{"version":"1.0","type":"rich","provider_name":"Acast","provider_url":"https://acast.com","height":250,"width":700,"html":"<iframe src=\"https://embed.acast.com/$/6a30d4e3a893cd95ca9864a2/6a4b5abd4955fc4dc126d3a6?\" frameBorder=\"0\" width=\"700\" height=\"250\"></iframe>","title":"قاتل ایالت طلایی - قسمت ۴: زنی که برایش اسم گذاشت","thumbnail_width":200,"thumbnail_height":200,"thumbnail_url":"https://open-images.acast.com/shows/6a30d4e3a893cd95ca9864a2/1783323161593-ff0aa6c8-fad6-4ee1-8320-db0ef6b46075.jpeg?height=200","description":"<p>آزمایش DNA در ۲۰۰۱ ثابت کرد شمال و جنوب یک مردند و بعد هیچ، چون DNA می‌گوید «همان مرد است»، نمی‌گوید «این مرد است». این قسمت، داستان کسانی است که نگذاشتند برزخ برنده شود: پل هولز که آخر هفته‌ها مسیرهای فرار را رانندگی می‌کرد؛ «بچه»‌ای که چهار هزار ساعت گذاشت و فهرستی با دو هزار اسم ساخت؛ و میشل مک‌نامارا که وسواسش از چهارده‌سالگی و تکه‌های واکمنِ زنی به‌قتل‌رسیده شروع شد، نام «قاتل ایالت طلایی» را ساخت، اعتماد پلیس را به دست آورد، و دو سال مانده به جواب، در خواب رفت. عنوان کتابش از تهدیدی آمده بود که قاتل به دختری پانزده‌ساله گفته بود. هولز و میشل، نزدیک‌ترین هم‌سنگرهای این پرونده، هرگز همدیگر را از نزدیک ندیدند. و دو ماه بعد از انتشار کتاب، تلفن‌های ساکرامنتو زنگ خورد.</p>","author_name":"Ehsan Tarighat"}