Share

Cozy Corner with Hossein Nasiri | کوزی کرنر با حسین نصیری
Corner 86: Hamed Vahdatinasab | ضبط شده در ۲۰ آبان ۱۴۰۴ | حامد وحدتینسب
آقای «حامد وحدتینسب» انسانشناس پیشاتاریخ، باستانشناس، زیستشناس و پژوهشگر شناختهشدهی حوزهی تکامل انسان، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛
او مسیر فکری و حرفهای خود را از زیستشناسی آغاز کرد و بهتدریج با تمرکز بر انسانشناسی و باستانشناسی، به یکی از چهرههای مرجع در مطالعهی انسانهای اولیه، دوران پارینهسنگی و رفتارهای زیستی–فرهنگی انسان پیشاتاریخ در ایران تبدیل شد؛
مسیری میانرشتهای که به او امکان داده تکامل انسان را نه صرفاً از زاویهی تاریخ، بلکه از دل زیست، مغز، رفتار، بقا و سازگاری بررسی کند.
حامد وحدتینسب با نگاهی علمی و در عین حال روایتمحور، به این پرسش بنیادین میپردازد که «چرا انسان، انسان شد؟»؛ پرسشی که او در پژوهشها و گفتوگوهایش با تکیه بر شواهدی چون ابزارهای سنگی چند میلیون ساله، ایستادن روی دو پا، شکار مستمر، شکلگیری زبان، کار گروهی و انتقال دانش میان نسلها واکاوی میکند.
از نگاه او، خلاقیت نه یک جهش ناگهانی، بلکه قابلیتی تدریجی و طیفی است که در بستر بقا شکل گرفته و بدون آن، مغز بزرگ انسان نه مزیت، بلکه مانعی برای ادامهی حیات بود.
او سالهاست تمرکز اصلی خود را بر مطالعهی پارینهسنگی، فناوری ابزارهای سنگی، انسانهای اولیه و مسیر پراکندگی و استقرار آنها در فلات ایران و مناطق پیرامونی گذاشته و تلاش کرده است تصویری دقیق، مستند و بهدور از روایتهای اسطورهای یا سادهانگارانه از گذشتهی دور انسان ارائه دهد؛ تصویری که گذشته را نه افسانه، بلکه دادهای زنده برای فهم اکنون میداند.
در کنار فعالیتهای دانشگاهی و پژوهشی، وحدتینسب در حوزهی ترویج علم نیز حضوری پررنگ دارد. او با سخنرانیها، نوشتهها و حضور در رسانهها و پادکستها، مفاهیم پیچیدهی انسانشناسی و باستانشناسی را به زبانی قابلفهم برای مخاطب عمومی توضیح میدهد و میکوشد میان دانش تخصصی و کنجکاوی عمومی پلی پایدار بسازد.
او میزبان پادکست «خداحافظ آفریقا» و هممیزبان پادکست «بنفش» است؛ فضاهایی که در آنها علم، روایت و پرسشگری به هم میرسند و گذشتهی انسان به آینهای برای اندیشیدن به امروز و فردای ما تبدیل میشود.
این شما و این گفتوگوی جذاب «حامد وحدتینسب» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.
امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.
