Share

cover art for قاتل ایالت طلایی - قسمت ۵: خونی که خویشاوند داشت

پادکست پرونده باز

قاتل ایالت طلایی - قسمت ۵: خونی که خویشاوند داشت

Season 1, Ep. 5

قسمت پنجم با یک هشدار شروع می‌شود: پیرمرد بی‌گناهی در خانه سالمندان اورگن، که همین تکنیک یک سال قبل، اشتباهی نشانش گرفته بود و بعد، گام‌به‌گام با تیم می‌رود: سایتی که دو بازنشسته بی‌ادعا می‌گرداندند و صاحبش تا بعد از بازداشت، از همه‌چیز بی‌خبر بود؛ درختی با هزار اسم که به سه مرد رسید؛ نمونه‌ای از دستگیره در ماشین، در پارکینگ یک فروشگاه، در روز روشن؛ و دستمالی در سطل زباله. بعد، نام: جوزف جیمز دی‌انجلو، ۷۲ ساله، پلیس سابق و بیوگرافی‌ای که در آن، تک‌تک قطعه‌های پنج قسمت سر جایشان می‌نشینند: بانی، گره‌های دریایی، اکستر، آبرن، اخراجِ تابستان ۷۹. بازداشتی که با جمله «راسته گوشت توی فر دارم» تاریخی شد، و اتاق بازجویی‌ای که در آن، قوطی نوشابه‌ای دست‌نخورده ماند، چون فکر می‌کرد هنوز می‌تواند DNAاش را پنهان کند.

اگر همراه و همداستان مایید، ما را در معرفی به مخاطبان در این پلتفرم و پلتفرم های داخلی یاری کنید.

برای حمایت مالی از فعالیت‌های پانوراما به عنوان یک رسانه مستقل، در ایران می‌توانید از لینک پایین استفاده کنید:

https://donito.me/ehsantarighat

همچنین از نشانی زیر می‌تونید برای پرداخت ارزی استفاده کنید:

https://ko-fi.com/ehsantarighat

More episodes

View all episodes

  • 6. قاتل ایالت طلایی - قسمت ۶: چهل و چهار سال بعد

    31:52||Season 1, Ep. 6
    در سالن دانشگاهی که خودش نیم‌قرن پیش از آن مدرک «عدالت کیفری» گرفت، دی‌انجلو ۲۶ بار می‌گوید «گناهکارم» و بعد، نوبت صداهاست: کریس پدرتی، بث اسنلینگ، میشل کروز، بروس هرینگتون؛ زوجی که او نتوانست بشکند؛ زنی که با سرطان آمد تا عدالت را ببیند و سه ماه بعد رفت؛ و لحظه‌ای که بانی نامزد پنجاه سال پیش، همان نامی که قربانیان در هق‌هق‌های او شنیده بودند وارد سالن شد و به روایت دادستان، نفس قاتل بند آمد. بعد: بلند شدن از ویلچر، «واقعاً متأسفم»، و چرایی باور نکردنش. قسمت پایانی با میراث دوگانه می‌بندد صدها پرونده‌ای که با همین روش حل شد، قوانینی که بالاخره نوشته شد، حریم خصوصی‌ای که هنوز محل دعواست و با بازماندگانی که از دل وحشت، جامعه ساختند. «چراغ‌ها را روشن کن. قدم بزن به‌سوی نور.»
  • 4. قاتل ایالت طلایی - قسمت ۴: زنی که برایش اسم گذاشت

    31:47||Season 1, Ep. 4
    آزمایش DNA در ۲۰۰۱ ثابت کرد شمال و جنوب یک مردند و بعد هیچ، چون DNA می‌گوید «همان مرد است»، نمی‌گوید «این مرد است». این قسمت، داستان کسانی است که نگذاشتند برزخ برنده شود: پل هولز که آخر هفته‌ها مسیرهای فرار را رانندگی می‌کرد؛ «بچه»‌ای که چهار هزار ساعت گذاشت و فهرستی با دو هزار اسم ساخت؛ و میشل مک‌نامارا که وسواسش از چهارده‌سالگی و تکه‌های واکمنِ زنی به‌قتل‌رسیده شروع شد، نام «قاتل ایالت طلایی» را ساخت، اعتماد پلیس را به دست آورد، و دو سال مانده به جواب، در خواب رفت. عنوان کتابش از تهدیدی آمده بود که قاتل به دختری پانزده‌ساله گفته بود. هولز و میشل، نزدیک‌ترین هم‌سنگرهای این پرونده، هرگز همدیگر را از نزدیک ندیدند. و دو ماه بعد از انتشار کتاب، تلفن‌های ساکرامنتو زنگ خورد.
  • 3. قاتل ایالت طلایی - قسمت ۳: وقتی شکار به قتل تبدیل شد

