{"version":"1.0","type":"rich","provider_name":"Acast","provider_url":"https://acast.com","height":250,"width":700,"html":"<iframe src=\"https://embed.acast.com/$/6679ff3122e1c0f00a5d1df3/6679ff3e22e1c0f00a5d24c4?\" frameBorder=\"0\" width=\"700\" height=\"250\"></iframe>","title":"بازی عروس و داماد","thumbnail_width":200,"thumbnail_height":200,"thumbnail_url":"https://open-images.acast.com/shows/6679ff3122e1c0f00a5d1df3/6679ff3e22e1c0f00a5d24c4.jpg?height=200","description":"بازی عروس و داماد\r\nنویسنده : بلقیس سلیمانی \r\nخوانش : آذین طالبی \r\nزری جان 36 سالش بود و هنوز عروسی نکرده بود. برادر کوچکش که برای تحصیل روانه غرب شد، زری جان از هفت دولت آزاد شد. اول به آقا فرزین ساندویچی محله شان پیشنهاد ازدواج داد و بعد به احمد آقا میوه فروش محله شان. زری جان از صبح تا شب جلوی مغازه لباس عروس فروشی سر میدان محله شان می ایستاد و لباس ها را نگاه می کرد و دل هر بیننده ای را می سوزاند ...","author_name":"DASTANESHAB"}