از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
More episodes
View all episodes

90. Corner 90: Tarlan Parvaneh | ترلان پروانه
02:04:45||Season 1, Ep. 90خانم «ترلان پروانه» بازیگر سینما و تلویزیون، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛ترلان پروانه بیستوهشت سال دارد و بیستوپنج سال است که کار میکند. این جمله را باید دو بار خواند تا سنگینیاش را حس کرد؛ او پیش از آنکه خواندن و نوشتن بیاموزد، دیالوگ حفظ میکرد. پیش از آنکه بداند کلمهها را چطور روی کاغذ مینویسند، یاد گرفته بود آنها را چطور باید جلوی دوربین زندگی کرد. سهساله بود که برای اولین بار جلوی دوربین ایستاد، و از همان لحظه، کودکیاش با چیزی گره خورد که بیشتر آدمها در بزرگسالی هم فرصت تجربهاش را پیدا نمیکنند: دیده شدن.اما دیده شدن، برای یک کودک، شمشیری دولبه است. وقتی ترلان به مدرسه رفت، همکلاسیهایش قبل از آنکه او خودش را معرفی کند، میشناختندش. او هرگز آن تجربهی ساده و معمولی را نداشت که بچهای ناشناس باشد در حیاط مدرسه؛ بچهای که میتواند اشتباه کند، بیفتد، بلند شود، بیآنکه کسی نگاهش کند. دوران کودکی او همیشه یک تماشاگر اضافه داشت.و نوجوانی، که برای همهی ما پر از خطا و آزمون در خلوت است، برای او در برابر چشم یک جامعه گذشت. در همان سالهایی که همسالانش پشت درهای بستهی اتاقهایشان هویتشان را جستوجو میکردند، ترلان ستارهای بود که هر حرکتش دیده، تفسیر و قضاوت میشد. اولین حواشی بزرگ زندگیاش زمانی سراغش آمدند که هنوز داشت یاد میگرفت خودش کیست. او مجبور بود همزمان دو کار دشوار را انجام دهد: بزرگ شدن، و بزرگ شدن در مقابل چشم دیگران.با این همه، آنچه در مسیر ترلان پروانه بیش از هر چیز به چشم میآید، دوام آوردن است. کودکان بازیگر بسیاری آمدهاند و در همان کودکی ماندهاند؛ اما او از دل آن کودک جلوی دوربین، نوجوانی ساخت که ایستاد، و از دل آن نوجوان، بازیگری که امروز با کولهباری از تجربهای که سنوسالش را به چالش میکشد، هنوز کار میکند. برندهی پروانهی زرین بهترین بازیگر در جشنوارهی فیلم کودک و نوجوان شد، در بیش از شصت اثر سینمایی، تلویزیونی و نمایش خانگی نقش آفرید، و مهمتر از همه، توانست از دل حرفهای که کودکیاش را از او گرفته بود، هویتی برای بزرگسالیاش بسازد.شاید داستان ترلان پروانه، بیش از آنکه داستان یک بازیگر باشد، داستان دخترکیست که هیچوقت فرصت نکرد تماشاگر باشد؛ چون همیشه روی صحنه بود. و حالا، پس از بیستوپنج سال، آمده تا برای یک بار هم که شده، از آنسوی دوربین به مسیر خودش نگاه کند.در این قسمت از کوزی کرنر، همراه ترلان پروانه باشید تا با هم به کودکیای برگردیم که جلوی دوربین گذشت و به آدمی برسیم که از دل آن بیرون آمد.این شما و این گفتوگوی جذاب «ترلان پروانه» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
89. Corner 89: Reza Daryakenari | رضا دریاکناری
