Share

cover art for فردا در راه است -بهرام صادقی

Radio Hekayat | رادیو حکایت

فردا در راه است -بهرام صادقی

درباره داستان کوتاه فردا در راه است بهرام صادقی


اگر محتوای هر داستانی را، همان چیزی در نظر بگیریم که به خاطرش داستان ساخته شده است، آن‌وقت باید بپذیریم که ساختمان داستان تنها شکلی بوده که می‌توانسته آن محتوا را در خودش جای بدهد. گویی با اسکلت و استخوان‌بندی خواسته باشیم، روحی را که نامرئی است، قابل دیدن کنیم. درک این موضوع، آنقدر اهمیت دارد که به تمام دعواهای ما بر سر اهمیت فُرم یا محتوا، خاتمه می‌دهد. اما بحث دیگری را پیش می‌کشد و آن این‌ که، کدام داستان‌ها توانسته‌اند به این پایه برسند و مهم‌تر از آن، این سوال که آیا همۀ داستان‌های خوب در این قد و اندازه هستند یا خیر. جواب این است که داستانی خوب است که فرمِ آن توانسته باشد محتوایش را به خوبی بیان کند، چنان‌که هیچ فرم دیگری نتواند.

«فردا در راه است»، داستان کوتاهی نوشتۀ بهرام صادقی است که می‌تواند مصداق خوبی برای مدعای ما باشد. در این داستان، محتوا، آجر به آجر همراه با ساختمان داستان شکل می‌گیرد. جسد مردی در مسجد محله روی زمین است و دو مرد، یکی پیر و دیگری جوان بالای سر جسد با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند. اولین چیزی که شروع می‌کند به ساخته شدن، اتمسفر و فضای داستان است. فضایی گُنگ، مبهم، تار و کدر که با کلمات ساخته می‌شود: «چه شبیه...»؛ «عجب دنیاییه...»؛ «باز جای شکرش باقیه که هوا خوبه...»؛ «خدا خودش رحم کنه...» و سپس آرام‌آرام به اتمسفر طبیعیِ فضا، که غرش رعد و شروع باران است، گره می‌خورد: «یک‌دفعه آسمان غُرید و برقِ خیره‌ای همه‌جا را روشن کرد...» حال‌وهوای داستان ابتدا با کلمات و بعد با توصیفِ شرایط کلیِ حاکم بر فضای داستان وضعیتی متزلزل و در حالِ فروپاشی را آشکار می‌کند. فضلی مُرده و غلام باید خوشحال باشد. اما غلام که همیشه به خاطر صنم، با فضلی مرافعه داشته و حتی آرزوی مرگ او را می‌کرده، حالا در حالِ خالی کردن سیلاب‌ از کوچه‌ای است که خانوادۀ فضلی در آن زندگی می‌کنند. در این جا، گفت‌وگوی پیرمرد و مردجوان، با ایجاد تعلیق بر سر ماجرای مرگِ فضلی، به پایان رسیده و مرکز روایت، از روی جسدِ فضلی، به غلام منتقل شده است که با یکتا پیراهنِ خیس از باران، بی‌آنکه استراحت کند یا سخنی بگوید، با قدرتی به اندازۀ سه مرد، سیلاب‌ِ مقابل خانه‌ها را به جلو می‌راند. می‌بینیم که بر خلافِ آنچه پیرمرد و مرد جوان انتظار داشتند، غلام از مرگ فضلی خوشحال نیست. می‌بینیم که صنم را که پابه‌پای مردم محل در حال جلو بردن سیلاب است، به خانه می‌برد. رنجِ او را از این‌که عزادارِ فضلی است می‌بینیم و بی‌قراری‌اش را که باز خانه را ترک کرده به محلِ سیل برمی‌گردد. آرام‌آرام آنچنان‌که اتمسفر داستان شکل گرفته و هراسِ ناشی از سیل و گزندِ آن، جایش را به نوعی آشوب و دلهرۀ ناشناخته می‌دهد، می‌بینیم که خشم و نفرت در دلِ غلام، جای خود را به عواطفی رقیق و دلسوزی نسبت به فضلی می‌دهد. بعد بی‌آنکه بخواهد کسی را در این میان مقصر بداند، گذشته را در رابطۀ خودش با صنم و فضلی به یاد می‌آورد: «چقدر غلام به فضلی اذیت کرده بود. اما همه‌اش زیر سر او بود؟ نه. تقصیر صنم بود. تقصیر از فضلی بود. تقصیر از خود او بود. زیر سر همه‌شان بود....» از اینجا به بعد، داستان جنبۀ دیگری از واقعیت را نشان می‌دهد. باد شروع به وزیدن می‌کند: «باد غوغا می‌کرد و دیوارها تاپ‌تاپ می‌ریختند...» سیمی پاره می‌شود و غلام و پیرمرد هر دو به موقع خودشان را نجات می‌‌دهند؛ بعد غلام برمی‌گردد به خانه و داستان همان‌طور که در ابتدا با پیرمرد شروع شده بود، اکنون نیز همراه با پیرمرد به خانۀ او می‌رود و گرهِ چگونگی مرگ فضلی با زبان او گشوده می‌شود که با خودش زمزمه می‌کند: «سرشب ... فضلی رفت زیر آورا ... طاقشون اومد پایین ...»


