پادکست رسید؛ جایی که فهمید برای ساختن یک جهان داستانی، همیشه به دوربین، لوکیشن و گروهی بزرگ نیاز نیست. گاهی صدا، موسیقی و تخیل مخاطب، از هر تصویر واقعی قدرتمندتر عمل میکنند. نتیجه این نگاه، «ساعت صفر» شد؛ اثری که بیش از آنکه یک پادکست معمولی باشد، تجربهای از یک روایت سینمایی است که تنها با صدا ساخته میشود.جالب اینجاست که علاقهی امین متین به قصه، محدود به ژانر خاصی نیست. او از داستانهایی حرف میزند که فقط یک عنصر غیرعادی را وارد دنیایی کاملاً واقعی میکنند؛ تغییری کوچک که کافی است همهچیز را زیر سؤال ببرد. شاید به همین دلیل، در آثارش، سفر در زمان یا عناصر علمیتخیلی، بیش از آنکه هدف باشند، ابزاری برای پرداختن به پرسشهایی درباره انتخاب، سرنوشت، هویت و مسئولیت انساناند.او در سالهایی که «ساعت صفر» را ساخته، نشان داده که قصهگویی فقط به نوشتن یک داستان خوب محدود نمیشود؛ بلکه از ریتم روایت، طراحی صدا، سکوت، موسیقی و حتی اعتماد به تخیل شنونده شکل میگیرد. برای او، مخاطب فقط شنونده نیست، بلکه بخشی از فرآیند ساختن جهان داستان است.شاید بشود گفت وجه مشترک تمام کارهای امین متین، از نویسندگی و کارگردانی تا ساخت «ساعت صفر»، همین باور به قدرت قصه است؛ اینکه اگر داستانی برای گفتن داری، باید آن را با زبانی روایت کنی که خودت به آن ایمان داری، نه صرفاً زبانی که بیشتر دیده یا شنیده میشود.در این قسمت از کوزی کرنر، همراه امین متین باشید تا از جهان قصهها، مرز میان سینما و پادکست، خلق دنیاهای خیالی و مسیری که «ساعت صفر» را به یکی از مهمترین پروژههای داستانی صوتی فارسی تبدیل کرده است، گفتوگو کنیم.این شما و این گفتوگوی جذاب «امین متین» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
Corner PP00: Hossein Nasiri | پروندهی ویژهی پادکست فارسی
08:10||Season 4, Ep. 0قسمت صفر پروندهی ویژهی «پادکست فارسی» از پادکست تصویری کوزی کرنر با حضور حسین نصیری منتشر شد؛پروندهای که آغاز مسیری تازه است برای بررسی و تحلیل دنیای پادکستهای فارسی.در این اپیزود، حسین نصیری از شکلگیری این پرونده و دلایل اهمیت جریان پادکست فارسی میگوید؛اگر به ساخت پادکست علاقهمندید، این اپیزود نقطهی شروع شماست.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.