Latest episode

6. پرونده بیلی میلیگان - قسمت ۶: کریستوفر کار
59:10||Season 5, Ep. 6چهارم ژوئیهی ۱۹۸۶. میلیگان از بیمارستانی در کلمبوس بیرون میرود و برنمیگردد. چند هفته بعد، مردی با نام کریستوفر کار در شهری در ایالت واشنگتن ساکن میشود؛ در همان ساختمانی که مایکل پیرس مدن، دانشجویی ۳۲ ساله، زندگی میکرد. مدن در سپتامبر ۱۹۸۶ ناپدید شد و هرگز پیدا نشد. میلیگان هرگز در این پرونده متهم نشد، اما پلیس او را مظنون جدی معرفی کرد.این قسمت پایانی، سالهای ۱۹۸۱ تا ۲۰۱۴ را روایت میکند: فرار، بازداشت در فلوریدا، ترخیص، سالهای کالیفرنیا و بیانیهای که در آن خود میلیگان گفت پزشکان این بیماری را «میسازند». و به پروندهی کنت بیانکی میرسد، مردی که همان سالها شخصیت چندگانه را جعل کرد و رسوا شد. در پایان، آنچه دربارهی این پرونده قطعی است از آنچه نیست جدا میشود، و فصل به سه زنی برمیگردد که پرونده با آنها آغاز شد.
More episodes
View all episodes

5. پرونده بیلی میلیگان - قسمت ۵: معلم
01:06:12||Season 5, Ep. 5پس از دادگاه، میلیگان به بیمارستانی بیدیوار در شهر آتنز اوهایو فرستاده میشود. چند هفته بعد، مردی با لهجهی بروکلینی برگهای روی میز روانپزشکش میگذارد: فهرستی از بیستوچهار نام، که آخرینش «معلم» است.این قسمت دو سال و نیم پس از حکم را روایت میکند: شخصیتهای تازهای که دقیقاً همان شکافهایی را پر کردند که شهادت قربانیان باز گذاشته بود، دنیل کیز، نویسندهی «گلهایی برای آلجرنون»، و کتابی که بر حافظهی «معلم» بنا شد، مرخصیهای بینظارت در شهر، جنجالی که سراسر اوهایو را فرا گرفت، و قانونی که «قانون میلیگان» نام گرفت. و روایتی متفاوت از همان سالها، از زبان روانشناس ارشد همان بیمارستان، که بیش از چهل سال بعد گفت فکر میکند بخش زیادی از ماجرا وانمود بود.
4. پرونده بیلی میلیگان - قسمت ۴: اتاق ۹بی
56:21||Season 5, Ep. 4چهارم دسامبر ۱۹۷۸، دادگستری شهرستان فرانکلین، اوهایو. اتاق دادگاه پر از خبرنگار است، اما هیچ شاهدی احضار نمیشود، هیچ هیئت منصفهای در کار نیست و دادستانی با گزارشهای روانپزشکی مخالفت نمیکند. حدود دو ساعت و نیم بعد، ویلیام میلیگان «بیگناه به دلیل جنون» شناخته میشود.این قسمت روایت میکند که این دادگاه چگونه شکل گرفت: قانونی که درست در همان هفتهها تغییر کرده بود، دادستانی که میگفت قربانیان نمیخواستند در دادگاهی رسانهای شهادت دهند، و اظهاریههایی که در دادگاه خوانده شد. یکی از قربانیان گفته بود مهاجم لهجهای نداشت و هیچ تغییر شخصیتی رخ نداد. مهاجم خودش را «فیل» نامیده بود؛ در حالی که در فهرست ده شخصیت، کسی به این نام نبود. و هیچکس در آن اتاق مأمور نبود این تناقضها را به بحث بگذارد.
3. پرونده بیلی میلیگان - قسمت ۳: ده نفر در یک سلول
56:22||Season 5, Ep. 3زمستان ۱۹۷۸. در زندان شهرستان فرانکلین، روانشناسی که آمده بود با یک متهم احتمالاً متمارض روبهرو شود، با پسری هشتساله به نام دیوید، نوجوانی لندنی، مردی انگلیسی با نوک انگشتان به هم چسبیده و مردی یوگسلاو با لهجهی غلیظ روبهرو میشود. ده شخصیت، یکییکی، وارد پرونده میشوند.این قسمت ماههای ژانویه تا اکتبر ۱۹۷۸ را روایت میکند: جلسهای که دادستان در آن حاضر بود و «بیلی اصلی» چهاردستوپا به سوی دیوار خزید، آمدن کورنلیا ویلبر، روانپزشک مشهور پروندهی «سیبل»، هفت ماه درمان در بیمارستان هاردینگ، ظهور آدالانا که گفت «زمان را دزدیده» بود، و گزارشی که نتیجه گرفت میلیگان مسئول اعمالش نبوده است. و در کنار همهی اینها، صدای منتقدانی که میگفتند این شخصیتها کشف نشدند، بلکه ساخته شدند.
