{"version":"1.0","type":"rich","provider_name":"Acast","provider_url":"https://acast.com","height":250,"width":700,"html":"<iframe src=\"https://embed.acast.com/$/67b236158fcb78617500b8a5/67d09cc8c6a6a96730aaf3e1?\" frameBorder=\"0\" width=\"700\" height=\"250\"></iframe>","title":"حسین منزوی | نام من عشق است، آیا می‌شناسیدم؟","thumbnail_width":200,"thumbnail_height":200,"thumbnail_url":"https://open-images.acast.com/shows/67b236158fcb78617500b8a5/1741724810858-080eebd3-8db9-4d2e-b899-6def8d5eeb30.jpeg?height=200","description":"<p>▨ نام شعر: نام من عشق است آیا می‌شناسیدم؟</p><p>▨ شاعر: حسین منزوی</p><p>▨ با صدای: حسین منزوی</p><p>▨ پالایش و تنظیم: شهروز</p><p>ــــــــــــــــ</p><p>نام من عشق است آیا می‌شناسیدم؟</p><p>زخمی‌ام -زخمی سراپا- می‌شناسیدم؟</p><p><br></p><p>با شما طی کرده‌ام راه درازی را</p><p>خسته هستم، خسته، آیا می‌شناسیدم؟</p><p><br></p><p>راه ششصد ساله‌ای از دفتر حافظ</p><p>تا غزل‌های شما، ها! می‌شناسیدم؟</p><p><br></p><p>این زمانم گرچه ابر تیره پوشیده‌ست</p><p>من همان خورشیدم امّا، می‌شناسیدم</p><p><br></p><p>پای رهوارش شکسته، سنگلاخِ دهر</p><p>اینک این افتاده از پا، می‌شناسیدم</p><p><br></p><p>می‌شناسد چشم‌هایم چهره‌هاتان {چشم‌هاتان} را</p><p>هم‌چنانی که شماها می‌شناسیدم</p><p><br></p><p>این‌چنین بیگانه از من رو مگردانید</p><p>در مبندیدم به حاشا، می‌شناسیدم!</p><p><br></p><p>من همان دریای‌تان، ای رهروان عشق!</p><p>رودهای رو به دریا! می‌شناسیدم</p><p><br></p><p>اصل من بودم، بهانه بود و فرعی بود</p><p>عشق «قیس» و حُسن «لیلا» می‌شناسیدم</p><p><br></p><p>در کف فرهاد تیشه من نهادم، من!</p><p>من بریدم بیستون را، می‌شناسیدم</p><p><br></p><p>مسخ کرده چهره‌ام را گرچه این ایام</p><p>با همین دیدار حتی می‌شناسیدم</p><p><br></p><p>من همانم -آشنای {مهربان} سال‌های دور-</p><p>رفته‌ام از یادتان؟ یا می‌شناسیدم؟</p><p>▨</p><p>حسین منزوی</p><p>غزل ۳۶۲ از محموعه اشعار حسین منزوی</p><p>ــــــــــــــــ</p><p>پی‌نوشت: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخه‌ی چاپ شده در کتاب، تفاوت‌هایی دارد. شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد {} آمده است.</p>","author_name":"Schahrouz Kabiri"}