01:45:45||Season 1, Ep. 89آقای «رضا دریاکناری» هنرمند عکاس، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛رضا دریاکناری کار خود را از دل واقعیت آغاز کرد؛ روزگاری عکاس مستند بود، کسی که دوربینش را رو به جهان همانطور که هست میگرفت و چیزی به آن نمیافزود. اما مستند برای او هرگز نقطهی پایان نبود، مسیری بود که مدام او را جابهجا میکرد؛ از مستند انسانی به مستند معماری، و از آنجا به پرسشی که مسیر بعدیاش را رقم زد: اگر آدم را از بستر آشنایش بیرون بکشیم و در دل یک فضای متروک و غریب بگذاریم، چه اتفاقی برای تصویر میافتد؟از همین پرسش بود که بازی جدیتر شد. نور و سایه به کار او راه یافتند، تکنیکهایی مثل دابل اکسپوژر آمدند، و کمکم مستند جای خود را به پرتره داد؛ پرترهای که هیچگاه بیحرکت نماند. گریم اضافه شد، بعد کلاه و لباس، بعد اکسسوار، تا اینکه در جهشی بزرگتر دیگر تنها سوژه نبود که ساخته میشد؛ کل صحنه بود که طراحی میشد. هر عنصری در قاب، از پارچهای که روی یک شانه افتاده تا شیئی که در گوشهی میز نشسته، دیگر تصادفی نبود؛ همهچیز نوشته میشد، مثل کلماتی که کنار هم یک جمله میسازند.اینجا بود که او به آنچه امروز «عکاسی استیجد - عکاسی صحنهآراییشده» مینامدش رسید؛ جایی که هر مهارتی که در طول سالها آموخته، از نورپردازی مستند تا صحنهآرایی پرتره، در خدمت روایت یک داستان کامل قرار میگیرد. عکس دیگر لحظهای ثبتشده نیست، بلکه صحنهایست از یک نمایش که پیش از کلیک دوربین، در ذهن او بهطور کامل اجرا شده. کاراکترها شخصیت دارند، فضا تاریخ دارد، و هر جزئیات کوچک بخشی از یک جهان بزرگتر است که او آن را میسازد تا بعد بتواند از آن عکس بگیرد.در همین مسیر بود که دریاکناری به ریشههای خودش بازگشت. عناصر ایرانی، از یادگارهای دورهی قجر تا شمایلها و اسطورههای بومی، آگاهانه وارد جهان تصویری او شدند؛ نه بهعنوان تزئین، بلکه بهعنوان زبان. نتیجهی این نگاه، جهانیست که همزمان آشنا و غریب است؛ فضایی که رگههایی از نقاشیهای قرونوسطایی و باروک در آن دیده میشود، اما ریشه در خاک ایران دارد. شاید به همین دلیل است که او ترجیح میدهد بعضی از این آثار را روی بوم چاپ کند؛ گویی میخواهد یادآوری کند که مرز میان عکاسی و نقاشی هم، مثل هر مرز دیگری در کار او، ثابت نیست.موسیقی و سینما دو همراه همیشگی این مسیر بودهاند؛ نه بهعنوان الهام گذرا، بلکه بهعنوان زبانی که به او یاد داده چطور یک قاب ساکن هم میتواند ریتم داشته باشد، هم میتواند روایت کند. برای دریاکناری، عکاسی هیچگاه توقف در یک ژانر نبوده؛ بلکه مسیریست از ثبت واقعیت تا ساختن جهانی تازه از دل آن.در این قسمت از کوزی کرنر با رضا دریاکناری دربارهی همین مسیر طولانی از عکاسی مستند تا استیجد حرف زدهایم؛ از لحظهای که تصمیم گرفت واقعیت را ترک کند تا لحظهای که تصمیم گرفت جهانی تازه بسازد، و از تاثیری که موسیقی و سینما در طول این سالها روی نگاه او گذاشتهاند.این شما و این گفتوگوی جذاب «رضا دریاگناری» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
88. Corner 88: Ali Bahmani | ضبط شده در ۱۶ آذر ۱۴۰۴ | علی بهمنی
01:26:46||Season 1, Ep. 88آقای «علی بهمنی» هنرمند، طراح و مدرس شناختهشدهی هنر اوریگامی، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛علی بهمنی هنرمندیست که جهان خود را از دل سادهترین مادهی ممکن میسازد: یک ورق صاف. او بیآنکه چیزی به کاغذ بیفزاید یا چیزی از آن کم کند، تنها با تازدن، آن را به فرم، حجم و معنا تبدیل میکند؛ گویی هر تا، تصمیمیست میان آنچه هست و آنچه میتواند باشد.