نوشته فرشته نوبخت

از وبلاگ:

https://fereshtehpaidarnobakht.blogfa.com/post/85

صفحه اینستاگرام رادیو حکایت:

https://www.instagram.com/radiohekayat


کانال تلگرام رادیو حکایت:

https://t.me/radiohekayat1403


لینک حمایت های ارزی و ریالی از پادکست رادیو حکایت:

https://hamibash.com/Radiohekayat

More episodes

View all episodes

  • حاجی آقا - بخش ششم- صادق هدایت

    31:55|
    «حاجی‌آقا» یکی از آثار طنزآمیز و گزندهٔ صادق هدایت است که با نگاهی انتقادی به جامعهٔ ایرانِ دوران رضاشاه می‌پردازد. هدایت در این داستان، شخصیت حاجی‌آقا را به‌عنوان نمادی از فرصت‌طلبی، ریاکاری و محافظه‌کاری اجتماعی تصویر می‌کند؛ مردی که در هر شرایطی فقط به حفظ منافع شخصی خود فکر می‌کند. این رمان با زبانی ساده اما نیش‌دار، تصویری روشن از فضای سیاسی و اجتماعی زمانه ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد چگونه ترس، جهل و منفعت‌طلبی می‌تواند سرنوشت یک جامعه را شکل دهد.صادق هدایت در ۲۸ بهمن ۱۲۸۱ در تهران و در خانواده‌ای مرفه و وابسته به دربار قاجار به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسهٔ سن‌لویی تهران گذراند و سپس برای ادامهٔ تحصیل به اروپا رفت. او مدتی در بلژیک و فرانسه در رشته‌های مختلف از جمله مهندسی تحصیل کرد، اما تحصیلاتش را ناتمام گذاشت و به ایران بازگشت.هدایت از پیشگامان داستان‌نویسی مدرن ایران به‌شمار می‌رود و با آثاری چون «بوف کور»، «سه قطره خون» و «حاجی‌آقا» جایگاهی ویژه در ادبیات معاصر پیدا کرد. نگاه انتقادی، دغدغه‌های فلسفی و حس عمیق تنهایی از ویژگی‌های برجستهٔ آثار اوست.او سرانجام در ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ در پاریس دست به خودکشی زد و در گورستان پرلاشز به خاک سپرده شد.
  • حاجی آقا - بخش پنجم- صادق هدایت

