Share

cover art for بیگانه قسمت چهارم

رادیو فرناد

بیگانه قسمت چهارم

Season 5, Ep. 4

كتاب بيگانه نوشته آلبر كامو

ترجمه ليلي گلستان

چاپ اول بهار ١٣٨٦


نشر مركز

بيگانه – رماني از آلبر كامو (1913-1960)، نويسنده فرانسوي كه در 1942 منتشر شد. اين رمان يكي از مهمترين آثار ادبيات قرن بيستم است و، با شخصيت غيرعادي، غرابت نوشته و رازي كه در خود دارد، يكي از تكان‌دهنده‌ترين اين آثار است.


مورسو، راوي داستان خويشتن است. حكايت بسيار حساب‌شده او شامل دو قسمت است كه به طور محسوسي هم در لحن و هم در محتوا با هم متفاوت‌اند. در قسمت اول، مورسو، با ظاهري حاكي از لاقيدي كامل زندگي روزمره خود را در الجزيره، ... شرح مي‌دهد. مورسو با لحن راوي بي‌طرف، با جملات پياپي كه اغلب به ماضي نقلي‌اند، احتياجات جسم، خستگي، ميل به سيگار كشيدن و مشكلاتش را در تحمل گرما قيد مي‌كند. احساسهايش را ذكر مي‌كند و همچنين به ملال يا بي‌تفاوتي‌اش اشاره مي‌كند: "برايم فرقي نداشت" يا "تفاوتي نداشت". نه اعتنايي به تحليل روان‌شناختي دارد نه به بيان احساساتش. با اينكه رسيدنش را به خانه سالمندان، كه مادرش در آنجا به تازگي مرده است، موشكافانه شرح مي‌دهد، ضمن شب‌زنده‌داري در كنار جنازه يا به هنگام تشييع، اندوهي را كه از او انتظار مي‌رود نشان نمي‌دهد.


... در قسمت دوم رمان، روايت آن لحن بي‌تفاوت آغازين را ندارد. مورسو، كه زنداني شده است، ياد مي‌گيرد كه با زمان و يادآوري خاطراتش بسازد. ديگر آن كسي نيست كه فقط در زمان حال با احساساتش زندگي مي‌كرد. او كه به اراده معطوف به حقيقت وفادار است، قبول نمي‌كند كه تظاهر به پشيماني كند يا با دادن جوابهايي كه از او انتظار دارند وارد بازي اجتماع شود. محاكمه‌اش كه همچون تماشاچي در آن شركت مي‌كند، كاريكاتوري است از عدالت و مجريان آن كه خالي از طنز نيست....


اين كتاب در ٦ فايل صوتي به دوستان تقديم مي گردد.


More episodes

View all episodes

  • قصه بكتاش و رابعه از سری داستانهای خيال انگيز ادبيات فارسي

    22:05||Season 7, Ep. 0
    رابعه نخستين بانوي شاعر ايراني است كه ابيات دل‌انگيزی از او باقي مانده است. داستان عشق شورانگيز اين دختر، به غلامي به نام بكتاش را عطار نيشابوري در مثنوي الهي‌نامه روايت كرده است. دراين داستان برخلاف اغلب داستان‌هاي عاشقانه، عاشقي كه ماجراي عشق را دامن مي‌زند يك زن است، كه تمام شأن و منزلت اجتماعي‌اش، به عنوان يك اميرزاده را زيرپا مي‌گذارد و دل به برده‌اي مي‌سپارد. آن هم در محيط و فرهنگي كه عاشق شدن زنان گناهي نابخشودني است چه برسد به دلباختن شاهزاده خانمي به يك غلام زرخريد. البته سرانجام اين عشق ممنوع، قابل پيش‌بيني است كه چيزي جز رسوايي و مرگ نيست.برای خلاصه کردن این داستان، از کتاب «داستان‌های دل‌انگیز» نوشته‌ی دکتر زهرا خانلری (کیا) استفاده شده اما بر طبق روال این خلاصه‌نویسی‌ها، از بعضی از جزئیات داستان برای ایجاد نهایت ایجاز ، چشم‌پوشی شده است.
  • 4. معنای زندگی قسمت پایانی چهارم

