Share

cover art for محسن معروقی، گرافیسیت و صفحه‌آرای باسابقه مطبوعات

پرونده یک قتل

محسن معروقی، گرافیسیت و صفحه‌آرای باسابقه مطبوعات

پرونده ناپدید شدن محسن معروقی، گرافیسیت و صفحه‌آرای باسابقه مطبوعات ایران، یکی از پیچیده‌ترین و غم‌انگیزترین پرونده‌های جنایی و مفقودی سال‌های اخیر است. محسن که در روزنامه‌های معتبری همچون شهروند، مغرب، همشهری سرنخ و توسعه فعالیت داشت، با شروع بحران کرونا و رکود کار مطبوعات، ناگزیر شد به توصیه برادران همسرش به عنوان تکنسین برق در کارخانه سیمان شمال واقع در پردیس مشغول به کار شود. غیبت ناگهانی او از اولین روز تیرماه ۱۳۹۹ آغاز شد و با وجود گذشت شش سال از این واقعه، هنوز هیچ اثری از سرنوشت او به دست نیامده است.

این گزارش که توسط سینا قنبرپور، روزنامه‌نگار حوادث روایت می‌شود، ابعاد تاریک و مبهم این ماجرا را واکاوی می‌کند. از زمان اعلام مفقودی محسن، تناقض‌های رفتاری و گفتاری فراوانی در اظهارات همسر و برادر همسران او مشاهده شد؛ از ادعای خراب شدن تلفن همراه و رفتن به ماموریت تا ادعای ترک خانه توسط محسن. بررسی‌های فنی پلیس نشان داد که دستگاه حضور و غیاب کارخانه سیمان، ورود محسن را در روز حادثه ثبت کرده اما هیچ خروجی برای او ثبت نشده است. با این حال، جستجوی دقیقی در وسعت بزرگ کارخانه و بیابان‌های اطراف آن توسط مأموران انجام نگرفت.

پس از گذشت یک سال از پیگیری‌های بی‌نتیجه خانواده معروقی، آن‌ها ناچار به طرح شکایت از برادران همسر محسن شدند. هم‌زمان همسر او اقدام به اجرا گذاشتن مهریه و تقاضای طلاق کرد که این موضوع شک و تردیدهای خانواده معروقی را بیشتر کرد. این پرونده به دلیل جابه‌جایی مکرر بین دادسرای تهران و پردیس دچار اطاله دادرسی شدید شد و تاکنون به عنوان یک معمای حل‌نشده در آرشیو پلیس آگاهی باقی مانده است.

More episodes

View all episodes

  • ماجرای قتل علیرضا غلامعلی درست پس از شب عروسی‌اش

    16:47|
    موضوع این قسمت از پرونده جنایی مربوط به قتل علیرضا غلامعلی است که یک روز بعد از عروسی‌اش ناپدید شد و جسدش قطعه‌قطعه در سه نقطه تهران کشف شد. همسرش که دخترعموش بود به اتهام قتل بازداشت شد ولی هیچ‌وقت اعتراف نکرد و در نهایت در سال ۱۳۸۵ آزاد شد. *این جزو معدود پرونده‌های قتل است که همسر مقتول بعد از جنایت آزاد شده و در جریان تحقیقات از افسران آگاهی شکایت کرد و دادگاه افسران آگاهی رو محکوم کرد!
  • قتل‌های سریالی امید برک