«اوریگامی» برای بهمنی نه یک سرگرمی، بلکه نتیجهی یک مسیر طولانیست؛ مسیری که از ژاپن، سرزمین مادری این هنر، شکل گرفت، از دل ریاضیات عبور کرد و در نهایت به جایی رسید که در آن هندسه و احساس، نظم و زیبایی، در یک نقطه به هم میرسند. او که تحصیلکردهی ریاضیات و مطالعات موزه است، اوریگامی را همزمان بهمثابهی علم و هنر میبیند و سالهاست هر دو وجه آن را تدریس میکند.فلسفهی کار بهمنی ریشه در مفهوم تبدیل دارد؛ این باور که میتوان از یک سطح بیشکل، چیزی زنده و پیچیده آفرید، بیآنکه به برش یا چسب نیازی باشد. برای او، تازدن نوعی گفتوگو با ماده است؛ گفتوگویی صبورانه که در آن کاغذ و گاهی فلز مرزهای خود را آشکار میکند.شاید همین نگاه است که بهمنی را از کاغذ فراتر برده. او در پروژهی «Mirrorigami» دست به تازدن ورقهای فلزی برده و از شکنندگی و درخشش آینهکاری ایرانی الهام گرفته است؛ تلاشی برای آنکه یک سنت کهن را در زبان معاصر اوریگامی از نو روایت کند. اینجاست که ریشههای ایرانی او با تربیت ژاپنی این هنر گره میخورند و چیزی تازه میسازند.بهمنی بارها مرزهای این هنر را جابهجا کرده؛ از کاغذ ظریف تا فلز سخت، از طرحهای منتشرشده در کتابها و کنوانسیونهای بینالمللی تا آثاری که در ژاپن، قطر، ایران و امارات به نمایش درآمدهاند. مجموعهی «Patterns & Shadows» او در سال ۲۰۲۲ برندهی جایزهی جشنوارهی هنرهای الفطیم شد.در کنار خلق اثر، بهمنی خود را وقف آموزش هم کرده است؛ از تدریس وجه علمی و هنری اوریگامی در دانشگاهها و مدارس گرفته تا کارگاههای جهانی آنلاین. او در عین حال در دنیای طراحی دیجیتال، رابط کاربری، تجربهی کاربری و موشن نیز فعال است؛ گویی همان منطق تا و فرم را به فضایی دیگر منتقل میکند.برای بهمنی، اوریگامی بیش از آنکه دربارهی کاغذ باشد، دربارهی امکان است؛ اینکه چطور میتوان از سادهترین چیزها پیچیدهترین فرمها را بیرون کشید و چطور یک خط تا میتواند مرز میان ریاضیات و شعر را محو کند. شاید به همین دلیل است که کار او، بیش از آنکه صرفاً مجموعهای از فرمها باشد، دعوتیست به دیدن دوبارهی چیزهایی که فکر میکردیم میشناسیم.این شما و این گفتوگوی جذاب «علی بهمنی» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
87. Corner 87: Sara Shahrokhi | ضبط شده در ۰۴ بهمن ۱۴۰۴ | سارا شاهرخی
01:23:59||Season 1, Ep. 87خانم «سارا شاهرخی»، کارآفرین اجتماعی، بنیانگذار و مدیر سازمان مردمنهاد «ایفا»، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛او مسیر حرفهای خود در این حوزه را از دل فعالیتهای داوطلبانه و خیریه آغاز کرد؛ جایی که از نزدیک با چهرهی سنتی مبارزه با فقر روبهرو شد؛ چهرهای که در آن، کمکها بیشتر بر تأمین نیازهای فوری و معیشتی خانوادهها متمرکز بود تا بر ریشهها. همین مواجههی واقعی، نقطهی آغاز پرسشی شد که بعدها به «ایفا» انجامید: آیا میتوان بهجای تسکین موقت درد، بستری برای تغییر پایدار ساخت؟اما مسیر سارا، تنها به نقد روشهای گذشته محدود نماند؛ او به مرور وارد جهانی تازهتر و جسورانهتر شد؛ جهانی که در آن، فقر دیگر نه یک سرنوشت محتوم، بلکه نتیجهی نبود دسترسی به فرصت و سرمایه دیده میشود. جهانی که در آن، انسان روستایی نه «نیازمندی» که باید از او حمایت شود، بلکه فردی توانمند و باانگیزه است که تنها به یک فرصت احتیاج دارد.