{"version":"1.0","type":"rich","provider_name":"Acast","provider_url":"https://acast.com","height":250,"width":700,"html":"<iframe src=\"https://embed.acast.com/$/6881f356498abee4166387d7/68df97a848f214706096cabf?\" frameBorder=\"0\" width=\"700\" height=\"250\"></iframe>","title":"فصل دوم/ زندان قرچک/ قسمت بیستم","thumbnail_width":200,"thumbnail_height":200,"thumbnail_url":"https://open-images.acast.com/shows/6881f356498abee4166387d7/1759483661550-f0d11c91-13e7-4ff0-a49c-c6306b790981.jpeg?height=200","description":"<p>قسمت بیستم\" نفس دوم\" منتشر شد.</p><p>در این قسمت می‌شنوید که چگونه بیماری و تب و عفونت تمام زندان را تسخیر کرده بود و مسئولین بی مسئولیت زندان در مواجه با چنین بحرانی چه واکنشی نشان دادند.</p><p>&nbsp;از داستان مهشید می شنوید، دختری که مثل یک \" بودهی ستوه\" یار و مدد رسان دخترکان زندانی شده بود و تا ابد آنهمه فداکاری و مددرسانی اش را فراموش نخواهم کرد.</p><p>از شبنم می‌شنوید، مهندس جوان و مسئولیت پذیری که به عنوان مسئول شام اتاق نمی دانست با آن سهمیه اندک چگونه لشگر دختر را سیر کند.</p><p>&nbsp;از بیماری و تب دخترک جوان زیبا، آرام و معصومی می‌شنوید که بعدها فهمیدم یک اینفلوئنسر پر شر و شور و مشهور اینستاگرامی است و نامش آستیاژ.</p><p>&nbsp;از پزشک مشهور بیمارستان های تهران می‌شنوید که به خاطر شعار نویسی ناشیانه روی دیوار روبروی کلانتری، بازداشت شده بود.</p><p><br></p><p>باری این روزها که اخبار زندان قرچک و شرایط سخت خواهرانم را می‌شنوم، ثانیه‌ای خاطرات آن روزها از جلوی چشمانم محو نمی‌شود</p><p>.</p><p>این قسمت را تقدیم می‌کنم به خواهران شریف و آزاده ام در زندان ظالمانه قرچک و به احترام آزادگی و شرافت‌شان، ایستاده درود می‌فرستم.</p><p><br></p><p>مثل همیشه کلیه اپیزودها در تمام پادگیرهای صوتی با عنوان\" نفس دوم\" قابل دسترسی و رایگان است.</p><p><br></p><p>شرح عکس: تصویری از زندان ظالمانه قرچک</p><p><br></p><p><br></p><p><br></p>","author_name":"Mojgan Ilanlou"}