    27:00|
    این پرونده جنایی پیچیده، شرح مفصلی از تحقیقات پلیسی برای شناسایی «امید برک»، قاتل سریالی زنان در کرج و گیلان است. ماجرا از بهمن ۱۳۸۶ آغاز شد، زمانی که جسد بی‌لباس و خفه‌شده یک زن جوان در فاز چهارم مهرشهر کرج کشف شد. این رویداد سرآغاز زنجیره‌ای از کشفیات مشابه بود؛ جسدهای بی‌لباس و بسته‌بندی‌شده در ملافه که هیچ اثری از هویت یا وسایل شخصی‌شان نبود، یکی پس از دیگری در مناطق مختلف کرج و اطراف آن پیدا می‌شدند. این الگو به سرعت کارآگاهان را به این نتیجه رساند که با یک قاتل سریالی مواجه هستند. با هر کشف جدید، تیم جنایی، متشکل از کارآگاهان، پزشکی قانونی و مقامات قضایی، با جدیت به دنبال سرنخ‌ها بود.نقطه عطف پرونده با کشف جسد 'ملیحه' رقم خورد؛ پلیس از طریق آخرین تماس او به شماره‌ای رسید که به نام زنی با خودروی ام‌وی‌ام ۱۱۰ یا پیکان ثبت شده بود. همزمان، کشف رد لاستیک خودرویی با فاصله محور ۱۴۱ سانتی‌متر در صحنه جرم، به پلیس کمک کرد تا دایره مظنونین را محدود کند. سپس یک اتفاق مهم رخ داد: فعال شدن تلفن همراه یکی از قربانیان در قزوین و شناسایی صاحب سیم‌کارت. این زن، 'بهیار'، همسری کارگر داشت و پسری به نام امید. تطابق نام 'امید' با هویت صاحبان خودروهای مظنون، پلیس را به این نام کلیدی رساند.سرانجام، کارآگاهان با ردیابی یک دستگاه پیکان با پلاک مشخص در پمپ بنزین رامسر، 'امید برک' و همسرش (یا شریک جرمش که در رسانه‌ها به نام ساحره معروف شد) را دستگیر کردند. امید در بازجویی‌ها به قتل ۱۰ زن (۸ زن در کرج و ۲ زن در گیلان) اعتراف کرد و انگیزه خود را ترکیبی از مشکلات مالی و انتقام‌جویی از زنان به دلیل تجربیات تلخ گذشته عنوان کرد. او مدعی شد که پس از یک حادثه که یک زن سعی در اخاذی از او داشته، تصمیم گرفته هر زنی که سوار ماشین او می‌شود و به پیشنهادش برای رابطه پاسخ مثبت می‌دهد را به دلیل 'خیانت‌کار' بودن به قتل برساند. امید برک در سال ۱۳۸۹ در میدان قدس کرج در ملاء عام اعدام شد، اما نقش و انگیزه دقیق شریک جرمش هنوز در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است.
  • پرونده قتل آتنا اصلانی و اسماعیل جعفرزاده

    14:21|
    پرونده قتل آتنا اصلانی و پرونده اسماعیل جعفرزاده معروف به اسماعیل رنگرز
  • پرونده قتل امام جمعه کازرون

    16:23|
    این پادکست تحلیلی به قلم و روایت سینا قنبرپور، روزنامه‌نگار حوادث، به بررسی ابعاد تاریک و مبهم پرونده قتل محمد خرسند، امام جمعه سابق کازرون می‌پردازد؛ حادثه‌ای که در بامداد ۸ خرداد ۱۳۹۸ رخ داد و جامعه را تکان داد. خرسند پس از بازگشت از مراسم احیای شب بیست و سوم ماه رمضان در مقابل خانه‌اش با ضربات چاقوی حمیدرضا درخشنده به قتل رسید. درخشنده، که مردی ۴۷ ساله و عکاس بود، پیش از حادثه با ظاهری خاص شبیه تعزیه‌خوانان و سوار بر اسب در شهر ظاهر شده بود و انگیزه‌های خود را مبارزه با بی‌عدالتی و فساد عنوان کرد. او با سرعت کم‌نظیری در دادگاه محکوم و در شهریور همان سال اعدام شد، اما ابهامات پرونده هرگز به طور کامل برطرف نشد. راوی در ادامه به بستر اجتماعی و سیاسی شهر کازرون در سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ اشاره می‌کند، جایی که اعتراضات گسترده‌ای نسبت به طرح تقسیمات کشوری و جدایی بخش‌هایی از کازرون شکل گرفته بود. محمد خرسند در این ماجرا نقشی دوگانه داشت؛ از سویی نماینده حاکمیت بود و از سوی دیگر تلاش می‌کرد با مردم معترض همراهی کند. درخشنده پس از بازداشت مدعی شد که اقدام او نوعی اعتراض به فساد بوده است. با این حال، شتاب سیستم قضایی در اعدام او مانع از کشف ارتباطات احتمالی وی با گروه‌های دیگر شد. در بخش پایانی، پادکست به حادثه مشابهی در آبان ۱۴۰۳ اشاره می‌کند؛ جایی که محمد صباحی، امام جمعه جدید کازرون نیز پس از اقامه نماز جمعه با شلیک گلوله یک ضارب به قتل رسید و ضارب نیز بلافاصله خودکشی کرد. وقوع این دو ترور مشابه در یک شهر کوچک، سوالات بزرگی را درباره ریشه‌های اجتماعی، مذهبی و سیاسی خشونت علیه چهره‌های مذهبی در کازرون مطرح می‌سازد.
  • پرونده قتل دندانپزشک هاله دانشبدی

