{"version":"1.0","type":"rich","provider_name":"Acast","provider_url":"https://acast.com","height":250,"width":700,"html":"<iframe src=\"https://embed.acast.com/$/6755375899fbf63ced211270/691b7832b958098159796b5e?\" frameBorder=\"0\" width=\"700\" height=\"250\"></iframe>","title":"خانواده مصنوعی - آن تایلر","thumbnail_width":200,"thumbnail_height":200,"thumbnail_url":"https://open-images.acast.com/shows/6755375899fbf63ced211270/1763405413913-4905ff85-13b3-4b2b-8fa1-2f6eba53b3bb.jpeg?height=200","description":"<p>داستان کوتاه «خانواده‌ی مصنوعی»، بیستمین داستان کوتاه آن تایلر است که در سال ۱۹۷۵ در مجله‌ی «ساوترن ریویو» منتشر شد.</p><p><br></p><p>آن تایلر، نویسنده‌ی برجسته‌ی آمریکایی است که بیشتر به‌دلیل رمان‌هایش شهرت دارد. او در سال ۱۹۴۱ در ایالت مینه‌سوتا در آمریکا به‌دنیا آمد. آثار او عموماً به زندگی روزمره افراد مرتبط‌ اند و مفهوم خانواده و روابط میان اعضای آن را کانون تمرکز خود قرار می‌دهند. تایلر در سال ۱۹۸۹&nbsp;&nbsp;برنده جایزه‌ی پولیترز شد.</p><p><br></p><p>«توبی» با زنی به‌نام «مری» آشنا شده است. مری از ازدواج قبلی‌اش دختری به نام «سامانتا» دارد. او بسیار به دخترش اهمیت می‌دهد و این اهمیت به‌‌قدری شدید است که به کنترل‌گری تبدیل شده است. توبی و مری بعد از مدتی با هم ازدواج می‌کنند. توبی با سامانتا رابطه‌ی بسیار خوبی دارد. مری از این وضعیت و توجه زیاد توبی به سامانتا راضی نیست. او زمانی که احساس می‌کند محدوده‌ی کنترل‌گری‌اش کوچک و کوچک‌تر می‌شود و سامانتا گرایش بیشتری به توبی دارد، همراه با سامانتا توبی را رها می‌کند.&nbsp;</p><p><br></p><p><br></p><p><br></p>","author_name":"مجید غفارنیا"}