Share

Radio Hekayat | رادیو حکایت
آنجا که شیطان پانچواش را گم کرد - ریکاردو پالما
اگر روزی شیطان به ایکا در پرو سفر کرده باشد، چه اتفاقی افتاده؟
در این قسمت از رادیو حکایت، سراغ یکی از داستانهای عجیب، طنزآمیز و متفاوت ریکاردو پالما، نویسنده پرویی، میرویم: «آنجا که شیطان پانچواش را گم کرد».
داستانی که در آن عیسی مسیح و حواریون به شهر ایکا میروند، شیطان برای سر درآوردن از ماجرا خودش را جای مسیح جا میزند و در نهایت، یک عروس جوان باعث میشود شیطان پانچویش را جا بگذارد و فرار کند!
اما پشت این قصهی ظاهراً ساده و شوخوشنگ، لایههای بیشتری پنهان شده است؛ از بازی با تاریخ و افسانه گرفته تا طنز مذهبی، فرهنگ عامه، روایتهای شفاهی و نگاه انتقادی ریکاردو پالما به جامعه.
در این اپیزود، علاوه بر روایت و مرور داستان، کمی با ریکاردو پالما و فضای ادبیات پرو آشنا میشویم و دربارهی شیوهای صحبت میکنیم که پالما با آن مرز میان واقعیت، تاریخ، افسانه و خیال را درهم میآمیزد.
🎧 در این اپیزود میشنوید:
• داستان «آنجا که شیطان پانچواش را گم کرد»
• معرفی ریکاردو پالما، نویسنده پرویی
• نگاهی به ادبیات پرو و آمریکای لاتین
• بررسی طنز و عناصر افسانهای داستان
• نقش فرهنگ عامه و روایتهای شفاهی
• بررسی مرز میان تاریخ، افسانه و خیال
• نگاهی به لایههای پنهان و معنای داستان
اگر به داستان کوتاه، ادبیات جهان، ادبیات آمریکای لاتین، داستانهای طنز، افسانههای عامیانه و تحلیل آثار ادبی علاقهمند هستید، این اپیزود از رادیو حکایت را از دست ندهید.
🎙️ رادیو حکایت؛ جایی برای شنیدن داستانها و کشف لایههای پنهان آنها.
📷 اینستاگرام: https://www.instagram.com/radiohekayat
📢 تلگرام: https://t.me/radiohekayat1403
💛 حمایت مالی: https://hamibash.com/Radiohekayat
More episodes
View all episodes

در سرزمین محکومان - فرانتس کافکا
01:43:49|اگر روزی در دادگاهی محکوم بشید که هیچوقت فرصت دفاع از خودتون رو نداشتید، و حکمی براتون صادر شده باشه که حتی از جرم خودتون هم خبر ندارید، چه احساسی خواهید داشت؟«در سرزمین محکومان» یکی از داستانهای تکاندهندهی فرانتس کافکاست؛ داستانی تاریک و هولناک دربارهی مجازات، قدرت، اطاعت کورکورانه و سیستمی که خودش رو فراتر از هرگونه پرسش و اعتراضی میدونه. در این داستان، با دستگاهی عجیب و بیرحم روبهرو میشیم که قرار است حکم مجرم رو روی بدنش حک کنه؛ اما پشت این تصویر هولناک، پرسشهایی عمیق دربارهی عدالت، انسانیت و معنای واقعی قانون پنهان شده.در این اپیزود از رادیو حکایت، ابتدا با فرانتس کافکا، زندگی و جهان داستانی او آشنا میشیم، بعد داستان «در سرزمین محکومان» رو میشنویم و در ادامه، نگاهی به مفاهیم و لایههای پنهان این اثر میاندازیم.🎧 در این اپیزود میشنوید:• معرفی کوتاه فرانتس کافکا و سبک داستاننویسی او• روایت داستان کوتاه «در سرزمین محکومان»• بررسی مفهوم عدالت، قانون و مجازات در داستان• نگاهی به نماد دستگاه شکنجه و نظامهای قدرت• بررسی اطاعت کورکورانه و مسئولیت فردی• تأملی دربارهی قربانیان یک سیستم بیچهره و غیرقابلفهم• نگاهی به پایان تلخ و تأملبرانگیز داستان و پرسشهایی که در ذهن مخاطب باقی میگذارداگر به ادبیات کلاسیک جهان، داستانهای فلسفی و روانشناختی، آثار فرانتس کافکا و روایتهایی دربارهی قدرت، آزادی و سرنوشت انسان علاقه دارید، این قسمت از رادیو حکایت رو از دست ندید.🎙️ رادیو حکایت؛ جایی برای شنیدن داستانها و کشف لایههای پنهان آنها.کلمات کلیدی: فرانتس کافکا، در سرزمین محکومان، ادبیات جهان، داستان کوتاه، داستان فلسفی، داستان روانشناختی، عدالت، قانون، مجازات، قدرت، اطاعت کورکورانه، ادبیات مدرن، نقد اجتماعی، رادیو حکایت
