Share

شعر کست
صد و شصت و شش - جسُتنِ جام جم: خیام
رباعیات اصیل خیام (بخش ۴ از ۵)
در جسُتنِ جام جم، جهان پیمودم
روزی ننشستم و شبی نغنودم
ز استاد چو رازِ جام جم بشنودم
آن جام جهاننمایِ جم، من بودم
***
چون نیست مَقامِ ما درین دهرْ مُقیم
پس بی می و معشوق، خطاییاست عظیم
تا کی ز قدیم و مُحدَث، اومیدم و بیم
چون من رفتم، جهان چه مُحدَث، چه قدیم!
***
مشنو سخن از زمانه ساز آمدگان
مَی خواه مُروّق، ز طراز آمدگان
رفتند یکانْ یکانْ، فراز آمدگان
کس میندهد نشانِ باز آمدگان
***
رفتم که درین منزل بیداد بُدَن
در دست نخواهد بهجز از باد بُدَن
آن را باید به مرگِ من شاد بُدَن
کز دستِ اجل، تواند آزاد بُدَن
لینک های پادکست
پادکست شعر و ادب فارسی : پادکست بوطیقا - قسمت چهل و دوم
پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : لنترونی
شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا
حمایت مالی از پادکست: دارمت
تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
More episodes
View all episodes

168. صد و شصت و هشت - لگدِ تجربه: منسوب به خیام
04:15||Season 3, Ep. 168رباعیات محتمل خیام (بخش ۱ از ۱۲)امروز چو کاسۀ سرت هست بهجامَی نوش به کاسه، با حریفی داناصد کاسه و کلّهٔ سرِ شاه و گدانَخرَند به کوزۀ فُقاعی فردا***چندان لگدِ تجربه زد بر گِل ماگردون که بشُد گَردِ حدوث از دل ماترسنده از آنم که ز ما منزل ماخالی شود و حل نشود مشکل ما***زین فرشِ زمین که سقفِ او گردون استگفتن نتوان هیچ که حالش چون استبگذار حدیثِ آسیابی کو راگندم همه مردم است و آبش خون است***پیش از من و تو، لیل و نهاری بوده استوین دَورِ فلک، برایِ کاری بوده استپایی که تو بر خاک نهی، نرمک نِهْکآن مردمکِ چشمِ نگاری بوده استلینک های پادکستپادکست شعر و ادب فارسی : پادکست بوطیقا - قسمت چهل و دوم پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : لنترونیشبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست: دارمتتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
167. صد و شصت و هفت - چهار و هفت: خیام
05:00||Season 3, Ep. 167رباعیات اصیل خیام (بخش ۵ از ۵)از دی که گذشت، هیچ از او یاد مکنفردا که نیامدهست، فریاد مکنبر نامده و گذشته، بنیاد مکنحالی خوش باش و عمر بر باد مکن***ای آنکه تو در زیرِ چهار و هفتیوز هفت و چهار، دایم اندر تفتیمَی خور دایم که در رهِ آگفتیاین مایه ندانی که چو رفتی، رفتی!***خوش باش که پختهاند سودایِ تو دیفارغ شدهاند از تَمنّایِ تو دیقصّه چه کنم که بی تقاضایِ تو دیدادند قرارِ کارِ فردایِ تو دی***بردار پیاله و سبویْ ای دلجویفارغ بنشین تو بر لبِ سبزه و جویبس شخصِ عزیز را که چرخِ بدخویصد بار پیاله کرد و صد بار سبویلینک های پادکستپادکست شعر و ادب فارسی : پادکست بوطیقا - قسمت چهل و دوم پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : لنترونیشبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست: دارمتتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
165. صد و شصت و پنج - کارگهِ کوزهگر: خیام
05:00||Season 3, Ep. 165رباعیات اصیل خیام (بخش ۳ از ۵)ز آوردنِ من، نبود گردون را سودوز برُدنِ من، جاه و جمالش نفزودوز هیچکسی نیز دو گوشم نشنودکآوردن و برُدنِ من از بهرِ چه بود؟***از جملۀ رفتگانِ این راهِ درازباز آمدهای کو که به ما گوید رازپس بر سرِ این دو راهۀ آز و نیازتا هیچ نمانی که نمیآیی باز***وقتِ سحر است، خیز ای مایهٔ نازنرمکْ نرمکْ باده دِه و رود نوازکآنها که بهجایند، نپایند درازو آنها که شدند، کس نمیآید باز***در کارگهِ کوزهگری رفتم دوشدیدم دو هزار کوزه، گویا و خموشاز دستۀ هر کوزه، برآورده خروشصد کوزهگر و کوزهخر و کوزهفروشلینک های پادکستپادکست شعر و ادب فارسی : پادکست بوطیقا - قسمت چهل و دوم پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : لنترونیشبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست: دارمتتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
164. صد و شصت و چهار - صحرای علل: خیام