2. پرونده بیلی میلیگان - قسمت ۲: پسری که زمان را گم میکرد
01:03:41||Season 5, Ep. 2مردی که در قسمت اول بازداشت شد، از کجا آمده بود؟ این قسمت به میامی ۱۹۵۵ برمیگردد؛ به پدری کمدین که پیش از چهارسالگی پسرش خودکشی کرد، به مادری که با سه بچه از شهری به شهر دیگر رفت، و به ناپدریای به نام چالمر میلیگان که چند عضو خانواده او را مردی خشن توصیف کردهاند و بیلی بعدها او را به آزار جنسی متهم کرد؛ اتهامی که چالمر تا پایان عمر انکار کرد و هرگز در دادگاه آزموده نشد.در این قسمت، دو لایه را کنار هم میگذاریم: اسنادی که در همان زمان نوشته شدند، یعنی گزارشهای مدرسه، پروندهی بیمارستان، سوابق نیروی دریایی و حکمهای دادگاه، و خاطراتی که میلیگان سالها بعد تعریف کرد. از نوجوانی که در حالت خلسه به جلوی خودروها میرفت و در همان حال کارکنان بیمارستان او را فریبکار میدانستند، تا محکومیت ۱۹۷۲، سرقت داروخانه در ۱۹۷۵ و زندان لبنان.
1. پرونده بیلی میلیگان - قسمت ۱: بیلی خواب است
01:02:40||Season 5, Ep. 1در اکتبر ۱۹۷۷، در فاصلهی دو هفته، سه زن جوان در اطراف دانشگاه ایالتی اوهایو زیر تهدید اسلحه ربوده شدند، به حومهی شهر برده شدند، مورد تجاوز قرار گرفتند و از آنها سرقت شد. پلیس با اثر انگشت و شناسایی از روی عکس، مردی ۲۲ ساله به نام ویلیام میلیگان را بازداشت کرد. شواهد سنگین بود و کسی انکار نکرد که جرایم را او مرتکب شده است.اما یک سال بعد، میلیگان «بیگناه به دلیل جنون» شناخته شد. روانپزشکان گفتند در او ده شخصیت جداگانه زندگی میکند و کسی که تجاوزها را مرتکب شده، «بیلی» نبوده است. این عدد بعدها به بیستوچهار رسید.این فصل از «پرونده باز» در شش قسمت، این پرونده را از هر سه زاویه بررسی میکند: جنایتها و تحقیقات پلیس، پروندهی روانپزشکی و پرسش «واقعی یا ساختگی؟»، و معنای مسئولیت کیفری وقتی ذهن متهم گسسته است. روایت بر اسناد دادگاه، گزارشهای مطبوعات همان دوران، کتاب دنیل کیز و صدای منتقدانش تکیه دارد، و هر جا منابع با هم نمیخوانند، اختلاف را پنهان نمیکند. و در تمام شش قسمت، تلاش میکند سه زنی را که پرونده با آنها آغاز شد، از یاد نبرد.
4. پسران اسکس - قسمت ۴: خبرچین
57:51||Season 4, Ep. 4قسمت پایانی، داستان مردی است که پرونده رتندن را «حل» کرد و تردیدهایی که هرگز نخوابید. دارن نیکولز، خردهمجرمی که در زندان با استیل و وومز آشنا شده بود، پس از بازداشت در یک عملیات قاچاق، روایتی ارائه داد که ستون محاکمه اولد بیلی شد: دروازه، شاتگان پمپی، و جملهای که ادعا کرد شنیده است. اما در این پرونده هیچ مدرک جنایی صحنهای علیه متهمان وجود نداشت؛ ستون دیگر پرونده — آنتندهی موبایل — بعدها زیر سؤال رفت؛ و بیلی جسپر چهار ماه زودتر از نیکولز، قاتل و آمری کاملاً متفاوت را نام برده بود. از فرجامهای ردشده ۱۹۹۹ و ۲۰۰۶ تا آزادی وومز در ۲۰۲۱ و استیل در ۲۰۲۵ و چهارمین بازنگری CCRC، این قسمت میپرسد: آیا عدالت اجرا شد یا فقط یک روایت برنده شد؟