سارا در سالهای فعالیت خود، همواره کوشیده مفهوم کمک را از قالبهای کلیشهای و یکسویه فاصله دهد و به سمت ساختن مدلی شخصی، کرامتمحور و چندلایه حرکت کند؛ مدلی که در آن، فناوری مالی، آموزش، اعتماد و سرمایهی اجتماعی، همگی بخشی از یک روایت واحد هستند؛ روایتی که میان «ایفایاران» و «ایفاپذیران» پلی پایدار میسازد.ایفا در هر مرحله از مسیر خود، بخشی تازه از این نگاه را آشکار کرده است؛ از قرضهای خرد و بدون بهره به کسبوکارهای کوچک روستایی، تا پروژههایی بلندپروازانه چون «زاگرس» که در آن، خلق شغل جایگزین برای بومیان منطقه، به ابزاری برای حفاظت از محیطزیست بدل میشود.در نگاه او، توسعه یک «وضعیت» است؛ وضعیتی که همزمان اقتصاد، انسان و طبیعت را در بر میگیرد. او تلاش میکند بهجای ارائهی راهحلهای تکراری و آشنا، تجربهای زیسته و واقعی از تغییر بسازد؛ تجربهای که هم برای کارآفرین محلی معنا داشته باشد و هم برای حامی شهری.آنچه سارا شاهرخی را از بسیاری از فعالان همنسلش متمایز میکند، جسارت او در عبور از مدلهای منسوخ، تجربهگرایی و خروج از منطقهی امن خیریهی سنتی است؛ او همواره کوشیده میان جهان نوآوری مالی و زیست واقعی مردم مناطق محروم پلی ایجاد کند؛ پلی میان سرمایه و کرامت، میان فناوری و انسان، میان فقر و فرصت.در گفتوگو با «کوزی کرنر»، سارا شاهرخی از مسیر شکلگیری ایفا میگوید؛ از سالهای آزمونوخطا، شکستها و آموختهها، از تجربهی «زیما» و برخورد با محدودیتهای رگولاتوری، تغییر نگاهش به فقر و توسعه، و از اینکه چگونه کارآفرینی اجتماعی برای او به راهی برای فهم جامعه و فهم خودش تبدیل شده است.او دربارهی تفاوت رویکرد سنتی و پایدار، مفهوم «توانمندسازی» در برابر «کمک»، فشارهای فعالیت در فضای مردمنهاد، و مواجههی یک کارآفرین با مسئولیت اجتماعیاش صحبت میکند؛ مسیری که در آن، هر پروژه نه فقط یک برنامهی اقتصادی، بلکه سندی از یک باور عمیق به کرامت انسانی است.نگاه سارا شاهرخی به تغییر، نگاهی شخصی، انسانی و تجربهمحور است؛ او باور دارد که توسعه زمانی واقعی میشود که انسانها نه ابژهی کمک، بلکه فاعل سرنوشت خود باشند.این شما و این گفتوگوی جذاب «سارا شاهرخی» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
85. Corner 85: Gorbe | ضبط شده در ۱۶ آبان ۱۴۰۴ | گربه
01:31:42||Season 1, Ep. 85آقای «گُربه» هنرمند گرافیتی و تصویرساز شناختهشدهی هنر شهری ایران، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛گُربه هنرمندیست که آگاهانه هویت شخصی خود را پشت یک کاراکتر پنهان کرده؛ کاراکتری با ماسک گربه که سالهاست شبانه در خیابانها، دیوارها و زیر پوست شهر زندگی میکند. «گربه» نه صرفاً یک نام هنری، بلکه نتیجهی یک مسیر طولانی از جستوجو، تجربه و آزمونوخطاست؛ مسیری که از نقاشیهای کودکی آغاز شده، از گرافیتیِ دوران نوجوانی عبور کرده و در نهایت به خلق یک شخصیت مستقل رسیده که میتواند همزمان گرافیتی باشد، استریتآرت باشد، استیکر شود، پیستآپ و اینستالیشن باشد، کتاب شود یا حتی وارد دنیای برندها و کاراکترهای تجاری شود.فلسفهی گربه ریشه در مفهوم آزادی دارد؛ آزادیِ گربههای خیابانی که شب میآیند و صبح میروند، دیده میشوند اما قابل شناسایی نیستند. برای خالقش، گربه امکانیست برای گفتن حرفهایی که شاید در قالب هویت واقعی پرهزینه، پرریسک یا حتی ناممکن باشد. گربه میتواند گستاختر، شجاعتر، منتقدتر و رهاتر عمل کند؛ میتواند به مسائل اجتماعی، شخصی و احساسی واکنش نشان دهد و در عین حال فاصلهای امن میان هنرمند و اثرش ایجاد کند. این دوگانگی اینکه گاهی خود گربه است، گاهی خالق او و گاهی راوی داستانش بخشی جداییناپذیر از زیست هنری اوست.