{"version":"1.0","type":"rich","provider_name":"Acast","provider_url":"https://acast.com","height":250,"width":700,"html":"<iframe src=\"https://embed.acast.com/$/65a3ff7c9ba8e30016f49496/65a3ff83f53b900017d1d115?\" frameBorder=\"0\" width=\"700\" height=\"250\"></iframe>","title":"به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد","thumbnail_width":200,"thumbnail_height":200,"thumbnail_url":"https://open-images.acast.com/shows/65a3ff7c9ba8e30016f49496/65a3ff83f53b900017d1d115.jpg?height=200","description":"<p>به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد</p><p>به جویبار که در من جاری بود</p><p>به ابرها که فکرهای طویلم بودند</p><p>به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من</p><p>از فصل‌های خشک گذر میکردند</p><p>به دسته‌های کلاغان</p><p>که عطر مزرعه‌های شبانه را</p><p>برای من به هدیه میآورند</p><p>به مادرم که در آئینه زندگی میکرد</p><p>و شکل پیری من بود</p><p>و به زمین، که شهوت تکرار من، درون ملتهبش را</p><p>از تخمه های سبز میانباشت، سلامی دوباره خواهم داد</p><p>میآیم، میآیم، میآیم</p><p>با گیسویم: ادامهٔ بوهای زیر خاک</p><p>با چشمهام: تجربه‌های غلیظ تاریکی</p><p>با بوته‌ها که چیده‌ام از بیشه‌های آنسوی دیوار</p><p>میآیم، میآیم، میآیم</p><p>و آستانه پر از عشق میشود</p><p>و من در آستانه به آنها که دوست میدارند</p><p>و دختری که هنوز آنجا،</p><p>در آستانهٔ پر عشق ایستاده، سلامی دوباره خواهم داد</p><p><br></p><p>فروغ فرخزاد</p>","author_name":"Pourya"}