Share

بهاریه
فردوسی - شاهنامه - 15 - سیاوش و افراسیاب
Season 8, Ep. 15
•
سیاوش پس از آزمونی که پاکدامنی او را دربرابر سودابه بر همگان آشکار کرد، به جنگ افراسیاب رفت؛ اما ناگزیر به توران پناهنده شد و در آنجا با دختر پیران و سپس دختر افراسیاب ازدواج کرد. مدتی بعد افراسیاب بر او بدگمان شد و مظلومانه به قتلش رساند.
نامه افراسیاب به سیاوش
سپاه سپردن سیاوش به بهرام
دیدن سیاوش افراسیاب را
هنر نمودن سیاوش افراسیاب را
رفتن افراسیاب و سیاوش به شکار
به زنی دادن پیران دختر خود را به سیاوش
سخن گفتن پیران با سیاوش از فرنگیس
سخن گفتن پیران با افراسیاب
عروسی فرنگیس با سیاوش
کشور دادن افراسیاب سیاوش را
ساختن سیاوش گنگدژ را
سخن گفتن سیاوش با پیران از بودنیها
فرستادن افراسیاب پیران را در کشورها
بنا کردن سیاوش «سیاوشگرد» را
آمدن پیران به سیاوشگرد
فرستادن افراسیاب گرسیوز را نزد سیاوش
زادن فرود، پسر سیاوش
گفتار اندر گوی زدن سیاوش
بازگشتن گرسیوز و بدگویی کردن پیش افراسیاب
بازآمدن گرسیوز به نزد سیاوش
نامه سیاوش به افراسیاب
آمدن افراسیاب به جنگ سیاوش
خواب دیدن سیاوش
اندرز کردن سیاوش فرنگیس را
گرفتار شدن سیاوش به دست افراسیاب
زاری کردن فرنگیس پیش افراسیاب
کشته شدن سیاوش به دست گروی
رهانیدن پیران فرنگیس را
***
وقتی کیکاووس پسرش، سیاوش، را بابت صلح با افراسیاب سرزنش کرد و به او دستور داد که به سپاه توران یورش برد یا از فرماندهی کناره گیرد، سیاوش تصمیم گرفت سپاه ایران را ترک گوید و انزوا پیشه کند. افراسیاب نامهای به وسیله زنگه نزد سیاوش فرستاد و او را به توران دعوت کرد.
سیاوش سپاه را به بهرام سپرد و بزرگان را بدرود کرد و به همراه چند تن از ملازمانش وارد توران شد. پیران به استقبال سیاوش رفت و او را دلگرمی داد که افراسیاب مردی مهربان است و بیشک در حق تو پدری را تمام خواهد کرد. افراسیاب سیاوش را به کاخ خویش درآورد، پذیرایی شایانی از او کرد و هدایا و تحفههای فراوانی به او داد. بدین ترتیب زندگی سیاوش در توران آغاز شد.
چون یک سال از اقامت سیاوش در دربار افراسیاب گذشت، روزی پیران، وزیر افراسیاب، از سیاوش خواست که از میان دختران بزرگان توران دختری را به همسری انتخاب کند. سرانجام سیاوش با جریره، دختر پیران، وصلت کرد و بدین طریق جای پای محکمی در دربار یافت؛ اما روزی دیگر پیران فرنگیس، دختر افراسیاب، را نیز برای همسری سیاوش مناسب معرفی کرد. سیاوش پذیرفت و پیران به دربار افراسیاب درآمد تا فرنگیس را برای شاهزادهی ایرانی خواستار شود. شاه توران در اندیشه شد و پیشگویی طالعبینان را به یاد آورد که مبادا از چنین ازدواجی فرزندی بیاید و تاج و تخت توران را بر باد دهد. پیران این پیشگویی را چنین تعبیر کرد که شاید جنگ و مخاصمه میان دو کشور از بین خواهد رفت و بالاخره افراسیاب را راضی کرد و سرانجام سیاوش داماد پادشاه توران شد.
پس از این ازدواج، افراسیاب از سیاوش خواست تا اسباب سفر بندد و شهرهای توران زمین را ببیند. سیاوش به اتفاق خانوادهاش و پیران راهی سفر شد. در راه به جایی آبادان رسیدند و سیاوش قصد کرد شهری و کاخی در آن جایگاه برای خود بنا کند. با کمک پیران، این آرزو نیز به تحقق پیوست و چنین بود که گنگدژ ساخته شد؛ اما وقتی سیاوش با ستارهشماران نشست، آنان او را از عاقبت شوم این شهر مطلع کردند و سیاوش اندوهناک پیشبینی ستارهشماران را با پیران در میان گذارد. پیران سعی کرد سیاوش را دلداری دهد، اما سیاوش که ظاهرا ماجرای مرگ خود را نیز از منجمان شنیده بود، این راز را نیز با پیران درمیان گذارد.