برای گربه، هنر خیابانی صرفاً یک خروجی بصری نیست؛ ترکیبیست از اثر و واکنش. او بارها آثارش را در شهر نصب کرده و از دور واکنش رهگذران را تماشا کرده است؛ نگاهها، مکثها، بیتفاوتیها یا حتی تخریبها. این تعامل زنده با شهر، برای او به همان اندازهی خود اثر اهمیت دارد.در کنار فعالیتهای خیابانی، گربه بهعنوان تصویرساز و طراح کاراکتر نیز شناخته میشود. او شخصیتهایی برای برندها و فضاهای مختلف خلق کرده؛ کاراکترهایی که از دل همان جهان فانتزی بیرون آمدهاند اما وارد زندگی واقعی شدهاند.گربه ترجیح میدهد دیده نشود تا دیده شود؛ بایستد و تماشا کند تا قضاوت شود. او باور دارد که اثر باید حرف بزند، نه چهرهی خالق. شاید به همین دلیل است که گربه، بیش از آنکه صرفاً یک هنرمند خیابانی باشد، یک جهان روایی زنده است؛ جهانی که هر روز میتواند شکل تازهای به خود بگیرد و همچنان آزاد بماند.این شما و این گفتوگوی جذاب «گربه» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
84. Corner 84: Mitra Shahsavand | ضبط شده در ۱۲ شهریور ۱۴۰۴ | میترا شاهسوند
01:36:56||Season 1, Ep. 84خانم «میترا شاهسوند» طراح برند، استراتژیست ارتباطات و از چهرههای خلاق و تأثیرگذار طراحی هویت برند در ایران، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛او فعالیت حرفهای خود را از دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران آغاز کرد و خیلی زود دریافت که زیبایی بدون معنا ماندگار نیست. همین نگاه فلسفی او را راهی لندن کرد تا در رشتهی «تایپوگرافی در ارتباطات تصویری» در کالج ارتباطات لندن و سپس «رسانه و ارتباطات» در دانشگاه لستر تحصیل کند؛ جایی که نگاهش به نقش زبان و روایت در شکلگیری برندها عمیقتر شد.پس از چند سال فعالیت در لندن، میترا به ایران بازگشت و استودیوی برندینگ خود را در تهران تأسیس کرد؛ جایی که طراحی را نه صرفاً یک ابزار، بلکه فرآیند کشف هویت برند میداند. او در پروژههای خود برند را «داستانی زنده» میبیند که از دل فرهنگ و تجربهی انسانی زاده میشود.در سالهای اخیر، مسیر کاری او با تجربهای عمیق از زندگی پیوند خورد؛ همزمان با مراقبت از مادر بیمار و دوران پاندمی کرونا، دو پروژهی مهم My Lady و My Baby را خلق کرد—برندهایی که به گفتهی خودش «از دل رنج، عشق و آموختنِ مادر بودن» زاده شدند.میترا شاهسوند در رویدادهایی چون تداکستهران سخنرانی کرده و داور جشنوارههای بینالمللی طراحی بوده است. آثارش در جشنوارهی خلاقیت گرِتی فرانسه مورد تقدیر قرار گرفته و در دانشگاه تهران به تدریس برندینگ و روایت برند پرداخته است.نگاه او به طراحی تلفیقی از شهود و منطق است؛ جایی میان علم و احساس، میان روایت و استراتژی. او معتقد است:«خودشناسی به خلاقیت کمک میکند و خلاقیت به خودشناسی.»میترا شاهسوند امروز تنها یک طراح نیست؛ او روایتگری معاصر است که از میان فرم و رنگ، زبان تازهای برای بیان هویت میسازد و باور دارد:«برند، همان داستانیست که ما دربارهی خودمان باور میکنیم.»این شما و این گفتوگوی جذاب «میترا شاهسوند» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
