Share

لحظه ناب
اپیزود صفر- تولد لحظه ناب
Season 1, Ep. 0
•
.در اپیزود صفر از پادکست «لحظه ناب»، من، سولماز، از چرایی تولد این پادکست میگم
. از مسیر شخصیام در خودآگاهی و اینکه چطور آموزههای استاد عزیزم جرقهی این راه شدن
شاید تو هم، مثل من، سالها صدایی رو در درونت حس کرده باشی
...صدایی که منتظر شنیده شدنه.
.من هم با همین حس شروع کردم؛ ساده، صادق، و با همهی تردیدها
،اگه دنبال نگاهی متفاوت، صدایی آرام، و لحظهای برای لمس حقیقت درونت هستی
.اینجا، همونجاست
More episodes
View all episodes

4. اپیزود چهار- قدرت شروع ناقص
07:40||Season 1, Ep. 4،گاهی زندگی توی دل یه لحظهی ساده و تکراری...یه راز کوچیک رو توی دلمون روشن میکنه،این اپیزود درباره قدرت شروع ناقصه...همون لحظهای که به جای صبر برای “کمال”، فقط شروع میکنیم🎧 ...به «لحظه ناب» خوش اومدی
3. اپیزود سوم - بزرگتر شدن از دل بحران
07:43||Season 1, Ep. 3در این اپیزود از «لحظه ناب»، دربارهی لحظاتی صحبت میکنم که زندگیمون زیر و رو میشه؛ وقتهایی که همهچیز انگار فرو میریزه، اما همونجا، جرقهای از رشد .زده میشه.قصهی رشد کردن از دل بحرانها رو میشنوید؛ با یک مثال ساده و طبیعی — قارچی که فقط بعد از رگبار شدید از دل خاک بیرون میزنه.اگر شما هم تجربهای از دل شکست، ترس یا درد دارید، این اپیزود رو برای خودتون ضبط کردم
2. اپیزود دوم : عشق یعنی اعتماد ، حتی وقت درد
05:44||Season 1, Ep. 2اپیزود دوم: عشق یعنی اعتماد، حتی وقت درد:تو این اپیزود از «لحظه ناب»، از لحظهای میگم که یه جملهی ساده، برام عمیق شد«...خدا عشقه، و هرچی از اون میرسه، عشق»اما وقتی وسط سختیها هستی، چطور میشه به این عشق اعتماد کرد؟.با یه مثال ساده از یه مادر و کودک، میخوام بگم که شاید بتونیم جور دیگهای به دردها نگاه کنیم . جوری که پشت هر فشار، یه آغوش پنهان باشه.اگه تو هم این روزا وسط تاریکیای هستی که معنیشو نمیفهمی، شاید این اپیزود یه تلنگر کوچیک باشه برای دل تو
1. اپیزود یک -چرا دلم می خواد حرفهای استادم رو ساده کنم .
06:26||Season 1, Ep. 1،سلام دوست خوبم.توی این اپیزود از پادکست «لحظه ناب» برات میگم که چرا تصمیم گرفتم آموزههای استاد عزیزم، خانم دکتر بیتا حسینی، رو با زبان سادهتری بیان کنممن سالها دنبال یادگیری بودم، اما از وقتی با دیدگاه ایشون آشنا شدم، یه دنیای تازه ، به روم باز شد. با اینکه اولش برام سخت و پیچیده بود، با گوش دادن مداوم و نوشتن و .فکر کردن، کمکم فهمیدم...ولی دیدم آدمهایی که برام مهمن، مثل خانوادهام، نمیتونن با این زبان پیچیده ارتباط بگیرن:این شد که از خودم پرسیدم؟اگه من تونستم این مسیر رو طی کنم، ممکنه بتونم پلی باشم برای اونایی که اول راهن، با زبانی ساده، صادق و صمیمی.اگه تو هم دلت میخواد مفاهیم خودآگاهی رو جور دیگهای بشنوی، همراه من باش