{"version":"1.0","type":"rich","provider_name":"Acast","provider_url":"https://acast.com","height":250,"width":700,"html":"<iframe src=\"https://embed.acast.com/$/67b236158fcb78617500b8a5/6999974ef863de959abd43bb?\" frameBorder=\"0\" width=\"700\" height=\"250\"></iframe>","title":"بکتاش آبتین | فرشته خانم","thumbnail_width":200,"thumbnail_height":200,"thumbnail_url":"https://open-images.acast.com/shows/67b236158fcb78617500b8a5/1771673378066-52b71f6e-767e-4ebf-aa90-67a5544b1222.jpeg?height=200","description":"<p>▨ نام شعر: فرشته خانم</p><p>▨ شاعر: بکتاش آبتین</p><p>▨ با صدای: بکتاش ابتین</p><p>♬ از آلبوم: او یک فرشته بود</p><p>♬ پالایش و تنظیم از بنده نیست</p><p>ــــــــــــــــ</p><p>جوراب‌های دخترم را بخیه می‌زنم</p><p>زنم!</p><p>گاهی عروسکم</p><p>گاهی چند روز</p><p>پیراهن چرکم که چسبیده‌ام به تنم!</p><p>عصبانی‌ام شبیه رگ‌های گردن مادرم</p><p>و می‌لرزم شبیه هق‌هق‌ شانه‌های دخترم!</p><p>می‌رقصم</p><p>در آینه می‌رقصم با خودم</p><p>با اولین عشقم که نیست</p><p>و خاطره‌ها گریه می‌کنند در دامنم!</p><p>هزاردستانم</p><p>با یک دست کیف دخترم هستم غذای سوخته‌ام</p><p>با یک دست جاروبرقی‌ام</p><p>و اگر برق نباشد</p><p>تاریک است که پاهای بسیاری در من روشن می‌شود!</p><p>جاروگرم! هزارپایم! خدا می‌داند که چه جانوری هستم! [جاروگرم! هزارپایم! خدا می‌داند چه جانوری هستم!]</p><p>اما نگو که کثیفم که نیستم</p><p>که اگر پیراهن خونی به تن دارم</p><p>کسی را جز خودم نکشته‌ام</p><p>و نگو کثیفم که نیستم اما لخت می‌گویم</p><p>همیشه در من آشغال‌هایی</p><p>با اتومبیل‌های تمیز دور زده‌اند!</p><p>بوقم اتومبیلم سرهای برگشته بر من</p><p>منم!</p><p>صندلی‌ام! برای هر پیشنهادی پایه‌ام!</p><p>خیالت تخت از راه که برسم تختم!</p><p>درد نمی‌فهمم به قول تو بدبختم!</p><p>بر صورتم سیلی، تنها صداست که می‌ماند</p><p>جای زخم بر پیراهنم!</p><p>و دکمه‌هایم همه پاره است</p><p>صبورم شبیه دختر اعراب</p><p>زنده به گورم!</p><p>و قافیه‌ها همگی مثل من هرزه‌اند!</p><p>صدای آه خودش را در من کش می‌دهد</p><p>و چه می‌دانم که تو از من چه می‌دانی</p><p>که کفش‌های پاشنه‌بلندم</p><p>بر پله‌ها چرا جیغ می‌کشند؟ چرا؟....</p><p>]بر پله‌ها چرا جیغ می‌کشد؟ چرا؟....]</p><p>گاهی لحظات امام‌زاده‌ای در من است!</p><p>وقتی گریه می‌کنم چادر نمازم! مادرم هستم</p><p>به تو تهمت می‌زنم پدرم هستم!</p><p>و چند مشت توی دهانم...</p><p>کلید می‌شود دندان‌های مادرم بر قفل دنیا</p><p>که بر لولای تنم جز دربه‌دری نمی‌چرخید خاک بر سرم</p><p>سنگ قبرم!</p><p>همیشه در شیون زندگی دارم</p><p>و هر روز</p><p>انگشت‌های مردی فاتح</p><p>فاتحه می‌خواند بر تنم!</p><p>هر که اشاره می‌کند منم!</p><p>هزار اسم دارم هر نامی که می‌شنوم بر می‌گردم!</p><p>مهتابم ستاره‌ام سحرم</p><p>تا صبح نمی‌خوابم شبم!</p><p>و هزار اسم دیگر باز منم!</p><p>فقط گاهی در شناسنامه و در رویای مادرم</p><p>فرشته‌ام!</p><p>نیستم؟!</p><p>▨&nbsp;</p><p>بکتاش آبتین</p><p>از مجموعه شعر&nbsp;«در میمونِ خودم پدربزرگم»</p>","author_name":"Schahrouz Kabiri"}