    01:07:58||Season 6, Ep. 4
    كتاب معناي زندگينوشته تري ايگلتونترجمه عباس مخبرچاپ دوم ١٣٩١طرح پرسشی کلی، همچون: «معنای زندگی»، در زمانه ای که پاسخهای کلی، و فراروايتهای بزرگ، ناپديد شده اند، آیا روا است؟ پرسش در باره ی چيستی زندگی، پرسشی ست که بيشتر در دوران مدرنيته، مطرح شد، چرا که انسان، در جوامع ماقبل مدرن، پاسخ اين پرسش را، اغلب در دين می جُست، و گمان می كردکه تفكر دينی، معنای زندگی بشر را بر کره ی خاکی، با افسانه ی آفرينش، و پندار غايت، و فرجام مقدر قدسی، پاسخ میدهد. در دوران پست مدرن نيز، طرح پاسخهای کلی، مطلوب نيست، چرا که بیشتر پست مدرنیستها، پاسخهای کلی را «فرا روايت» دانسته، و برآن بودند و هستند، که شناخت آدمی «جزئی» است، و هم از اينروی، پرسشها و پاسخهای کلی، همچون پرسش در باره ی معنای زندگی، راه به جائی نمي برند. «تری ايگلتون» در کتاب «معنای زندگی»، پاسخهای اين پرسش را در: فرهنگها، مکاتب، و نزد متفکران بزرگ، نقد کرده، و در پاسخ به اين پرسش که آيا «معنای زندگی» همان است، که در شيوه ی زيست، و کردار آدمیان، ساخته میشود؟ او به اين پاسخ نزديک میشود، که «اگر زندگیهای ما معنايی داشته باشد، آن معنا همان است، که ما به زندگی میبخشيم». ايگلتون در کتاب خود، معنای زندگی آدمیان را، بيش از هرچیز، در «عشق به انسان» میجويد، و عشق را «فراهم آوردن فضا، برای شکوفائی ديگری» تعريف میکند. کتاب معنای زندگی در چهار فصل با عنوانهای: «پرسش ها و پاسخ ها»، «مساله معنا»، «کسوف معنا» و «آيا زندگی آن چيزی است که شما میسازيد؟» تنظيم شده است. اين كتاب در ٤ فايل صوتي به علاقمندان تقديم ميگردد.
  • 3. معنای زندگی قسمت سوم

    58:06||Season 6, Ep. 3
    كتاب معناي زندگينوشته تري ايگلتونترجمه عباس مخبرچاپ دوم ١٣٩١طرح پرسشی کلی، همچون: «معنای زندگی»، در زمانه ای که پاسخهای کلی، و فراروايتهای بزرگ، ناپديد شده اند، آیا روا است؟ پرسش در باره ی چيستی زندگی، پرسشی ست که بيشتر در دوران مدرنيته، مطرح شد، چرا که انسان، در جوامع ماقبل مدرن، پاسخ اين پرسش را، اغلب در دين می جُست، و گمان می كردکه تفكر دينی، معنای زندگی بشر را بر کره ی خاکی، با افسانه ی آفرينش، و پندار غايت، و فرجام مقدر قدسی، پاسخ میدهد. در دوران پست مدرن نيز، طرح پاسخهای کلی، مطلوب نيست، چرا که بیشتر پست مدرنیستها، پاسخهای کلی را «فرا روايت» دانسته، و برآن بودند و هستند، که شناخت آدمی «جزئی» است، و هم از اينروی، پرسشها و پاسخهای کلی، همچون پرسش در باره ی معنای زندگی، راه به جائی نمي برند. «تری ايگلتون» در کتاب «معنای زندگی»، پاسخهای اين پرسش را در: فرهنگها، مکاتب، و نزد متفکران بزرگ، نقد کرده، و در پاسخ به اين پرسش که آيا «معنای زندگی» همان است، که در شيوه ی زيست، و کردار آدمیان، ساخته میشود؟ او به اين پاسخ نزديک میشود، که «اگر زندگیهای ما معنايی داشته باشد، آن معنا همان است، که ما به زندگی میبخشيم». ايگلتون در کتاب خود، معنای زندگی آدمیان را، بيش از هرچیز، در «عشق به انسان» میجويد، و عشق را «فراهم آوردن فضا، برای شکوفائی ديگری» تعريف میکند. کتاب معنای زندگی در چهار فصل با عنوانهای: «پرسش ها و پاسخ ها»، «مساله معنا»، «کسوف معنا» و «آيا زندگی آن چيزی است که شما میسازيد؟» تنظيم شده است. اين كتاب در ٤ فايل صوتي به علاقمندان تقديم ميگردد.
  • 2. معنای زندگی قسمت دوم

