{"version":"1.0","type":"rich","provider_name":"Acast","provider_url":"https://acast.com","height":250,"width":700,"html":"<iframe src=\"https://embed.acast.com/$/66e9fde64ea065d850670045/6a94fcfab11fad0966afc28d?\" frameBorder=\"0\" width=\"700\" height=\"250\"></iframe>","title":"پادکست سـُــمـا اپیزود ۳۹ – سفر دوباره با آیاواسکا (قسمت دوم): در دل تجربه","thumbnail_width":200,"thumbnail_height":200,"thumbnail_url":"https://open-images.acast.com/shows/66e9fde64ea065d850670045/1788148748255-72592f1d-3b95-4342-a1bd-740b837b7dff.jpeg?height=200","description":"<p>در این اپیزود، عمیق‌تر وارد تجربه‌ی اخیرم با آیاواسکا در آمازون پرو، حوالی ایکیتوس، می‌شم؛ از مراسم‌ها و لحظات سخت و غیرمنتظره گرفته تا چیزهایی که تجربه کردم، دیدم و احساس کردم. در اپیزود قبلی، از کانتکست و نیتم برای ورود به این مراسم‌ها گفتم؛ از اینکه چی شد بعد از هشت سال به همون مرکز برگشتم و چرا الان.</p><p><br></p><p>قبل از تعریف تجربه‌ی شخصی خودم، کمی درباره‌ی خود آیاواسکا، جایگاهش در سنت‌های شیپیبو و لامیستا، نقش کوراندرو یا درمانگر سنتی، و اهمیت ایکاروها، آوازهایی که در طول مراسم خونده می‌شن، می‌گم. اینکه تجربه‌ی آیاواسکا فقط به خود نوشیدنی و مقدارش خلاصه نمی‌شه؛ نیت، ذهنیت، محیط، مراسم و رابطه‌ای که با این گیاه شکل می‌گیره، همگی بخشی از این مسیرن. همین‌طور از این می‌گم که چرا برام مهم بود به آمازون برم و این تجربه رو در دل سرزمین، فرهنگ و سنت‌هایی داشته باشم که این شیوه‌ها از اونجا شکل گرفتن.</p><p><br></p><p>بعد وارد خود سفر می‌شم؛ سفری چالش‌برانگیز در دل ترس، تسلیم و ندانستن. از حالتی می‌گم که انگار توی یه «باردو» بودم؛ یه حالت بینابینی که توش احساس می‌کردم بدنم خشک شده، تشنه بودم، نمی‌تونستم تکون بخورم و به‌سختی نفس می‌کشیدم. اون‌قدر خسته و از پا افتاده بودم که حس می‌کردم به آخرین حد توان جسمی و عاطفیم رسیدم. از ارتباطی می‌گم که بین این حال و «باردو تودول» یا «کتاب تبتی مردگان» احساس کردم؛ یه متن چندصدساله در سنت بودایی تبتی درباره‌ی حالت‌های گذار و امکان شناخت و رهایی در اون‌ها.</p><p><br></p><p>این لزوماً تجربه‌ای نبود که می‌خواستم، اما شاید همون تجربه‌ای بود که بهش نیاز داشتم؛ چیزی که من رو یاد حرف دان هاوارد می‌ندازه که آیاواسکا چیزی رو که نیاز داریم بهمون می‌ده، نه لزوماً چیزی رو که می‌خوایم. می‌خواستم این تجربه رو درحالی‌که هنوز برام تازه‌ست باهاتون شِر کنم، هرچند هنوز دارم هضمش می‌کنم و سعی می‌کنم توی زندگیم جاش بدم؛ تجربه‌ای که واقعاً آسون نیست به کلمه درش آورد.</p><p><br></p><p>لینک‌های مرتبط با این اپیزود: </p><p><br></p><p>https://theconversation.com/guide-to-the-classics-the-tibetan-book-of-the-dead-172962 </p><p>https://www.youtube.com/watch?v=Bz_JDWdu-PA </p><p>https://open.spotify.com/playlist/2RdMJ88Itazgpcgafz59Lz?si=172430ba757b4b67 </p><p>https://open.spotify.com/playlist/68VHCzIleqqmcNF97mcqoo?si=fc821c850bac4354 </p><p>https://www.youtube.com/watch?v=BGtvlIakEyI </p><p>https://www.instagram.com/mehran_soma </p><p>https://www.instagram.com/ravannamacommunity </p><p>https://www.mindbodyintegration.ca </p><p>https://ravannama.org</p>","author_name":"Mehran Seyed Emami"}