پیرزن بی لیاقت - برتولت برشت
24:44|آیا ممکنه چیزی که از نظر دیگران «بیلیاقتی» به نظر میرسه، در واقع تلاش یک انسان برای آزاد زندگی کردن باشه؟در این قسمت از رادیو حکایت، سراغ داستان کوتاه «پیرزن بیلیاقت» نوشتهی برتولت برشت، نویسنده و نمایشنامهنویس بزرگ آلمانی، میرویم؛ داستانی ساده و ظاهراً معمولی دربارهی پیرزنی که بعد از سالها زندگی در نقش همسر و مادر، تصمیم میگیرد باقیماندهی عمرش را آنطور که خودش میخواهد زندگی کند.داستانی دربارهی آزادی، قضاوت دیگران، نقشهای تحمیلشدهی اجتماعی و این سؤال که آیا انسان، حتی در سالهای پایانی زندگی، حق ندارد خودش برای زندگیاش تصمیم بگیرد؟🎧 در این اپیزود میشنوید:• داستان کوتاه «پیرزن بیلیاقت» از برتولت برشت• معرفی کوتاه برتولت برشت و سبک داستاننویسی او• نگاهی به مفهوم آزادی و انتخاب فردی در داستان• بررسی نقش زن و انتظارات جامعه از او• تحلیل مفهوم «لیاقت» و قضاوت دیگران• بررسی تضاد میان وظیفه، خانواده و خواستههای شخصی• نگاهی به مفهوم پیری و حق انتخاب در سالهای پایانی زندگی• بررسی زاویه دید و شیوهی روایت داستان• تحلیل لایههای اجتماعی و انسانی داستان• تأملی دربارهی اینکه چه کسی تعیین میکند یک زندگی «درست» یا «نادرست» استاگر به داستان کوتاه، ادبیات آلمان، آثار برتولت برشت، داستانهای اجتماعی و تأملبرانگیز و روایتهایی دربارهی آزادی، انتخاب، خانواده و قضاوت اجتماعی علاقه دارید، این قسمت از رادیو حکایت را از دست ندهید.🎙️ رادیو حکایت؛ جایی برای شنیدن داستانها و کشف لایههای پنهان آنها.
داود گوژپشت - صادق هدایت
34:25|آیا ممکن است آدمی آنقدر با نگاه و قضاوت دیگران زندگی کند که کمکم خودش هم خودش را از چشم دیگران ببیند؟در این قسمت از رادیو حکایت، سراغ یکی از داستانهای کوتاه و تأملبرانگیز صادق هدایت میرویم: «داود گوژپشت»؛ داستانی دربارهی تنهایی، طردشدن، قضاوت اجتماعی و زخمی که نگاه دیگران میتواند روی زندگی یک آدم به جا بگذارد.پیش از روایت داستان، کمی با صادق هدایت، زندگی و جهان داستانی او آشنا میشیم و دربارهی فضای اجتماعی و ادبی «داود گوژپشت» صحبت میکنیم. بعد داستان رو با هم میشنویم و در ادامه، نگاهی داریم به شخصیت داود، رابطهی او با جامعه، نقش ظاهر و «نگاه دیگری» در سرنوشت او و همچنین جایگاه سگ در داستان.در انتهای این اپیزود بخشی از آواز ابوعطای استاد بنان رو که در اواسط داستان زیر صدا شنیدید براتون گذاشتم که بشنوید و لذت ببرید.دیالوگ های نقش زیبنده توسط همسرم بهاره گفته شدن.🎧 در این اپیزود میشنوید:• معرفی کوتاه صادق هدایت و جهان داستانی او• آشنایی با فضای داستان «داود گوژپشت»• روایت کامل داستان «داود گوژپشت»• بررسی شخصیت داود و تجربهی تنهایی و طردشدن او• نگاهی به مفهوم ظاهر، قضاوت و داغ اجتماعی• بررسی رابطهی داود با جامعه و تأثیر نگاه دیگران بر شخصیت او• بررسی نقش سگ و ارتباط آن با تنهایی داود• نگاهی به رابطهی داود و زیبنده و معنای این مواجهه• بررسی پایان تلخ و تأثیرگذار داستان• و در نهایت، نگاهی به این پرسش که وقتی یک انسان سالها طرد و تحقیر میشود، این تجربه چه تغییری در نگاه او به خودش و دیگران ایجاد میکند؟اگر به داستانهای صادق هدایت، ادبیات معاصر ایران، داستانهای اجتماعی و روانشناختی و روایتهایی دربارهی تنهایی، قضاوت و روابط انسانی علاقه دارید، این قسمت از رادیو حکایت رو از دست ندید.🎧 امیدوارم از شنیدن «داود گوژپشت» لذت ببرید.اگر بعد از شنیدن داستان برداشت یا نظری داشتید، خوشحال میشم با من به اشتراک بذارید.
