{"version":"1.0","type":"rich","provider_name":"Acast","provider_url":"https://acast.com","height":250,"width":700,"html":"<iframe src=\"https://embed.acast.com/$/6679ff3122e1c0f00a5d1df3/6679ff3e22e1c0f00a5d246f?\" frameBorder=\"0\" width=\"700\" height=\"250\"></iframe>","title":"گردنبندی ممتد به سقف","thumbnail_width":200,"thumbnail_height":200,"thumbnail_url":"https://open-images.acast.com/shows/6679ff3122e1c0f00a5d1df3/6679ff3e22e1c0f00a5d246f.jpg?height=200","description":"انقلاب که شد در سالن های تئاتر رو بستن و ما رو انداختن بیرون. مام از اون موقع با زباله های آتیشی که تو دلمون روشن شده بود، صورتمون رو سیاه کردیم و شدیم حاجی فیروز . سیاهی صورت زد به دلو سیاهی دل زد به زندگیمون . هرکی مارو می بینه فکر می کنه از دل خوشه که داریم بین این ماشینا تو این ترافیک لعنتی بالا و پایین می پریم. بگذریم . دلم برای صدای فرهاد تنگ شده...\r\nداستان \"گردنبندی ممتد به سقف\"\r\nنویسنده و خوانش : مهرشاد قصابی فرد","author_name":"DASTANESHAB"}