83. Corner 83: Kian Pourtorab | کیان پورتراب
01:52:31||Season 1, Ep. 83آقای «کیان پورتراب» موزیسین، آهنگساز، ترانهسرا، تنظیمکننده و خوانندهی آلترناتیو راک و پاپ، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛او فعالیت حرفهای خود را از سالهای نوجوانی و با حضور در فضای موسیقی راک مستقل ایران آغاز کرد؛ جایی که بهعنوان یکی از اعضای گروه «کامنت» شناخته شد؛ گروهی که برای بسیاری از مخاطبان نسل جوان، یکی از متفاوتترین و تأثیرگذارترین پروژههای موسیقی آلترناتیو فارسی بود.اما مسیر هنری کیان، تنها به فعالیت گروهی محدود نماند؛ او به مرور، وارد جهان شخصیتر و مستقلتری شد؛ جهانی که در آن، موسیقی برایش به بستری برای تجربه، کشف و بیان لایههای عمیقتر ذهن و احساس تبدیل شد. جهانی که در آن موسیقی تنها ابزار سرگرمی نیست، بلکه راهی برای بیان بحرانهای درونی، تنهایی، خشم، عشق، فروپاشی و بازسازی انسان معاصر است.کیان در سالهای فعالیت خود، همواره تلاش کرده موسیقی را از قالبهای کلیشهای رایج فاصله دهد و به سمت ساخت فضایی شخصی، صادقانه و چندلایه حرکت کند؛ فضایی که در آن، صدا، سکوت، نویز، شعر و احساسات خام، همگی بخشی از روایت هستند.کیان پورتراب در هر دوره از فعالیت هنریاش، بخشی تازه از جهان ذهنی خود را آشکار کرده است؛ از قطعاتی که بر پایهی خشم، اضطراب و بیقراری ساخته شدهاند تا آثاری که به سکوت، تنهایی، پذیرش و مواجههی انسان با خودش نزدیک میشوند.در نگاه او، موسیقی یک «وضعیت» است؛ وضعیتی که میتواند هم پناهگاه باشد و هم میدان نبرد. او تلاش میکند بهجای ساختن موسیقی صرفاً خوششنیدنی، تجربهای احساسی و زیسته خلق کند؛ تجربهای که شنونده را وارد فضای ذهنی و عاطفی اثر کند.آلبومها و پروژههای موسیقایی کیان پورتراب، هرکدام نمایندهی بخشی از این مسیر تحول هستند؛ مسیری که از صداهای خشنتر و بیرونی آغاز میشود و به جهانهای شخصیتر، تاریکتر و تأملبرانگیزتر میرسد. او از آن دسته هنرمندانی است که بیش از آنکه به تکرار موفقیتهای گذشته فکر کنند، در تلاشاند هر بار جهان تازهای را تجربه و خلق کنند.آنچه کیان پورتراب را از بسیاری از موزیسینهای همنسلش متمایز میکند، جسارت او در تغییر، تجربهگرایی و عبور از منطقهی امن است؛ او همواره کوشیده میان موسیقی مستقل جهانی و زیست شخصی ایرانی پلی ایجاد کند؛ پلی میان اضطراب نسل امروز، تنهایی شهری، بحران هویت و میل به خلق.در گفتوگو با «کوزی کرنر»، کیان پورتراب از مسیر شکلگیری هویت موسیقاییاش میگوید؛ از سالهای تجربه، شکست، آزمونوخطا، تأثیر موسیقی راک و آلترناتیو، تغییر نگاهش به صدا و ساختار، و از اینکه چگونه موسیقی برای او به ابزاری برای فهم جهان و فهم خودش تبدیل شده است.او دربارهی تفاوت دورههای مختلف کاریاش، تغییر فضای آلبومها، مفهوم «بلوغ هنری»، فشارهای فعالیت مستقل، و مواجههی یک هنرمند با جهان درونیاش صحبت میکند؛ مسیری که در آن، هر آلبوم نه فقط مجموعهای از قطعات، بلکه سندی از یک دورهی زیسته و احساسی است.نگاه کیان پورتراب به موسیقی، نگاهی شخصی، فلسفی و تجربهمحور است؛ او باور دارد که هنر زمانی واقعی میشود که هنرمند حاضر باشد خودش را بیواسطه و بدون پنهانکاری وارد اثر کند.این شما و این گفتوگوی جذاب «کیان پورتراب» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.
