Share

cover art for جنگ بزرگ شتر مرغ ها

پادکست صدای تاریخ

جنگ بزرگ شتر مرغ ها

Season 1, Ep. 22

باورتون می‌شه یه روزی ارتش استرالیا با مسلسل به جنگ یه مشت پرنده رفت و… شکست خورد؟

این داستان عجیب ولی واقعی به «جنگ بزرگ شتر مرغ ها معروفه

سال ۱۹۳۲، هزاران شترمرغ استرالیایی به مزرعه‌های کشاورزا هجوم بردن و محصولاتشون رو نابود کردن

ارتش هم با سرباز و دوتا مسلسل سنگین وارد عمل شد تا نسلشون رو منقرض کنه 

 اما شترمرغ ها از سربازا زرنگ‌تر بودن! اونا با سرعت زیاد پراکنده می‌شدن و آخر سر ارتش رسماً کم آورد و جنگ رو به پرنده‌ها باخت. 

این یک صفحه از تاریخ ، بیا با هم این صفحه از تاریخ رو بشنویم


پادکست اتاق تسخیر(پرونده های ترسناک و افسانه های محلی)

پادکست اتاق تردید(پرونده های معمایی)

پادکست کرایم تایم(پرونده های جنایی)

پادکست بوک تایم- خلاصه 0 تا 100 کتاب های مشهور

پادکست صدای تاریخ

More episodes

View all episodes

  • 40. کشتار دبیرستان کُلمباین

    41:49||Season 1, Ep. 40
    بعضی وقتا خطرناک ترین انسان ها ، نوجوون‌هایی هستن که صدای شکستنشون رو کسی نشنیدهداستان کُشتار کلمباین فقط داستان تفنگ و خشونت نیست قصه دو تا نوجوونه که حس می‌کردن دنیاشون به آخر رسیدهقصه قلدری، انزوا، خشم و مشکلات روانی‌ای که دیده نشد تا وقتی که دیگه خیلی دیر شده بود#صدای_تاریخ#پادکست#پادکست_فارسی#تاریخ#تاریخی
  • 39. پِترو دلار

    01:00:30||Season 1, Ep. 39
    تاحالا فکر کردی چرا دلار اینقدر تو دنیا مهمه و همه دنبالشن؟  قضیه فقط قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا نیست( یه شاه‌کلید مخفی وجود داره به اسم (پترودلارداستان اینه که از حدود ۵۰ سال پیشیه توافق نانوشته شکل گرفت که پولِ نفت، یعنی مهم‌ترین کالای جهان، باید با دلار حساب بشهاین یعنی هر کشوری برای خرید نفت مجبوره اول دلار بخرههمین موضوع، دلار رو کرده پادشاه بی‌چون و چرای اقتصاد دنیا و به آمریکا یه قدرت عجیب و غریب داده#پترودلار #اقتصاد_به_زبان_ساده #دلار #نفت #اقتصاد_جهانی #دانستنیها #پشت_پرده
  • 38. رایش هزارساله (بخش پایانی)

    01:02:22||Season 1, Ep. 38
    چطوری میشه یه ملت رو سر کار گذاشت؟ هیتلر استاد این بازی بود از یه طرف با وعده‌ی «کار و نان»، اتوبان ساخت و با سفر دریایی ارزون دل مردم رو برد. از طرف دیگه، مخفیانه داشت تانک و هواپیما می‌ساخت و با پول خودشون، براشون جنگ جهانی رو تدارک می‌دید. یه مرد باهوش و نابغه و بزرگ که هدفش ، تسخیر ، آزادی و انسانیت بود
  • 37. رایش هزارساله (بخش اول)

    48:57||Season 1, Ep. 37
    داستان به قدرت رسیدن هیتلر، قصه‌ی یه «شستشوی » مغزی تمام‌عیاره اول با ترسوندن مردم (آتش‌سوزی مجلس)، دیوار دفاعی دموکراسی رو از کار انداخت بعد با بلندگوهای جوزف گوبلز و رادیوهای ارزون، یه توهم جدید به اسم «ما برتر از همه ایم » رو وارد مغز همه کرد و بچه‌ها رو از زمان مهدکودک برای جنگ آماده کرد. نتیجه اش چی شد ؟ ملتی که با دست خودش، برای خودش جهنم ساخت
  • 36. تاوان عدالت خواهی

    52:36||Season 1, Ep. 36
    یک راهنما نزدن واسه یک تغییر مسیر سادهبرخورد خشن یک پلیس مغرورباعث یک تِراژدی و تصویب یک قانون تاریخی شدماجرای «ساندرا بِلاند» همه رو شوکه کرد، اما اسمش با قانونی زنده موند که هدفش هوشمندتر کردن پلیس و انسانی‌تر کردن بازداشتگاه‌هاست
  • 34. اهدای خون، اهدای زندگی (اپیزود ویژه)

    58:30||Season 1, Ep. 34
    هر ۲ ثانیه یک نفر تو جهان به خون نیاز دارهمیدونستید ، یک واحد خون اهدایی شما می‌تونه جون ۳ نفر رو نجات بده اهدای خونی ، که کمتر از یک ساعت طول می‌کشه، اما اثرش تا ابد باقی می‌مونه این فقط یک کیسه خون نیست؛ این زمان بیشتر برای یک پدره، امید دوباره برای یک بیمار سرطانیه، و شانس زندگی برای یک مصدومهامروز بهترین فرصته که با هدیه دادن زندگی، قهرمان داستان یک نفر دیگه باشی
  • 35. کتاب ویژه صدام حسین

    42:30||Season 1, Ep. 35
    کتاب قرآن برای مسلمان ها مقدس ترین کتابشون هستش حتی برای پیروان ادیان های دیگه هم قرآن یک کتاب مقدسِ میلیاردها نفر به قرآن از صمیم قلب و وجودشون باور دارن اما یک قرآنی بود که ورق زدنش تن علمای دینی رو میلرزوند کلمه‌هاش کلمات خداوند بود ، ولی جوهرش از رگ‌های یه دیکتاتور خارج شده بود هنوزم بعد از گذشت دو دهههیچ‌کس نمی‌دونه باید به این قرآن نوشته شده با خون، احترام گذاشت یا چون با خون نوشته شده از بین بردش
  • 33. گِشتاپو، از ظهور تا سقوط

    59:37||Season 1, Ep. 33
    تو شهری که دیوارها گوش داشتن، سازمانی وجود داشت که یونیفرم نمی‌پوشیدآنها تو سایه ها زندگی می‌کردن ممکن بود تو لباس یه معلم باشن یا یه آشپز یا خلبان حواسشون جمع بود و منتظر اشتباه قربانیشون بودنگشتاپو، ارتشی از ارواح بود که بزرگترین سلاحش، ترسی بود که دیده نمی‌شد اما همه‌جا وجود داشت
  • 32. تاریخ لینچ کردن

    01:06:52||Season 1, Ep. 32
    *شنیدن این اپیزود به دلیل محتوای خشن و ناراحت کننده به افراد زیر 17 سال توصیه نمیشه *یه دورانی بود که دادگاه، کف خیابون برگزار می‌شدقاضی، یه جماعت عصبانی بود و وکیل مدافع، سکوت ، چون کسی جرات حرف زدن نداشت حکم رو همون‌جا، نه روی کاغذ، که با یه طناب که از یه درخت آویزون بود، می‌نوشتن. واسه عبرت بقیه