{"version":"1.0","type":"rich","provider_name":"Acast","provider_url":"https://acast.com","height":250,"width":700,"html":"<iframe src=\"https://embed.acast.com/$/62e9151d2940730012c91db3/6391d9066ad47e0010115900?\" frameBorder=\"0\" width=\"700\" height=\"250\"></iframe>","title":"امید در تاریکی | Hope in The Dark","thumbnail_width":200,"thumbnail_height":200,"thumbnail_url":"https://open-images.acast.com/shows/cover/1659441996811-d5b284cdf75b476a5e35eb24d6d3ecef.jpeg?height=200","description":"<p><strong>یه روز سر کلاس ادبیات معلم داشت سر حرف اشتباهش پافشاری می کرد و با نظرات مخالف بچه‌ها به بدترین شکل ممکن برخورد میکرد.</strong></p><p><strong>با اینکه همه می‌دونستیم حرفش اشتباهه، ولی می‌ترسیدیم چیزی بگیم چون یه ماه دیگه امتحانای آخر سال بود و احتمالا حرف زدنمون برامون گرون تموم میشد.</strong></p><p><strong>ترس و هیجان تمام وجودمو گرفته بود و حرفایی که می‌خواستم بزنم داشت تو سرم رژه میرفت، می خواستم بگم آقای فلانی به این دلایل حرفت اشتباهه و شما حق نداری حرف اشتباهت رو به ما تحمیل کنی؛ تو همین حالت دو به شک بودم که یهو پا شدم و بدون فکر کردن به آینده حرفامو زدم...</strong></p><p><strong>بلافاصله بعد از تموم شدن حرفام انگار بقیه بچه‌ها هم جرئت ابراز نظراشون رو پیدا کردن و&nbsp;آقای معلم در کمال ناباوری حرفمون رو قبول کرد.</strong></p><p><strong>اون روز مهم نبود معلم نظر مارو قبول کنه یا نه، مهم این بود که ما در برابر حرف زور ساکت نموندیم.</strong></p><p><br></p><p><strong>خانم ربه‌کا سولنیت در کتاب امید در تاریکی به شرح و بسط همین موضوع پرداخته؛ این پادکست برداشت‌های من از این کتاب و روایت داستان افرادیه که با اینکه از&nbsp;آینده مطمئن نیستن، اما لحظه حال رو غنمیت میشمرن و امیدوارانه، با تمام توان برای رسیدن به خواسته‌های به‌حقشون، تلاش میکنن.</strong></p><p><br></p><p><strong>شنیدن این قسمت رو از دست ندین.</strong></p><p><br></p>","author_name":"Koosha Azizi"}