Share

Radio Pargast
پّرفارسی ۷- نماز شام غریبان- رادیو پرگست
•
نمازِ شامِ غریبان چو گریه آغازم
به مویههایِ غریبانه، قِصه پردازم
به یادِ یار و دیار آنچنان بِگِریَم زار
که از جهان رَه و رسمِ سفر براندازم
من از دیارِ حبیبم نه از بِلاد غریب
مُهَیمنا به رفیقانِ خود رسان بازم
خدای را مددی ای رفیقِ رَه تا من
به کویِ میکده دیگر عَلَم برافرازم
خِرَد ز پیریِ من کِی حساب برگیرد؟
که باز با صَنَمی طفل، عشق میبازم
بجز صَبا و شِمالم نمیشناسد کس
عزیز من! که بجز باد نیست دَمسازم
هوایِ منزل یار، آب زندگانیِ ماست
صبا بیار نسیمی ز خاکِ شیرازم
سِرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی
شکایت از که کنم؟ خانگیست غَمّازَم
ز چَنگِ زهره شنیدم که صبحدم میگفت
«غلامِ حافظِ خوشلهجهٔ خوشآوازم»
More episodes
View all episodes

پَرفارسی۹- سمن بویان- رادیو پرگست
04:03|این یکی رو هم توی روز تولدم تقدیم به خود عزیزم میکنم. تو هم یاد بگیر. در جهانی که کسی چیزی بهت تقدیم نمیکنه، نیازی نیست حتما کسی رو پیدا کنی چیزی بهت تقدیم کنه. خودت به خودت هرچی خواستی تقدیم کن. منم سمنبویان حافظ رو به خودم تقدیم میکنم که غبار غم رو مینشونم و با کسی بنشینم چو برخیزم، درخت دوستی بنشانم کلا گلهای گلم. تولدم مبارک. و اینکه کلا یاد بگیر خودت به خودت حال بدی وگرنه با این درد باید در بند درمان باشی فقط. ۰۵-۰۵-۰۵ سَمَنبویان غبارِ غم چو بنشینند، بنشانندپریرویان قرار از دل چو بستیزند، بستانندبه فِتراکِ جفا دلها چو بربندند، بربندندز زلفِ عَنبرین جانها چو بگشایند، بفشانندبه عمری یک نَفَس با ما چو بنشینند، برخیزندنهالِ شوق در خاطر چو برخیزند، بنشانندسرشکِ گوشهگیران را چو دریابند، دُر یابندرخِ مِهر از سحرخیزان نگردانند، اگر دانندز چشمم لَعْلِ رُمّانی چو میخندند، میبارندز رویم رازِ پنهانی چو میبینند، میخواننددوایِ دَردِ عاشق را کسی کو سهل پنداردز فکر آنان که در تدبیر درمانند، در مانندچو منصور از مراد آنان که بردارند، بر دارندبدین درگاه حافظ را چو میخوانند، میراننددر این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند، ناز آرندکه با این دَرد اگر دربند درمانند، در مانند
پَرفارسی۸- کاین کدام است- رادیو پرگست
03:48|رَه میخانه و مسجد کدام استکه هر دو بر مَنِ مِسکین حرام استنه در مسجد گذارندم که رِند استنه در میخانه کین خَمّار، خام استمیان مسجد و میخانه راهی استبجویید ای عزیزان کین کدام استبه میخانه اِمامی مَست خُفته استنمیدانم که آن بُت را چه نام استمَرا کعبهِ خَرابات است امروزحریفم قاضی و ساقی اِمام استبرو عطار کو خود میشناسدکه سَروَرْ کیست، سَرگردان کدام است
قسمت ۲۳- پیغمبر هیچ- رادیو پرگست
01:01:10|خب دیگه پرگست جون بابا! نوبتی هم باشه، نوبت ابرقهرمان شدن بابات و جاودانه شدنشه. این قسمت هیچی نداره. نه ارزش مادی و معنوی، نه آورده ادبی، نه طنز نه هنر نه هیچ چیز دیگه. این برای خودمه. برای هیچ. پیغمبر هیچ. این یکی باشه برای روزایی که الکی سخته ولی ادامه داره. هم این قسمت و هم زندگی و هم روزای الکی سخت.
قسمت ۲۲- ایرانشهر(ششم- آفریدون)- رادیو پرگست
01:47:29|پرگستم!این یکی نمیدونم چیه دقیقا. درد و دله، تحلیل سیاسی تاریخیه، داستانیه، احساسیه یا منطقی وعلمی؟ یا شایدم کلا من در آوردی و تحریف و حاصل فریب خوردگی از رسانه های تحمیقی مثل اینترنشناله. نمیدونم قطعا درسته یا غلط، فقط میدونم امروز اینجا هستم. اینجا وایسادم روی یه قله پرافتخار با اندوهی بی کران و امیدی بسیار این یکی برای همه کس نیست. برای تو هم نیست حتا لزوما. برای آدمای با حوصله ست. برای اونایی که حوصله قدم به قدم رفتن رو دارن و اهل فکر کردن و مثل آدم بحث کردنه. خیلی ها، حتا ممکنه تو، میتونن با این حرفا مخالف باشن، ولی خب چه مهمه؟ مگه نه اینکه هر کسی تهش آزاده هرجوری که میخواد فکر کنه؟ این بخش آخر از قسمت بزرگتریه به نام ایرانشهر. فلذا بخش های دیگه این قسمت بزرگتر رو از دست ندین جوونا. ماچ به کله تون
قسمت ۲۲- ایرانشهر(پنجم- ایران)- رادیو پرگست
01:01:01|پرگستم!این یکی نمیدونم چیه دقیقا. درد و دله، تحلیل سیاسی تاریخیه، داستانیه، احساسیه یا منطقی وعلمی؟ یا شایدم کلا من در آوردی و تحریف و حاصل فریب خوردگی از رسانه های تحمیقی مثل اینترنشناله. نمیدونم قطعا درسته یا غلط، فقط میدونم امروز اینجا هستم. اینجا وایسادم روی یه قله پرافتخار با اندوهی بی کران و امیدی بسیار این یکی برای همه کس نیست. برای تو هم نیست حتا لزوما. برای آدمای با حوصله ست. برای اونایی که حوصله قدم به قدم رفتن رو دارن و اهل فکر کردن و مثل آدم بحث کردنه. خیلی ها، حتا ممکنه تو، میتونن با این حرفا مخالف باشن، ولی خب چه مهمه؟ مگه نه اینکه هر کسی تهش آزاده هرجوری که میخواد فکر کنه؟ این بخش اول از قسمت بزرگتریه به نام ایرانشهر. فلذا بخش های بعدی این قسمت بزرگتر رو از دست ندین جوونا. ماچ به کله تون.
