Latest episode

26. فصل سوم/ زندان اوبن، بند زنان/ قسمت بیست و ششم
22:01||Season 1, Ep. 26.قسمت بیست و ششم منتشر شددر این قسمت از اعزام ناگهانی و عجیب در ساعت چهار صبح به دادگاه میشنوید. از توصیف سکانس محبوبم برای زندگی در تهران، سحرگاهان آرام و خلوت و خنکی که دوربین به دست به سمت مهرآباد یا ایستگاه راه آهن میرفتم، از شوق و شورم برای روایت زنانی میشنوید که همسفران اتفاقی کوپههای قطار میشدنداز تجربه حضور در دادگاه انقلاب جلوی دوربین و پروژکتور میشنوید.شرح عکس: سالهای دور، در حال ساخت مستندی درباره زنان بلوچ، بازارچه مرزی ایران و پاکستان، منطقه سراوان.
More episodes
View all episodes

25. فصل سوم/زندان اوین، بند زنان، قسمت بیست و پنجم
20:20||Season 1, Ep. 25قسمت بیست و پنجم " نفس دوم" منتشر شد.در این قسمت از ماجرای تحصن اعتراض آمیز زنان زندانی در راهرو اداری بند میشنوید، تحصنی که در اعتراض به اعدام محسن شکاری انجام شد، میشنوید که چرا اسم فائزه را از بیانیه جمعی محکومیت اعدام حذف کردند و برای او شرط گذاشتند.از نخستین شب اقامت در بند زنان و بیانضباطی های ناخودآگاه طنز آلودی می شنوید که مرتکب شدم و به خاطرش تذکرهایی سخت گرفتم.از سیطره هیولای کرونا بر تن و بدنم میشنوید و تیمارداری فرشتگانی که نجاتم دادند.شرح عکس: نرگس ظریفیان، هم بندی خوش قلب و مهربان و فرشته سیرتی که در شب هولناک اوین به شکلی سینمایی، ناجی من شد.
24. فصل سوم/زندان اوین، بند زنان، قسمت ۲۴
22:01||Season 1, Ep. 24قسمت بیست و چهارم " نفس دوم" منتشر شد.در این قسمت از تماشای برنامه آخوند لباده قرمز در قرنطینه می شنوید. از اینکه بالاخره بعد از طی مسیری طولانی به بند عمومی زندان اوین منتقل میشوم، به جایی که این روزها دوباره داستانهایش بر سر زبان افتاده است که آیا واقعا هتل است یا زندان، به نظرم توصیف آن فضا در این قسمت، می تواند برای آنها که جویای واقعیت ماجرا هستند، تا حدودی آگاهی بخش باشد.از مواجهه با فائزه میگویم، از مستقر شدن بر روی تخت طبقه دوم سالن یک که مثل ورودی ترمینال جنوب در چهار راه حوادث بود و این موقعیت را برای من پدید آورد که داستان آدمها و اشیا و مکانهایی که از آن ارتفاع قابل دیدن بودند توصیف کنم.شرح عکس: تصویر نیلوفر بیانی، زندانی محیط زیستی که در ابتدای پادکست، توصیفش میکنم.
23. فصل سوم/زندان اوین، بند زنان
24:51||Season 1, Ep. 23مت بیست و سوم کتاب صوتی" نفس دوم" منتشر شد.در این قسمت از هم سلولی خارجیام میشنوید، از خانم روانشناس و تست سلامت روانی که از من گرفت، از تماشای سریال های تلویزیونی در قرنطینه زندان اوین میشنوید و از تماشای اتفاقی پشت صحنه فیلم "سرزمین اوارهها،" فیلم محبوب زندگیم در تنهایی سلول و کشف و شهودی لذت بخش که تجربه ای منحصر به فرد بود.شرح عکس: خودم، در یک عصر پاییزی باشکوه نشسته بر ساحل اقیانوس، خیره به خورشید، در حال شکرگذاری به خاطر تجربه هایی که در زندگی از سر گذراندم و توانستم آنها را روایت کنم.
22. فصل سوم/زندان اوین، بند زنان/قسمت بیست و دوم
24:57||Season 1, Ep. 22فصل سوم کتاب نفس دوم، منتشر شد.در فصل جدید به داستانهای زندان اوین بند زنان میپردازم، به زندانی شدن و زنانگی در میان مشهورترین لیدرهای سیاسی و عقیدتی مبارزات زنان در ایران، که سالهایی از عمرشان را در زندان سپری کردند.در این بخش تلاش کردم تا با روایت هایی مستند ، واقعیت زندان زنان را به تصویر کشم، به دور از اغراق و تملق و قهرمان سازی، به دور از شعار زدگی، آنچه واقعا وجود داشته را توصیف کنم، البته در حد امکان و از نگاه و منظر خودم .امیدوارم این تلاش ناقص و ناکافی تصویری نزدیک به واقعیت برای مخاطبان ارائه دهد، تصویری که به دور از دیدگاه های سیاسی و عقیدتی، و تنها از نگاه یک روایتگر مستندساز ارائه شده است.شرح عکس: درحصار امن دستان پدر، حصاری که دیگر نیست.