    01:03:39||Season 6, Ep. 2
    كتاب معناي زندگينوشته تري ايگلتونترجمه عباس مخبرچاپ دوم ١٣٩١طرح پرسشی کلی، همچون: «معنای زندگی»، در زمانه ای که پاسخهای کلی، و فراروايتهای بزرگ، ناپديد شده اند، آیا روا است؟ پرسش در باره ی چيستی زندگی، پرسشی ست که بيشتر در دوران مدرنيته، مطرح شد، چرا که انسان، در جوامع ماقبل مدرن، پاسخ اين پرسش را، اغلب در دين می جُست، و گمان می كردکه تفكر دينی، معنای زندگی بشر را بر کره ی خاکی، با افسانه ی آفرينش، و پندار غايت، و فرجام مقدر قدسی، پاسخ میدهد. در دوران پست مدرن نيز، طرح پاسخهای کلی، مطلوب نيست، چرا که بیشتر پست مدرنیستها، پاسخهای کلی را «فرا روايت» دانسته، و برآن بودند و هستند، که شناخت آدمی «جزئی» است، و هم از اينروی، پرسشها و پاسخهای کلی، همچون پرسش در باره ی معنای زندگی، راه به جائی نمي برند. «تری ايگلتون» در کتاب «معنای زندگی»، پاسخهای اين پرسش را در: فرهنگها، مکاتب، و نزد متفکران بزرگ، نقد کرده، و در پاسخ به اين پرسش که آيا «معنای زندگی» همان است، که در شيوه ی زيست، و کردار آدمیان، ساخته میشود؟ او به اين پاسخ نزديک میشود، که «اگر زندگیهای ما معنايی داشته باشد، آن معنا همان است، که ما به زندگی میبخشيم». ايگلتون در کتاب خود، معنای زندگی آدمیان را، بيش از هرچیز، در «عشق به انسان» میجويد، و عشق را «فراهم آوردن فضا، برای شکوفائی ديگری» تعريف میکند. کتاب معنای زندگی در چهار فصل با عنوانهای: «پرسش ها و پاسخ ها»، «مساله معنا»، «کسوف معنا» و «آيا زندگی آن چيزی است که شما میسازيد؟» تنظيم شده است. اين كتاب در ٤ فايل صوتي به علاقمندان تقديم ميگردد.
  • 1. معنای زندگی قسمت اول

    01:19:29||Season 6, Ep. 1
    كتاب معناي زندگينوشته تري ايگلتونترجمه عباس مخبرچاپ دوم ١٣٩١طرح پرسشی کلی، همچون: «معنای زندگی»، در زمانه ای که پاسخهای کلی، و فراروايتهای بزرگ، ناپديد شده اند، آیا روا است؟ پرسش در باره ی چيستی زندگی، پرسشی ست که بيشتر در دوران مدرنيته، مطرح شد، چرا که انسان، در جوامع ماقبل مدرن، پاسخ اين پرسش را، اغلب در دين می جُست، و گمان می كردکه تفكر دينی، معنای زندگی بشر را بر کره ی خاکی، با افسانه ی آفرينش، و پندار غايت، و فرجام مقدر قدسی، پاسخ میدهد. در دوران پست مدرن نيز، طرح پاسخهای کلی، مطلوب نيست، چرا که بیشتر پست مدرنیستها، پاسخهای کلی را «فرا روايت» دانسته، و برآن بودند و هستند، که شناخت آدمی «جزئی» است، و هم از اينروی، پرسشها و پاسخهای کلی، همچون پرسش در باره ی معنای زندگی، راه به جائی نمي برند. «تری ايگلتون» در کتاب «معنای زندگی»، پاسخهای اين پرسش را در: فرهنگها، مکاتب، و نزد متفکران بزرگ، نقد کرده، و در پاسخ به اين پرسش که آيا «معنای زندگی» همان است، که در شيوه ی زيست، و کردار آدمیان، ساخته میشود؟ او به اين پاسخ نزديک میشود، که «اگر زندگیهای ما معنايی داشته باشد، آن معنا همان است، که ما به زندگی میبخشيم». ايگلتون در کتاب خود، معنای زندگی آدمیان را، بيش از هرچیز، در «عشق به انسان» میجويد، و عشق را «فراهم آوردن فضا، برای شکوفائی ديگری» تعريف میکند. کتاب معنای زندگی در چهار فصل با عنوانهای: «پرسش ها و پاسخ ها»، «مساله معنا»، «کسوف معنا» و «آيا زندگی آن چيزی است که شما میسازيد؟» تنظيم شده است. اين كتاب در ٤ فايل صوتي به علاقمندان تقديم ميگردد.
  • 6. بیگانه قسمت پایانی ششم