قسمت ۲۲- ایرانشهر(چهارم- فردوسی)- رادیو پرگست
58:58|باباجون پرگستم! موسیقیهای استفاده شده توی این قسمت، به جز موسیقیهای متن که اولی “حضور”, اثر علی بهرامیفرد و مرتضی گودرزی و دومی بداههنوازی پیانو و کمانچه، اثر پیمان یزدانیان و حسام اینانلو هستند، در واقع به صورت اختصاصی و به وسیله هوش مصنوعی ساختهشدن. هر قطعه، با استفاده از اشعار شعرای ایرانی ساخته شده و به ترتیب قطعه “افکار” از ۳:۴۰ تا ۷:۱۰، با شعری از صائب تبریزی؛ قطعه “سمنبویان” از ۱۹:۱۵ تا ۲۳:۰۰، با شعری از حافظ؛ قطعه “کاین کدام است؟” از ۳۸:۵۰ تا ۴۲:۴۰، با شعری از عطار؛ و قطعه “هیچ مگو” ار ۵۴:۴۰ تا انتهای اپیزود، با شعری از مولوی رو میشنوید. این قطعات محصول یه پروژه موازیه که بعضی از قطعات دیگه ساختهشده رو قبلا منتشر کردم توی همین صفحه که ظاهرا فقط از کستباکس قابل پخشه. ولی خب توی اون پروژه، اشعار فارسی رو که خودم دوست دارم رو با کمک هو مصنوعی، تبدیل به قطعات موسیقیای میکنم که بر اساس خوانش خودم از اون قطعه و حال و هواشه. پس موسیقی هر شعری فرق میکنه و یه ژانر متفاوته. علیایحال این قطعات رو هم به صفحه اضافه میکنم جداگانه، فقط الان اینجا به طور مشخص گفتم که اگه نخواستین کامل بشنوین قطعات رو، میتونید رد کنید و بزنید جلو. ولی خب از دست ندین. گلهای گلین و این قسمتها رو با دوستاتون.
قسمت ۲۲- ایرانشهر(سوم- سیمرغ)- رادیو پرگست
52:25|پرگستم!این یکی نمیدونم چیه دقیقا. درد و دله، تحلیل سیاسی تاریخیه، داستانیه، احساسیه یا منطقی وعلمی؟ یا شایدم کلا من در آوردی و تحریف و حاصل فریب خوردگی از رسانه های تحمیقی مثل اینترنشناله. نمیدونم قطعا درسته یا غلط، فقط میدونم امروز اینجا هستم. اینجا وایسادم روی یه قله پرافتخار با اندوهی بی کران و امیدی بسیار این یکی برای همه کس نیست. برای تو هم نیست حتا لزوما. برای آدمای با حوصله ست. برای اونایی که حوصله قدم به قدم رفتن رو دارن و اهل فکر کردن و مثل آدم بحث کردنه. خیلی ها، حتا ممکنه تو، میتونن با این حرفا مخالف باشن، ولی خب چه مهمه؟ مگه نه اینکه هر کسی تهش آزاده هرجوری که میخواد فکر کنه؟ این بخش اول از قسمت بزرگتریه به نام ایرانشهر. فلذا بخش های بعدی این قسمت بزرگتر رو از دست ندین جوونا. ماچ به کله تون.
قسمت ۲۲- ایرانشهر(دوم- منطق الطیر)- رادیو پرگست
45:38|پرگستم!این یکی نمیدونم چیه دقیقا. درد و دله، تحلیل سیاسی تاریخیه، داستانیه، احساسیه یا منطقی وعلمی؟ یا شایدم کلا من در آوردی و تحریف و حاصل فریب خوردگی از رسانه های تحمیقی مثل اینترنشناله. نمیدونم قطعا درسته یا غلط، فقط میدونم امروز اینجا هستم. اینجا وایسادم روی یه قله پرافتخار با اندوهی بی کران و امیدی بسیار این یکی برای همه کس نیست. برای تو هم نیست حتا لزوما. برای آدمای با حوصله ست. برای اونایی که حوصله قدم به قدم رفتن رو دارن و اهل فکر کردن و مثل آدم بحث کردنه. خیلی ها، حتا ممکنه تو، میتونن با این حرفا مخالف باشن، ولی خب چه مهمه؟ مگه نه اینکه هر کسی تهش آزاده هرجوری که میخواد فکر کنه؟ این بخش اول از قسمت بزرگتریه به نام ایرانشهر. فلذا بخش های بعدی این قسمت بزرگتر رو از دست ندین جوونا. ماچ به کله تون.