21. فصل دوم/ زندان قرچک/ قسمت بیست و یکم
28:15||Season 1, Ep. 21قسمت بیست و یکم " نفس دوم" منتشر شد.این آخرین بخش از فصل دوم کتاب است.در این قسمت از دختر بالرین و دخترداییاش میشنوید که چگونه بازداشت شدند، از داستان زنان دستفروش و مسافر مترو تهران میشنوید که با صدای بلند در واگن ها فریادزده بودند: جمهوری اسلامی نمیخواییم نمیخواییم... از سرود شبانه ای میشنوید که دخترها هم شب قبل از خواب با هم می خواندند تا چراغ امید را در دل هم زنده نگهدارند.از قصه خواهران حکیمیه تهران میشنوید، از شیوع شپش در بند هشت میشنوید و ترس و اضطرابی که بر جان آدمها انداخت. از ویدا ربانی میشنوید که چگونه مثل فلورانس نایتینگل در کنج آفتابی حیات روی صندلی چوبی مینشست و موی یکی یکی دخترکان وحشتزده از شپش را، شانه میکرد، دارو می زد و میشست... از مواجه و فریادش بر سر زهره الهیان و فاطمه قاسم پور نمایندگان اعزامی مجلس میشنوید.از خانم دکتر لاکچری شعار نویسمان میشنوید که در دیدار با نماینده وزارت بهداشت، به جای تقاضا برای آزادی خودش، دارو و اقلام بهداشتی برای دختران خواسته بود و پوستر و بروشور ضد سیگار تا بتوانند دخترکان را از عواقب مصرف سیگار آگاه کند. از شبی میشنوید که ناگهان از قرچک منتقلم کردند و دیدن خیابانهای شهر و آدمهایش در آن غروب سرد و خاکستری پاییزی، چه دلتنگی عمیقی را در من زنده کرد. شرح عکس: مازندران، در یکی از سفرهای مکرر شمال، حدود سالهای پنجاه و شش یا پنجاه و هفتدر آغوش مادر که امنترین جای دنیا بود. خوب یادم هست برادرم سعید به خاطر آنکه شلوار جین من پیش بند داشت، مرا مسخره میکرد و میگفت من و مامان و بابا و میترا شلوارمان "لی" واقعی است، اما تو بچهای و شلوارت پیش بند دارد.*نکته: در ابتدای این قسمت تاریخ را یازدهم مهر اعلام کردم چون هفته قبل ضبط شده بود اما به خاطر کشته شدن سمیه رشیدی عزیز، یک هفته دیرتر پخش میشود.مثل همیشه کلیه اپیزودها در کلیه پادگیرهای صوتی تحت عنوان" نفس دوم" قابل دسترسی مستقیم و رایگان است.#زن_زندگی_آزادی#زندان_قرچک
20. فصل دوم/ زندان قرچک/ قسمت بیستم
22:32||Season 1, Ep. 20قسمت بیستم" نفس دوم" منتشر شد.در این قسمت میشنوید که چگونه بیماری و تب و عفونت تمام زندان را تسخیر کرده بود و مسئولین بی مسئولیت زندان در مواجه با چنین بحرانی چه واکنشی نشان دادند. از داستان مهشید می شنوید، دختری که مثل یک " بودهی ستوه" یار و مدد رسان دخترکان زندانی شده بود و تا ابد آنهمه فداکاری و مددرسانی اش را فراموش نخواهم کرد.از شبنم میشنوید، مهندس جوان و مسئولیت پذیری که به عنوان مسئول شام اتاق نمی دانست با آن سهمیه اندک چگونه لشگر دختر را سیر کند. از بیماری و تب دخترک جوان زیبا، آرام و معصومی میشنوید که بعدها فهمیدم یک اینفلوئنسر پر شر و شور و مشهور اینستاگرامی است و نامش آستیاژ. از پزشک مشهور بیمارستان های تهران میشنوید که به خاطر شعار نویسی ناشیانه روی دیوار روبروی کلانتری، بازداشت شده بود.باری این روزها که اخبار زندان قرچک و شرایط سخت خواهرانم را میشنوم، ثانیهای خاطرات آن روزها از جلوی چشمانم محو نمیشود.این قسمت را تقدیم میکنم به خواهران شریف و آزاده ام در زندان ظالمانه قرچک و به احترام آزادگی و شرافتشان، ایستاده درود میفرستم.مثل همیشه کلیه اپیزودها در تمام پادگیرهای صوتی با عنوان" نفس دوم" قابل دسترسی و رایگان است.شرح عکس: تصویری از زندان ظالمانه قرچک