    49:08||Season 5, Ep. 6
    كتاب بيگانه نوشته آلبر كاموترجمه ليلي گلستانچاپ اول بهار ١٣٨٦نشر مركزبيگانه – رماني از آلبر كامو (1913-1960)، نويسنده فرانسوي كه در 1942 منتشر شد. اين رمان يكي از مهمترين آثار ادبيات قرن بيستم است و، با شخصيت غيرعادي، غرابت نوشته و رازي كه در خود دارد، يكي از تكان‌دهنده‌ترين اين آثار است.مورسو، راوي داستان خويشتن است. حكايت بسيار حساب‌شده او شامل دو قسمت است كه به طور محسوسي هم در لحن و هم در محتوا با هم متفاوت‌اند. در قسمت اول، مورسو، با ظاهري حاكي از لاقيدي كامل زندگي روزمره خود را در الجزيره، ... شرح مي‌دهد. مورسو با لحن راوي بي‌طرف، با جملات پياپي كه اغلب به ماضي نقلي‌اند، احتياجات جسم، خستگي، ميل به سيگار كشيدن و مشكلاتش را در تحمل گرما قيد مي‌كند. احساسهايش را ذكر مي‌كند و همچنين به ملال يا بي‌تفاوتي‌اش اشاره مي‌كند: "برايم فرقي نداشت" يا "تفاوتي نداشت". نه اعتنايي به تحليل روان‌شناختي دارد نه به بيان احساساتش. با اينكه رسيدنش را به خانه سالمندان، كه مادرش در آنجا به تازگي مرده است، موشكافانه شرح مي‌دهد، ضمن شب‌زنده‌داري در كنار جنازه يا به هنگام تشييع، اندوهي را كه از او انتظار مي‌رود نشان نمي‌دهد.... در قسمت دوم رمان، روايت آن لحن بي‌تفاوت آغازين را ندارد. مورسو، كه زنداني شده است، ياد مي‌گيرد كه با زمان و يادآوري خاطراتش بسازد. ديگر آن كسي نيست كه فقط در زمان حال با احساساتش زندگي مي‌كرد. او كه به اراده معطوف به حقيقت وفادار است، قبول نمي‌كند كه تظاهر به پشيماني كند يا با دادن جوابهايي كه از او انتظار دارند وارد بازي اجتماع شود. محاكمه‌اش كه همچون تماشاچي در آن شركت مي‌كند، كاريكاتوري است از عدالت و مجريان آن كه خالي از طنز نيست....اين كتاب در ٦ فايل صوتي به دوستان تقديم مي گردد.
  • 5. بیگانه قسمت پنجم