82. Corner 82: Omidreza Kazemi | ضبط شده در ۱۷ شهریور ۱۴۰۴ | امیدرضا کاظمی
02:00:06||Season 1, Ep. 82آقای «امیدرضا کاظمی» مشاور توسعهی کسبوکار در صنعت گردشگری و مهماننوازی، پژوهشگر و فعال فرهنگی در حوزهی هتلداری، مهمان این قسمت از پادکست تصویری «کوزی کرنر» هستند؛او از چهرههای شناختهشدهی صنعت میزبانی ایران است؛ از نخستین دانشآموختگان هنرستان هتلداری ایران که پس از تجربهی کار در هتلهای بزرگ تهران، مسیر خود را از مدیریت اجرایی به تفکر و بازتعریف فلسفهی «میزبانی ایرانی» گسترش داد. نگاه او به میزبانی صرفاً یک شغل یا مهارت خدماتی نیست، بلکه گفتوگویی فرهنگی میان آداب و اصول است، جایی که «آداب»، ریشه در ادب و فرهنگ دارد و از دل رابطهی زندهی میزبان و مهمان زاده میشود، و «اصول»، ساختاری است که با گذر زمان باید دوباره بازخوانی و بازتعریف شود.امیدرضا در دوران کاریاش در پروژههایی چون هتل تاریخی سرای عامریها در کاشان، هتل آتنا تهران، هتل بوتیک سوريجان، و در همکاری با مجموعههایی همچون گروه سورینت و شرکت عظام، نقش کلیدی در شکلگیری جریان تازهای از بازآفرینی بناهای تاریخی و تجربهی سفر ایرانی ایفا کرده است؛ جریانی که بعدها در سراسر ایران ادامه پیدا کرد و به شکلگیری بوتیکهتلها و اقامتگاههای بومی انجامید.اما آنچه امیدرضا را از دیگر فعالان صنعت هتلداری متمایز میکند، زاویهی نگاه انسانی و فرهنگی اوست؛ او باور دارد که میزبانی، بیش از هر چیز یک فرآیند پرورش است.همانطور که خودش میگوید: «آداب، پروروندنی است، دیکتهشدنی نیست. ادب را باید در زمان کاشت، در تعامل آموخت و در معاشرت تجربه کرد.»او میکوشد نشان دهد که مهماننوازی در ایران نه وارداتی از غرب، بلکه بخشی از ژن فرهنگی و تاریخی ماست؛ مفهومی که در معماری خانهها، در شاهنشینها و حیاطهای بیرونی، در فرهنگ همسفرهگی و همنشینی و در قهوهخانههای بوشهر و حیاطهای کویری کاشان ریشه دارد. در نگاه او، «خانه ایرانی» نه فقط مکانی برای اقامت، که تجلی روح ارتباط، ادب و گفتوگوست.در گفتوگو با «کوزی کرنر»، امیدرضا کاظمی از تاریخ نانوشتهی صنعت گردشگری در ایران سخن میگوید؛ از جریانهایی که از دههی چهل آغاز شد، در دههی شصت زیر خاکستر ماند، و در دههی نود دوباره گل داد. او از نسل مدیرانی است که میکوشند استاندارد جهانی را در چارچوب آداب ایرانی بازتعریف کنند و در این مسیر، میان «اصول جهانی» و «روح بومی» پلی زنده بسازند.در کارنامهی او، علاوه بر مدیریت و مشاوره، نقشهای آموزشی و پژوهشی پررنگی دیده میشود؛ از تدریس در حوزهی مدیریت رستوران و بوتیکهتل گرفته تا راهاندازی پلتفرم میزبین که ترکیبی از فناوری و تجربهی انسانی را وارد صنعت میزبانی کرده است.نگاه امیدرضا کاظمی به میزبانی، نگاهی شاعرانه و فلسفی است؛ او معتقد است میزبانی، آیینهای از فرهنگ ماست؛ جایی که شأن میزبان نه در خدمت، بلکه در همنشینی معنا مییابد.این شما و این گفتوگوی جذاب «امیدرضا کاظمی» و «حسین نصیری» در کوزی کرنر.امیدواریم لذت ببرید و خلاقتر شوید.از شما دعوت میکنیم تا به پای شنیدن و تماشای این گفتگوی جذاب بنشینید.