{"version":"1.0","type":"rich","provider_name":"Acast","provider_url":"https://acast.com","height":250,"width":700,"html":"<iframe src=\"https://embed.acast.com/$/6413341030d9d100111ec138/6501dbbfb5dece001133f50c?\" frameBorder=\"0\" width=\"700\" height=\"250\"></iframe>","title":"کشتگان راه آزادی","thumbnail_width":200,"thumbnail_height":200,"thumbnail_url":"https://open-images.acast.com/shows/6413341030d9d100111ec138/1694620444268-3cbf4f229749e9609f4d404f78e0ec4c.jpeg?height=200","description":"<p><strong>رادیو ناداستان</strong></p><p>فصل دوم: <strong>زندگی</strong></p><p>اپیزود پانزده: <strong>کشتگان راه آزادی</strong></p><p>نوشته‌ی: <strong>محمدمهدی شریف‌کاشانی</strong></p><p>صدای: <strong>امیر اثباتی</strong></p><p>|</p><p>گویی در گذر عمرها مردم عادی، روشنفکران، علمای دینی، و آزادی‌خواهان همگی به نتیجه‌ی واحدی رسیده بودند و دوای دردِ بی‌درمان اوضاع فروپاشیده‌ی جامعه را توافق بر سرِ یک کلمه می‌دانستند: قانون. قانونی که اگر نه مستقیما دستِ مردم را باز کند، دست‌کم به‌واسطه دستِ پادشاه خودکامه را تا حدودی ببندد. همین آگاهی نقطه‌ی آغاز عزیمتی در ایران و ایرانیان شد که دیگر هیچ‌گاه به‌صورت مطلق باز نایستاد. مردم به این «آگاهی» رسیدند که حق و حقوقی دارند و این حق و حقوق در گروِ حد و حدودِ پادشاه است. تا قانونِ «چه فرمانِ یزدان، چه فرمانِ شاه» حکمرانی می‌کند و دستِ شاه برای هر کاری باز است، نه اقتصاد شکوفا می‌شود، نه فرهنگ می‌بالد، نه آحادِ جامعه روی خوشِ خوشبختی را خواهند دید. از سوی دیگر، شاهِ مستبد و اطرافیانش زنگِ خطر را به‌وضوح شنیده بودند و حاضر نبودند به این حقیقت تن بدهند. کیست که بی‌حرفِ پس‌وپیش حاضر باشد اختیاراتِ فراقانونیِ بی‌حساب‌وکتاب را بدهد و خودش را به چارچوب قانونی حساب‌وکتاب‌دار محدود کند؟ وقتی هم که درنهایت مجلسی تشکیل شد و نمایندگانی از نخبه‌ی جامعه روی کار آمدند و قانونی نوشتند، اولین کسی که محکم پیش روی آنها ایستاد، دوباره همان شاهِ خودکامه بود. شاه می‌خواست مجلسیان دستورات و اوامرِ ملوکانه را قانون کنند و دست او را به‌صورت قانونی تا بی‌نهایت باز بگذراند! و چون چنین نشد، دستور داد و موافقت کرد مجلس و مجلسیان را به توپ ببندند. کاری بی‌نظیر در مقیاس تاریخ و جغرافیای جهان. متن زیر گزارشی است دستِ اول از نتایج شومِ این خودکامگی و ایستادن در برابر خواستِ ملت در آن روزهای سخت. گرچه بالاخره همان می‌شود که باید و مردم به حقِ طبیعی خودشان می‌رسند و روسیاهی به زغال می‌مانَد، اما در این مسیر دریغ عمرهایی‌اند که بی‌دلیل هدر می‌روند و خون‌هایی‌اند که ریخته می‌شوند. گرچه گویی درخت آزادی را تنها خونِ آزادی‌خواهان آبیاری می‌کند و از این مقدار گزیری نیست. در میان کُشته‌های این راه، یکی هم میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل بود که بعدها دهخدای بزرگ ـ که خودش به لطایف‌الحیل از این مهلکه جان به در برد و زنده ماند ـ در سوگش نوشت: یاد آر ز شمعِ مُرده یاد آر.</p><p>|</p><p>عوامل پادکست</p><p>سردبیر: مهراوه فردوسی</p><p>مدیر تولید: پریچهر باقری</p><p>راوی: شهین نجف‌زاده</p><p>موسیقی: شورا کریمی</p><p>مدیر هنری: مرتضا آکوچکیان</p><p>عکس و فیلم: بیژن اعرابی</p><p>تدوین: شاهو زندی</p><p>ادیت و میکس: حمید محمدی</p><p>ضبط: استودیو بل</p><p>پخش: مصطفی سهرابی</p><p>|</p><p>این قسمت رادیو ناداستان با حمایت «نشر کاربن» منتشر می‌شود. | <a href=\"https://instagram.com/karbon.pub\" rel=\"noopener noreferrer\" target=\"_blank\">+اینستاگرام</a></p><p>ناشر: فصلنامه «ناداستان» [<a href=\"https://nadastan.com/\" rel=\"noopener noreferrer\" target=\"_blank\">+سایت</a> |<a href=\"https://www.instagram.com/naadastan\" rel=\"noopener noreferrer\" target=\"_blank\"> +اینستاگرام</a>]</p><p>Music:Homayoun Shajarian - Morgh E Sahar</p><p>|</p>","author_name":"Radio Nadastan"}