{"version":"1.0","type":"rich","provider_name":"Acast","provider_url":"https://acast.com","height":250,"width":700,"html":"<iframe src=\"https://embed.acast.com/$/660026d1b5218f00176c56d7/68336d4cd67b2139b7ea4399?\" frameBorder=\"0\" width=\"700\" height=\"250\"></iframe>","title":"Episode 18 - دره‌ی من چه سرسبز بود","thumbnail_width":200,"thumbnail_height":200,"thumbnail_url":"https://open-images.acast.com/shows/660026d1b5218f00176c56d7/1748199966180-53f52f63-17bf-4bc0-b6f5-6adfeff0286e.jpeg?height=200","description":"<p style=\"direction: ltr;\">بیست و ششم فوریه سال 1942، تا اواخر چهاردهمین مراسم اسکار، قابل توجه‌ترین و متفاوت ترین فیلم سال یعنی همشهری کین که عجیب و غریب تو کل دنیا و سینماگرها اسم در کرده بود، از 9 نامزدی خودش تونسته بود فقط یکی رو برنده بشه. جایزه بهترین فیلمنامه‌ی اورجینال. آخرین جایزه‌ی هر مراسم اسکار که از قضا مهم‌ترین و شاید پر افتخارترین جایزه‌ی اون شبه، تندیس بهترین فیلم یا اصطلاحا Best picture هست. همه یه‌جورایی حس می‌کردن که دیگه بالاخره همشهری کین، بست پیکچر رو بخاطر نوآوری‌های جاه‌طلبانه و چشمگیرش تصاحب کنه. اما روی استیج، اهدا کننده جایزه وقتی نفس‌ها همه تو سینه‌ها حبس شده بود، اسم دیگه‌ای رو از توی پاکت به‌عنوان آخرین برنده‌ی شب اعلام .کرد: «دره‌ی من چه سرسبز بود» یک رومنس خانوادگی زیبا از جان فورد بزرگ&nbsp;</p><p style=\"direction: ltr;\"><br></p><p style=\"direction: ltr;\"><a href=\"https://www.instagram.com/cutcast.pod?igsh=MTd2dGVlaWxjenIzag==\" rel=\"noopener noreferrer\" target=\"_blank\">صفحه اینستاگرام کات‌کست</a></p><p style=\"direction: ltr;\"><br></p><p style=\"direction: ltr;\"><br></p>","author_name":"Parsa Etemadi Far"}