    14:44|
    این پادکست جنایی به بررسی پرونده مرموز و ناگشوده قتل دکتر هاله دانشبدی، دندان‌پزشک ۲۸ ساله و باردار می‌پردازد که در خرداد سال ۱۳۸۰ در مطب خود در سعادت‌آباد تهران به قتل رسید. سینا قنبرپور، روزنامه‌نگار حوادث، جزئیات این حادثه هولناک را از زمان کشف جسد تا روند تحقیقات طولانی و بی‌نتیجه پلیس و قوه قضاییه روایت می‌کند. جسد دکتر دانشبدی که در زمان مرگ چهارماهه باردار بود، در حالی پیدا شد که با روسری خودش خفه شده بود و آثار درگیری روی دستانش دیده می‌شد.
  • پرونده قتل میترا استاد

    19:35|
    میترا استاد، همسر دوم محمدعلی نجفی، شهردار اسبق تهران، در خانه‌اش به ضرب گلوله کشته شد. پرونده‌ای که از همان ابتدا فضای رسانه‌ای ایران را ملتهب کرد؛ نه فقط به خاطر هویت متهم، بلکه به خاطر ابهاماتی که تا آخر بی‌پاسخ ماندند. سینا قنبرپور در این قسمت از پادکست جنایی ایران‌وایر، پرونده‌ای را روایت می‌کند که پای قدرت، سیاست و دستگاه قضایی به آن باز شد.
  • پرونده قتل الهه حسین‌نژاد

    17:26|
    الهه حسین‌نژاد، دختر ۲۴ ساله‌ای که بعد از کار در یک سالن زیبایی به سمت خانه حرکت کرد و دیگر نرسید. ناپدید شدن او به سرعت به یک مطالبه عمومی تبدیل شد و موجی از انتقادها درباره امنیت زنان در فضای عمومی برانگیخت. سینا قنبرپور در این قسمت از پادکست جنایی ایران‌وایر، پرونده‌ای را روایت می‌کند که فراتر از یک جنایت، آینه‌ای شد برای پرسش‌هایی که جامعه ایران هنوز پاسخشان را نیافته.
  • پرونده مهین قدیری، نخستین زن قاتل سریالی ایران

    16:01|
    مهین قدیری در ۱۴ سالگی ازدواج کرد، با همسری معتاد تنها ماند، و فرزندی با معلولیت شدید داشت که هیچ‌کس کمکش نکرد. اما این روایت صرفاً داستان جنایت نیست — داستان سقوط است. سینا قنبرپور در این قسمت از پادکست جنایی ایران‌وایر، پرونده زنی را بازخوانی می‌کند که به عنوان نخستین قاتل سریالی زن در تاریخ معاصر ایران شناخته می‌شود؛ پرونده‌ای که به اندازه خود جنایت، درباره شکست‌های اجتماعی حرف می‌زند.