05:00||Season 3, Ep. 164آن را که به صحرای عِلَل تاختهاندبی او همه کارها بپرداختهاندامروز بهانهای در انداختهاندفردا همه آن بُوَد که دی ساختهاند***در شش جهت آنچه گِردِ ما گستردنددر پنجْ حواس و چارْ طبع آوردندبس گُرْسِنهاند و عالمی را خوردنداین هفت که در دوازده میگردند***آنها که کهن بُوَند و آنها که نُوَندهر یک به مرادِ خویش لَختی بدوَنداین سفلهْجهان به کس نمانَد باقیرفتند و رویم و دیگر آیند و روَند***آرند یکی و دیگری بربایندبر هیچکس این راز همینگشایندما را ز قضا جز این قَدَر ننمایند:پیمانه تویی، باد به تو پیمایندلینک های پادکستپادکست شعر و ادب فارسی : پادکست بوطیقا - قسمت چهل و دوم پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : لنترونیشبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست: دارمتتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
163. صد و شصت و سه - ترکیبِ طبایع: خیام
05:00||Season 3, Ep. 163رباعیات اصیل خیام (بخش ۱ از ۵)دارنده، چو ترکیبِ طبایع آراستباز از چه سبب فکندش اندر کم و کاست؟گر خوب نیامد این بنا، عیبْ کراست؟ور خوب آمد، خرابی از بهرِ چراست؟***در دایرهای کآمدن و رفتنِ ماستاو را نه بدایت، نه نهایت پیداستکس مینزند دَمی در این معنی راستکین آمدن از کجا و رفتن به کجاست***ترکیبِ پیالهای که در هم پیوستبشکستنِ آن، روا نمیدارد مستچندین سر و پای نازنین، از سرِ دستاز مهرِ که پیوست و به کینِ که شکست؟***این کوزه که آبخوارۀ مزدوری استاز دیدۀ شاهی و دلِ دستوری استهر کاسۀ مَی که بر کفِ مخموری استاز عارض مستیّ و لبِ مستوری استلینک های پادکستپادکست شعر و ادب فارسی : پادکست بوطیقا - قسمت چهل و دوم پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : لنترونیشبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست: دارمتتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
162. صد و شصت و دو - سر نِشترِ عشق
04:50||Season 3, Ep. 162از شبنم عشق خاک آدم گل شدشوری برخاست، فتنهای حاصل شدسرنشتر عشق بر رگ روح رسیدیک قطرۀ خون چکید، نامش دل شد(اوحدالدین کرمانی)***آن یار که عهدِ دوستاری بشکستمیرفت و منش گرفته دامان در دستمیگفت دگرباره به خوابم بینیپنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست(سعدی)***من درد تو را به هیچ مرهم ندهمیک موی تو را به هر دو عالم ندهمگفتم: جان را به یارِ محرم ندهماز گفتهی خود بیش دهم، کم ندهم(مولانا)***من بودم دوش و آن بت جانافرازاز من همه لابه بود و از وی همه نازشب رفت و حدیث ما به پایان نرسیدشب را چه گنه؟! حدیثِ ما بود دراز(مولانا)***دردا که درین سوز و گدازم کس نیستهمراه، درین راه درازم کس نیستدر قعرِ دلم جواهر راز بسی استاما چه کنم محرم رازم کس نیستلینک های پادکستپادکست شعر و ادب فارسی : پادکست بوطیقا - قسمت چهل و یکم پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : لنترونیشبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست: دارمتتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
161. صد و شصت و یک - شادی و درد: رودکی
02:22||Season 3, Ep. 161از دوست به هر چیز چرا بایدت آزردکین عیش چنین باشد گه شادی و گه دردگر خوار کند مهتر خواری نکند عیبچون باز نوازد شود آن داغ جفا سردصد نیک به یک بد نتوان کرد فراموشگر خار بَراَندیشی خرما نتوان خَورداو خشم همی گیرد تو عذر همی خواههر روز به نو یار دگر مینتوان نکردلینک های پادکستپادکست شعر و ادب فارسی : پادکست بوطیقا - قسمت چهل و یکم پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : لنترونیشبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست: دارمتتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com
160. صد و شصت - سهیلِ یمنی: رودکی
03:00||Season 3, Ep. 160هر باد که از سویِ بخارا به من آیدزو بویِ گل و مشک و نسیمِ سمن آیدبر هر زن و هر مرد کجا بر وَزَد آن بادگویند: مگر آن باد همی از خُتَن آید؟نی نی! ز خُتن باد چنان خوش نوزد هیچکان باد همی از برِ معشوق من آیدهر شب، نگرانم به یمن تا تو برآییزیرا که سهیلی و سهیل از یمن آیدبا هرکه سخن گویم، گر خواهم و گر نی،اول سخنم نامِ تو اندر دهن آیدلینک های پادکستپادکست شعر و ادب فارسی : پادکست بوطیقا - قسمت چهل و یکم پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : لنترونیشبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست: دارمتتماس : BoutighaPodcast@Gmail.com