ازدواج حسابگرانه - میخاییل زوشچنکو
12:48|«ازدواج حسابگرانه» از میخاییل زوشنکو، یکی از داستانهای طنز و درخشان ادبیات روسیه است؛ داستانی با زبان ساده و لحنی شوخطبع که از خلال ماجرایی ظاهراً معمولی، به رابطه میان عشق، منفعت و مناسبات اجتماعی میپردازد.زوشنکو در این داستان، آدمهایی را به تصویر میکشد که حتی برای ازدواج هم با منطق حسابوکتاب و سود و زیان تصمیم میگیرند. موقعیتهای کمیک داستان، از همین نگاه اقتصادی به یکی از عاطفیترین تصمیمهای زندگی شکل میگیرند؛ جایی که موقعیت اجتماعی، پول و منفعت، گاهی از خودِ عشق مهمتر میشوند.اما پشت این طنز ساده و شیرین، نقدی جدی به روابط انسانی و مناسبات اجتماعی پنهان شده است؛ نقدی که با گذشت نزدیک به یک قرن، همچنان آشنا و قابل لمس به نظر میرسد.«ازدواج حسابگرانه» داستان آدمهایی است که میخواهند حتی عشق را هم حساب کنند؛ و شاید یادآوری طنزآمیزی باشد از اینکه وقتی عشق به معامله تبدیل میشود، چیزی از انسانیت در این میان جا میماند.
درد پنجم - امیرحسن چهل تن
44:13|آدمها همیشه همون چیزی نیستن که جلوی ما نشون میدن؛ گاهی فقط کافیه از یک خونه وارد خونهی دیگهای بشن تا ببینیم چقدر راحت رنگ عوض میکنن.در این قسمت از رادیو حکایت، سراغ داستان کوتاه «درد پنجم» نوشتهی امیرحسن چهلتن میریم؛ داستانی دربارهی یک زن، یک سفرهی ابوالفضل و چند خانه در تهرانِ سالهای پیش از انقلاب. اما پشت این ماجرای ساده، تصویری زنده و گاهی طعنهآمیز از آدمها، روابط اجتماعی، باورها و تناقضهای یک جامعه شکل میگیره.پیش از روایت داستان، کمی با امیرحسن چهلتن، زندگی و سبک داستاننویسی او آشنا میشیم و دربارهی فضای اجتماعی و تاریخی «درد پنجم» صحبت میکنیم. بعد داستان رو با هم میشنویم و در پایان، نگاهی کوتاه به شخصیت نصرت، زبان داستان، لایههای اجتماعی و معنای پنهان عنوان «درد پنجم» خواهیم داشت.🎧 در این اپیزود میشنوید:• معرفی کوتاه امیرحسن چهلتن و سبک داستاننویسی او• آشنایی با فضای اجتماعی و تاریخی داستان «درد پنجم»• روایت داستان کوتاه «درد پنجم»• بررسی شخصیت نصرت و تناقضهای رفتاری او• نگاهی به زبان عامیانه و گفتوگومحور داستان• بررسی تصویری که داستان از جامعه و روابط آدمها ارائه میدهد• بررسی لایههای پنهان و اجتماعی داستان• نگاهی به معنای عنوان «درد پنجم»• بررسی رابطهی میان درد فردی و دردهای اجتماعی در داستان• و در نهایت، نگاهی به اینکه چرا یک ماجرای سادهی روزمره میتواند تصویری از یک جامعهی بزرگتر باشداگر به داستان کوتاه فارسی، ادبیات معاصر ایران، داستانهای اجتماعی و آثاری که پشت یک روایت ساده حرفهای بیشتری برای گفتن دارند علاقه دارید، این قسمت از رادیو حکایت رو از دست ندید.🎧 امیدوارم از شنیدن این داستان لذت ببرید.اگر بعد از شنیدن «درد پنجم» برداشت یا نظری داشتید، خوشحال میشم با من به اشتراک بذارید.