    33:35||Season 1, Ep. 3
    قسمت سوم، دفتر قربانیان فاز تاریک پرونده است؛ با هویت انسانی‌شان، نه فقط نام‌هایشان: جراح و روان‌شناسی که رابطه‌شان تازه شروع شده بود؛ وکیلی در آستانه قضاوت؛ تازه‌عروس‌ودامادی که شش هفته از عروسی‌شان می‌گذشت و جسدشان را پدرِ داماد پیدا کرد؛ زن جوانی که شوهرش سال‌ها زیر سایه ظن زندگی کرد؛ و جنل کروز، که خانواده‌اش در سفر بود. چرا تجاوز به قتل تبدیل شد؟ چرا ضربه، نه گلوله؟ چرا هیچ‌کس دو سر ایالت را به هم وصل نکرد؟ و در پایان، دو آیرونی که رهایتان نمی‌کند: برادری که بزرگ‌ترین پایگاه DNA آمریکا را ساخت و قاتلِ برادرش هرگز در آن نبود، و سال ۱۹۸۶، که او متوقف شد و در آن سوی اقیانوس، انگشت‌نگاری ژنتیکی متولد شد.
  • 2. قاتل ایالت طلایی - قسمت ۲: مردی که همه‌چیز را می‌دید

    38:09||Season 1, Ep. 2
    کارآگاه مک‌گاون در کمین، تیر هوایی می‌زند؛ مرد نقاب‌دار جیغ می‌کشد، نقاب برمی‌دارد، تسلیم می‌شود و به چراغ‌قوه شلیک می‌کند، نه به مأمور. این رفتارِ آدمی نیست که ترسیده؛ رفتار کسی است که برای گیر افتادن، نقشه دارد. قسمت دوم وایسیلیا را می‌کاود: سرقت‌هایی که دزدی نبود و تمرین بود؛ قتل کلود اسنلینگ، استاد کالج سکویاس، که جانش را برای دخترش داد؛ و خط زمانی‌ای که بعدها همه‌چیز را لو داد جرایم، سایه‌به‌سایه جابه‌جایی‌های شغلی یک پلیس جابه‌جا می‌شد. در پایان: گسترش حملات تا ایست بی، قتل زوج جوان مگیوره در پیاده‌روی شبانه، و تابستان ۷۹ وقتی او شغلش را از دست داد، و ساکرامنتو آرام شد.
  • 1. قاتل ایالت طلایی - قسمت ۱: خانه‌هایی که دیگر امن نبودند

    36:48||Season 1, Ep. 1
    قسمت اول به آغاز وحشت می‌رود: حومه‌هایی که برای خانواده‌های پایگاه هوایی و کارخانه موشک‌سازی ساخته شده بود، و پلیسی که هنوز کامپیوتر نداشت و کلمه DNA را نشنیده بود. حمله‌ها که شروع می‌شود، الگویی پدیدار می‌شود که کارآگاهان را می‌ترساند: قفل‌های از قبل بازشده، گلوله‌های خالی‌شده، تلفن‌های ساکت. با جین کارسون آشنا می‌شوید — افسر جوانی که با پسر سه‌ساله‌اش قربانی شد — و با کریس پدرتیِ پانزده‌ساله، پشت پیانو، یک هفته مانده به کریسمس. صدای واقعی تماس‌گیرنده‌ای را می‌شنوید که پلیس را مسخره می‌کرد، شعری را که به روزنامه و شهردار فرستاد، و روایت کارآگاهان از جلسه‌ای عمومی که در آن، مردی گفت «چنین چیزی ممکن نیست» و چند هفته بعد، خانه خودش هدف بود.