Share

دکلمه های هوشنگ ابتهاج
از دیده افتادی ولی از دل نرفتی
•
باور نمی آید هنوزم از دل تو
کر مهریاران کهن دل بر گرفتی
قدر تو من می دانم و می گویمش باز
تا کس نگوید گفتنی ها را نگفتی
چون گوشواری زینت گوش زمانست
آن قیمتی درهای بی همتا که سفتی
عهد و عطای حاکمان چندان نپاید
از مهر مردم تن مزن! گفتم، شنفتی؟
اشک روان سایه پیک مهربانیست
از دیده افتادی ولی از دل نرفتی ..
More episodes
View all episodes

ارغوان ویران است
00:55|
پرتو ستاره دور
00:54|
فردا مرا چو قصه فراموش کنید
01:33|
آه که فریاد داشت درد
00:50|
من در حال و او در آینده است
02:30|
دریا ، چشم پر اشک زمین
02:00|
ببند پنجره را
02:24|
چه سهمناک بود سیل حادثه
02:04|