مرگ - توماس مان
26:46|آیا ممکن است آدمی آنقدر به مرگ فکر کند که مرگ، کمکم از یک اتفاق دور و ناشناخته به بخشی از زندگی روزمرهاش تبدیل شود؟در این قسمت از رادیو حکایت، سراغ داستان کوتاه و تأملبرانگیز «مرگ» از توماس مان میرویم؛ داستانی کوتاه اما سنگین دربارهی مرگ، انتظار، ترس، تنهایی و قدرتی که ذهن انسان میتواند بر زندگی خودش پیدا کند.داستان در قالب یادداشتهای روزانهی مردی چهلساله روایت میشود؛ مردی که بیست سال است منتظر یک تاریخ مشخص است: دوازدهم اکتبر.او باور دارد که قرار است در این روز بمیرد.سالها گذشته و حالا هرچه به آن تاریخ نزدیکتر میشود، ذهنش بیشتر درگیر مرگ میشود. روزها را میشمارد، زمان باقیمانده را حساب میکند و مدام به این فکر میکند که مرگ چگونه از راه خواهد رسید.در خانه، تنها نیست. دختربچهای به نام آسونسین همراه اوست؛ کودکی که حضور آرام و معصومانهاش تضاد عجیبی با فضای سنگین و مرگاندیشانهی داستان ایجاد میکند.پزشکی سالخورده به نام دکتر گودهوس هم گاهی به دیدنش میآید و سعی میکند او را از فکر و خیال و گوشهگیری دور کند.اما برای راوی، مسئله دیگر فقط ترس از مرگ نیست.او سالهاست که منتظر مرگ نشسته و حتی در این انتظار، نوعی کنجکاوی و هیجان پیدا کرده است؛ انگار میخواهد ببیند آیا این پیشبینی واقعاً به حقیقت تبدیل خواهد شد یا نه.و درست همینجاست که داستان سؤال اصلی خودش را مطرح میکند:اگر انسان سالها منتظر یک اتفاق باشد و تمام ذهن و زندگیاش را حول آن اتفاق بچیند، آیا ممکن است خودش هم به شکلی در تحقق آن نقش داشته باشد؟توماس مان در این داستان، مرگ را به شکل یک هیولای ترسناک یا یک حادثهی ناگهانی نشان نمیدهد. مرگ بیشتر شبیه یک فکر است؛ فکری که آرامآرام وارد ذهن شخصیت میشود، بزرگ میشود و تمام زندگی او را تحت تأثیر قرار میدهد.داستان «مرگ» در سالهای آغازین فعالیت ادبی توماس مان نوشته شد و نخستینبار در سال ۱۸۹۷ منتشر شد. این اثر یکی از داستانهای اولیهی اوست و از همان ابتدا علاقهی مان به موضوعاتی مثل مرگ، زوال، تنهایی و کشمکش میان زندگی و اندیشه را نشان میدهد.در این اپیزود، علاوه بر روایت داستان، کمی هم دربارهی توماس مان و جهان داستانی او صحبت میکنیم و بعد سراغ لایههای پنهان «مرگ» میرویم؛ از وسواس فکری و انتظار گرفته تا رابطهی عجیب میان باور، پیشگویی و واقعیت.در این داستان، مرگ فقط پایان زندگی نیست؛ چیزی است که میتواند از مدتها قبل وارد زندگی آدم شود و حتی شیوهی نگاه کردن او به هر روز، هر لحظه و هر رابطهای را تغییر دهد.و شاید تلخترین و در عین حال جذابترین بخش داستان همین باشد: وقتی آدم آنقدر به مرگ فکر میکند که دیگر نمیداند دارد از مرگ میترسد، منتظرش است، یا خودش آن را به سمت زندگیاش فرا میخواند.🎧 در این اپیزود میشنوید:• روایت داستان کوتاه «مرگ» اثر توماس مان• معرفی کوتاه توماس مان و جایگاه او در ادبیات آلمان• آشنایی با فضای داستانهای اولیهی توماس مان• بررسی شخصیت راوی و رابطهی او با مرگ• بررسی شخصیت آسونسین و نقش او در داستان• نگاهی به شخصیت دکتر گودهوس• بررسی ساختار داستان و روایت آن در قالب یادداشتهای روزانه• تحلیل مفهوم انتظار و شمارش زمان• بررسی مرز میان پیشگویی و واقعیت• نگاهی به تأثیر باور انسان بر اتفاقات زندگی• بررسی ترس، تنهایی و وسواس نسبت به مرگ• تحلیل نمادین حضور دریا، پاییز و فضای سرد و بارانی داستان• بررسی رابطهی میان زندگی و مرگ در جهان داستانی توماس مان• نگاهی به احساس گناه و مسئولیت در پایان داستان• تحلیلی کوتاه از لایههای روانشناختی و فلسفی «مرگ»اگر به داستان کوتاه، ادبیات جهان، ادبیات آلمان، آثار توماس مان و موضوعاتی مثل مرگ، تنهایی، ترس، انتظار، ذهن انسان، سرنوشت و معنای زندگی علاقه دارید، این قسمت از رادیو حکایت را از دست ندهید.🎙️ رادیو حکایت؛ جایی برای شنیدن داستانها و کشف لایههای پنهان آنها.