    30:32||Season 5, Ep. 5
    كتاب بيگانه نوشته آلبر كاموترجمه ليلي گلستانچاپ اول بهار ١٣٨٦نشر مركزبيگانه – رماني از آلبر كامو (1913-1960)، نويسنده فرانسوي كه در 1942 منتشر شد. اين رمان يكي از مهمترين آثار ادبيات قرن بيستم است و، با شخصيت غيرعادي، غرابت نوشته و رازي كه در خود دارد، يكي از تكان‌دهنده‌ترين اين آثار است.مورسو، راوي داستان خويشتن است. حكايت بسيار حساب‌شده او شامل دو قسمت است كه به طور محسوسي هم در لحن و هم در محتوا با هم متفاوت‌اند. در قسمت اول، مورسو، با ظاهري حاكي از لاقيدي كامل زندگي روزمره خود را در الجزيره، ... شرح مي‌دهد. مورسو با لحن راوي بي‌طرف، با جملات پياپي كه اغلب به ماضي نقلي‌اند، احتياجات جسم، خستگي، ميل به سيگار كشيدن و مشكلاتش را در تحمل گرما قيد مي‌كند. احساسهايش را ذكر مي‌كند و همچنين به ملال يا بي‌تفاوتي‌اش اشاره مي‌كند: "برايم فرقي نداشت" يا "تفاوتي نداشت". نه اعتنايي به تحليل روان‌شناختي دارد نه به بيان احساساتش. با اينكه رسيدنش را به خانه سالمندان، كه مادرش در آنجا به تازگي مرده است، موشكافانه شرح مي‌دهد، ضمن شب‌زنده‌داري در كنار جنازه يا به هنگام تشييع، اندوهي را كه از او انتظار مي‌رود نشان نمي‌دهد.... در قسمت دوم رمان، روايت آن لحن بي‌تفاوت آغازين را ندارد. مورسو، كه زنداني شده است، ياد مي‌گيرد كه با زمان و يادآوري خاطراتش بسازد. ديگر آن كسي نيست كه فقط در زمان حال با احساساتش زندگي مي‌كرد. او كه به اراده معطوف به حقيقت وفادار است، قبول نمي‌كند كه تظاهر به پشيماني كند يا با دادن جوابهايي كه از او انتظار دارند وارد بازي اجتماع شود. محاكمه‌اش كه همچون تماشاچي در آن شركت مي‌كند، كاريكاتوري است از عدالت و مجريان آن كه خالي از طنز نيست....اين كتاب در ٦ فايل صوتي به دوستان تقديم مي گردد.
  • 3. بیگانه قسمت سوم

    46:11||Season 5, Ep. 3
    كتاب بيگانه نوشته آلبر كاموترجمه ليلي گلستانچاپ اول بهار ١٣٨٦نشر مركزبيگانه – رماني از آلبر كامو (1913-1960)، نويسنده فرانسوي كه در 1942 منتشر شد. اين رمان يكي از مهمترين آثار ادبيات قرن بيستم است و، با شخصيت غيرعادي، غرابت نوشته و رازي كه در خود دارد، يكي از تكان‌دهنده‌ترين اين آثار است.مورسو، راوي داستان خويشتن است. حكايت بسيار حساب‌شده او شامل دو قسمت است كه به طور محسوسي هم در لحن و هم در محتوا با هم متفاوت‌اند. در قسمت اول، مورسو، با ظاهري حاكي از لاقيدي كامل زندگي روزمره خود را در الجزيره، ... شرح مي‌دهد. مورسو با لحن راوي بي‌طرف، با جملات پياپي كه اغلب به ماضي نقلي‌اند، احتياجات جسم، خستگي، ميل به سيگار كشيدن و مشكلاتش را در تحمل گرما قيد مي‌كند. احساسهايش را ذكر مي‌كند و همچنين به ملال يا بي‌تفاوتي‌اش اشاره مي‌كند: "برايم فرقي نداشت" يا "تفاوتي نداشت". نه اعتنايي به تحليل روان‌شناختي دارد نه به بيان احساساتش. با اينكه رسيدنش را به خانه سالمندان، كه مادرش در آنجا به تازگي مرده است، موشكافانه شرح مي‌دهد، ضمن شب‌زنده‌داري در كنار جنازه يا به هنگام تشييع، اندوهي را كه از او انتظار مي‌رود نشان نمي‌دهد.... در قسمت دوم رمان، روايت آن لحن بي‌تفاوت آغازين را ندارد. مورسو، كه زنداني شده است، ياد مي‌گيرد كه با زمان و يادآوري خاطراتش بسازد. ديگر آن كسي نيست كه فقط در زمان حال با احساساتش زندگي مي‌كرد. او كه به اراده معطوف به حقيقت وفادار است، قبول نمي‌كند كه تظاهر به پشيماني كند يا با دادن جوابهايي كه از او انتظار دارند وارد بازي اجتماع شود. محاكمه‌اش كه همچون تماشاچي در آن شركت مي‌كند، كاريكاتوري است از عدالت و مجريان آن كه خالي از طنز نيست....اين كتاب در ٦ فايل صوتي به دوستان تقديم مي گردد.