مدتی بعد نامهای از افراسیاب به نزد پیران رسید؛ با این فرمان که برای وصول مالیات تا سرحدات توران در دریای چین و مرز هند برود. پس پیران راهی سفری دراز شد.
افراسیاب نامهی دیگری نزد سیاوش فرستاد و از دوری او اظهار دلتنگی کرد و به او پیشنهاد کرد که شهری دیگر نیز در محلی که افراسیاب در نظر گرفته، بنا کند. سیاوش چنین کرد و شهری ساخت بسیار زیبا با کاخها و عمارتهای رفیع و پرنگار و آن را «سیاوَشگِرد» نام نهاد.
پیران ویسه چون از سفر بازآمد، به دیدار سیاوش بدین شهر درآمد و مدتی نزد شاهزاده ایرانی ماند. سپس نزد افراسیاب رفت و از سیاوشگرد و آبادانی آن تمجیدها کرد و بدین سخنان دل شاه توران خرم شد و گرسیوز، برادرش، را مأمور کرد تا راهی سیاوشگرد شود و از احوال سیاوش خبر آورد.
سیاوش خود به استقبال گرسیوز آمد؛ او را داخل برد و شهر را بدو نشان داد و خوش و خرم روی به کاخ نهادند. چون وارد کاخ شدند، پیکی مژده آورد که پسری از همسر اول سیاوش جریره، دختر پیران که در شهر ختن منزل داشت، به دنیا آمده و او را «فرود» نام نهادهاند. سیاوش از این پیغام شاددل گشت. گرسیوز چون سرافرازی و جاه و جلال سیاوش را دید، بددل شد؛ اما در ظاهر چیزی نگفت و به جشن سیاوش پیوست.
روز بعد به
More episodes
View all episodes

آرش کمانگیر
18:46||Season 40
00 - فهرست مطالب پادکست بهاریه
26:03|برای استفاده ازفصل بندی پادکست از نرم افزار کست باکس استفاده فرمایید فهرست مطالب فصل ۱ : دکلمه کامل دیوان حافظ شیرازی فصل ۲ :دکلمه کامل بوستان سعدی فصل ۳ : دکلمه کامل گلستان سعدی فصل ۴ : معرفی پادکست مثنوی خوانی استاد علی عرفانیان فصل ۵ : معرفی پادکست فردوسی خوانی استاد امیر خادم فصل ۶ : رباعیات خیام دکلمه استاد یاکیده و استاد شاملو فصل ۷ : گلشن راز فصل ۸ : معرفی پادکست نظامی گنجوی استاد طاهری فصل ۹ : دکلمه گزیده اشعار شهریار فصل ۱۰ : دکلمه گزیده اشعار سهراب سپهری فصل ۱۱ : مثنوی معنوی با صدای استاد قادر پناه فصل ۱۲: مثنوی معنوی با صدای استاد ساعد باقری فصل ۱۳: فیه ما فیه فصل 14 :اشعار اخوان ثالث فصل 15 : دیوان حافظ با صدای استاد فرح اندوز فصل 16 : اشعار فروغ فرخزاد فصل ۱۷ : دیوان شمس - گزیده غزلیات با صدای استاد شاملو و محسن لیله کوهی و امیر بیات فصل ۱۸ : هفت پیکر نظامی با صدای اسماعیل آذر فصل ۱۹ : عطار نیشابوری منطق الطیر و تذکره الاولیا فصل ۲۰ : سفرنامه ناصر خسرو فصل ۲۱ : دکلمه دیوان حافظ با صدای استاد بهروز رضوی فصل ۲۲ : دیوان پروین اعتصامی فصل ۲۳: بایاتیلار فصل ۲۴ : گزیده بهارستان جامی فصل ۲۵: دیوان حکیم فضولی فصل 26 : اشعار مریم حیدرزاده فصل 27 : اشعار فریدون مشیری فصل 28 : اشعار احمد شاملو فصل 29 : اشعار امیر هوشنگ ابتهاج فصل 30 : اشعار نادر نادر پور فصل 31 : اشعار مرحوم حسین پناهی فصل 32 : اشعار مرحوم افشین یداللهی فصل 33 : باباطاهر عریان فصل 34 : نظامی - خسرو و شیرین فصل 35 : وحشی بافقی - غزلیات فصل 36 : وحشی بافقی - فرهاد و شیرین فصل 37 : اشعار مرحوم آقاسی فصل 38 : گزیده ای از اشعار ابوسعید ابوالخیر فصل 39 : گزیده آثار تاریخی فصل 40: سیاوش کسرایی https://zil.ink/mbaharieh