دوشس و جواهر فروش - ویرجینیا وولف
44:48|لینک دسترسی به پادکست داروگ:https://B2n.ir/castdarvagآیا ممکن است آدمی همهچیز داشته باشد، اما هنوز چیزی را بخواهد که با پول نمیشود خرید؟در این قسمت از رادیو حکایت، سراغ داستان کوتاه و ظریف «دوشس و جواهرفروش» از ویرجینیا وولف میرویم؛ داستانی دربارهی پول، قدرت، طبقهی اجتماعی و آدمهایی که پشت ظاهرشان، خواستهها و نیازهای پنهانی دارند.داستان دربارهی الیور بیکن است؛ جواهرفروشی ثروتمند که از گذشتهای فقیرانه به جایگاه و ثروت زیادی رسیده است. مردی که حالا از نظر مالی قدرتمند است، اما هنوز رؤیای نزدیک شدن به دنیای اشراف را در سر دارد.روزی دوشس مالبروری به سراغ او میآید. زنی اشرافزاده، شیکپوش و بانفوذ که برای حل مشکلات مالیاش مجبور شده سراغ فروش جواهراتش برود.در ظاهر، قرار است فقط یک معامله اتفاق بیفتد؛ یک رشته مروارید در برابر پول.اما خیلی زود متوجه میشویم که این ملاقات، فقط دربارهی خرید و فروش جواهر نیست.دوشس چیزی دارد که الیور آرزویش را دارد؛ عنوان، اعتبار و تعلق به طبقهی اشراف.و الیور چیزی دارد که دوشس به آن نیاز دارد؛ پول و قدرت اقتصادی.از همینجا داستان به پرسشی مهم میرسد:وقتی آدمها چیزی را میخواهند که دیگری در اختیار دارد، واقعاً چه کسی خریدار است و چه کسی فروشنده؟در این اپیزود، علاوه بر روایت «دوشس و جواهرفروش»، نگاهی کوتاه به زندگی و جهان داستانی ویرجینیا وولف خواهیم داشت و بعد سراغ لایههای پنهان داستان میرویم؛ از تفاوت میان ظاهر و واقعیت گرفته تا مسئلهی طبقهی اجتماعی، میل به پذیرفتهشدن، قدرت، ثروت و نیازهای پنهانی آدمها.در این داستان، جواهرات فقط جواهر نیستند؛ میتوانند نمادی از ثروت، جایگاه، فریب و حتی رؤیاهایی باشند که آدمها حاضرند برای رسیدن به آنها دست به معامله بزنند.و شاید مهمتر از همه، وولف ما را با آدمهایی روبهرو میکند که هرکدام چیزی را پنهان کردهاند؛ یکی پشت عنوان اشرافیاش و دیگری پشت ثروت و موفقیتش.🎧 در این اپیزود میشنوید:• روایت داستان کوتاه «دوشس و جواهرفروش»• معرفی کوتاه ویرجینیا وولف و جهان داستانی او• نگاهی به ویژگیهای داستاننویسی وولف• بررسی شخصیت الیور بیکن و گذشتهی او• بررسی شخصیت دوشس و جایگاه اجتماعی او• تحلیل رابطهی میان پول و قدرت• بررسی تفاوت طبقهی اجتماعی و ثروت• نگاهی به مفهوم ظاهر و واقعیت در داستان• بررسی نماد جواهرات و مرواریدها• تحلیل میل به پذیرفتهشدن و تعلق اجتماعی• بررسی فریب، معامله و خواستههای پنهان شخصیتها• نگاهی روانشناختی و اجتماعی به داستان• تحلیلی کوتاه از لایههای پنهان «دوشس و جواهرفروش»اگر به داستان کوتاه، ادبیات جهان، ادبیات مدرن، آثار ویرجینیا وولف و موضوعاتی مثل پول، طبقهی اجتماعی، قدرت، فریب، میل، جایگاه و روابط پیچیدهی آدمها علاقه دارید، این قسمت از رادیو حکایت را از دست ندهید.🎙️ رادیو حکایت؛ جایی برای شنیدن داستانها و کشف لایههای پنهان آنها.
