{"version":"1.0","type":"rich","provider_name":"Acast","provider_url":"https://acast.com","height":250,"width":700,"html":"<iframe src=\"https://embed.acast.com/$/6881f356498abee4166387d7/68cd88e42cf15c8db01d0f44?\" frameBorder=\"0\" width=\"700\" height=\"250\"></iframe>","title":"فصل دوم/ زندان قرچک/ قسمت نوزدهم","thumbnail_width":200,"thumbnail_height":200,"thumbnail_url":"https://open-images.acast.com/shows/6881f356498abee4166387d7/1758299840185-89c12b3e-e739-4d7b-bd51-aee84bde9a3e.jpeg?height=200","description":"<p>قسمت نوزدهم\"نفس دوم\" ‌منتشر شد.</p><p>در این قسمت از داستان جشن تولدهای ژله ای که دخترکان در زندان قرچک برای همدیگر می‌گرفتند، خواهید شنید، از داستان تفاوت تولدهای نسل من با نسل دخترکان قرچک، از تامل در معنای \" سالهای عمر\" می‌شنوید،عمر به معنای : ساختن و نه به معنای چرخش زمین به دور خورشید.</p><p><br></p><p>از داستان دختر \" لپ گلی\" می‌َشنوید، نازدردانه ای که به همراه پدرش بازداشت شده بود، از داستان عروسی می‌شنوید که شب حنابندانش در زندان قرچک بود و مادر داماد در جلوی زندان تحصن کرده بود و فریاد می زد، مرا به جای عروسم زندانی کنید و او را آزاد کنید.</p><p>از دختر فرمانده مشهور سپاه می‌شنوید که چگونه در دادگاه صورت به صورت پدرش ایستاده بود و گفته بود، من خودم سبک و راه زندگیم را انتخاب می کنم و اجازه نمی‌دهم تو سرنوشتم را تعیین کنی.</p><p><br></p><p>شرح عکس: </p><p>روز تولد بیست سالگی ام در اتاق چهارصد و چهار ساختمان فاطمیه کوی دانشگاه تهران. روزهایی که هم‌سن دخترکان قرچک بودم، و در میانسالی وقتی انها تولد بیست سالگی می‌گرففتند، من به یاد این عکس بودم.</p><p><br></p>","author_name":"Mojgan Ilanlou"}