ماهی های بزرگ ماهی های کوچک - ایتالو کالوینو
39:12|آیا ممکن است دو نفر به یک دنیا نگاه کنند، اما هرکدام چیز کاملاً متفاوتی ببینند؟در این قسمت از رادیو حکایت، سراغ داستانی کوتاه و تأملبرانگیز از ایتالو کالوینو میرویم: «ماهیهای بزرگ، ماهیهای کوچک»؛ داستانی که ما را به اعماق دریا میبرد، اما در نهایت دربارهی چیزی بسیار آشناتر از دریاست: نگاه ما به زندگی.داستان دربارهی پسربچهای به نام زفیرینو است؛ پسری که عاشق دریاست و با کنجکاوی به دنیای زیر آب نگاه میکند. برای او، دریا پر از زیبایی، شگفتی و موجودات عجیب و تماشایی است.اما در کنار او، زنی قرار دارد که به همان دریا و همان موجودات نگاه میکند و چیز دیگری میبیند؛ رنج، زخم، ترس و تاریکی.از همینجا داستان آرامآرام به پرسشی مهم میرسد:آیا ما واقعاً یک دنیا را میبینیم، یا هرکداممان دنیا را از پشت تجربهها و زخمهای خودمان میبینیم؟در این اپیزود، علاوه بر روایت «ماهیهای بزرگ، ماهیهای کوچک»، نگاهی کوتاه به زندگی و جهان داستانی ایتالو کالوینو خواهیم داشت و بعد سراغ لایههای پنهان داستان میرویم؛ از تفاوت نگاه کودک و بزرگسال گرفته تا رابطهی میان زیبایی و رنج، تجربه و معصومیت، و تأثیر زخمهای شخصی بر تصویری که از جهان در ذهنمان ساختهایم.در این داستان، دریا فقط یک مکان نیست؛ میتواند تصویری از خود زندگی باشد؛ زندگیای که برای یک نفر زیبا و شگفتانگیز است و برای دیگری، پر از درد و اضطراب.🎧 در این اپیزود میشنوید:• روایت داستان کوتاه «ماهیهای بزرگ، ماهیهای کوچک»• معرفی کوتاه ایتالو کالوینو و جهان داستانی او• نگاهی به ویژگیهای داستاننویسی کالوینو• بررسی تفاوت نگاه کودک و بزرگسال• تحلیل مفهوم ادراک و برداشت متفاوت از واقعیت• بررسی رابطهی زیبایی و رنج• نگاهی به تنهایی و زخمهای عاطفی• بررسی نماد دریا و موجودات دریایی در داستان• تحلیل نقش هشتپا و پایان داستان• نگاهی روانشناختی و فلسفی به داستان• تحلیلی کوتاه از لایههای پنهان «ماهیهای بزرگ، ماهیهای کوچک»اگر به داستان کوتاه، ادبیات جهان، ادبیات ایتالیا، آثار ایتالو کالوینو، داستانهای فلسفی و روانشناختی و موضوعاتی مثل تنهایی، عشق، ادراک، تجربه و تفاوت نگاه آدمها به زندگی علاقه دارید، این قسمت از رادیو حکایت را از دست ندهید.🎙️ رادیو حکایت؛ جایی برای شنیدن داستانها و کشف لایههای پنهان آنها.