    34:00|
    «حاجی‌آقا» یکی از آثار طنزآمیز و گزندهٔ صادق هدایت است که با نگاهی انتقادی به جامعهٔ ایرانِ دوران رضاشاه می‌پردازد. هدایت در این داستان، شخصیت حاجی‌آقا را به‌عنوان نمادی از فرصت‌طلبی، ریاکاری و محافظه‌کاری اجتماعی تصویر می‌کند؛ مردی که در هر شرایطی فقط به حفظ منافع شخصی خود فکر می‌کند. این رمان با زبانی ساده اما نیش‌دار، تصویری روشن از فضای سیاسی و اجتماعی زمانه ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد چگونه ترس، جهل و منفعت‌طلبی می‌تواند سرنوشت یک جامعه را شکل دهد.صادق هدایت در ۲۸ بهمن ۱۲۸۱ در تهران و در خانواده‌ای مرفه و وابسته به دربار قاجار به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسهٔ سن‌لویی تهران گذراند و سپس برای ادامهٔ تحصیل به اروپا رفت. او مدتی در بلژیک و فرانسه در رشته‌های مختلف از جمله مهندسی تحصیل کرد، اما تحصیلاتش را ناتمام گذاشت و به ایران بازگشت.هدایت از پیشگامان داستان‌نویسی مدرن ایران به‌شمار می‌رود و با آثاری چون «بوف کور»، «سه قطره خون» و «حاجی‌آقا» جایگاهی ویژه در ادبیات معاصر پیدا کرد. نگاه انتقادی، دغدغه‌های فلسفی و حس عمیق تنهایی از ویژگی‌های برجستهٔ آثار اوست.او سرانجام در ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ در پاریس دست به خودکشی زد و در گورستان پرلاشز به خاک سپرده شد.
  • حاجی آقا - بخش چهارم- صادق هدایت

    26:07|
    «حاجی‌آقا» یکی از آثار طنزآمیز و گزندهٔ صادق هدایت است که با نگاهی انتقادی به جامعهٔ ایرانِ دوران رضاشاه می‌پردازد. هدایت در این داستان، شخصیت حاجی‌آقا را به‌عنوان نمادی از فرصت‌طلبی، ریاکاری و محافظه‌کاری اجتماعی تصویر می‌کند؛ مردی که در هر شرایطی فقط به حفظ منافع شخصی خود فکر می‌کند. این رمان با زبانی ساده اما نیش‌دار، تصویری روشن از فضای سیاسی و اجتماعی زمانه ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد چگونه ترس، جهل و منفعت‌طلبی می‌تواند سرنوشت یک جامعه را شکل دهد.صادق هدایت در ۲۸ بهمن ۱۲۸۱ در تهران و در خانواده‌ای مرفه و وابسته به دربار قاجار به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسهٔ سن‌لویی تهران گذراند و سپس برای ادامهٔ تحصیل به اروپا رفت. او مدتی در بلژیک و فرانسه در رشته‌های مختلف از جمله مهندسی تحصیل کرد، اما تحصیلاتش را ناتمام گذاشت و به ایران بازگشت.هدایت از پیشگامان داستان‌نویسی مدرن ایران به‌شمار می‌رود و با آثاری چون «بوف کور»، «سه قطره خون» و «حاجی‌آقا» جایگاهی ویژه در ادبیات معاصر پیدا کرد. نگاه انتقادی، دغدغه‌های فلسفی و حس عمیق تنهایی از ویژگی‌های برجستهٔ آثار اوست.او سرانجام در ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ در پاریس دست به خودکشی زد و در گورستان پرلاشز به خاک سپرده شد.
  • حاجی آقا - بخش سوم - صادق هدایت

    30:48|
    «حاجی‌آقا» یکی از آثار طنزآمیز و گزندهٔ صادق هدایت است که با نگاهی انتقادی به جامعهٔ ایرانِ دوران رضاشاه می‌پردازد. هدایت در این داستان، شخصیت حاجی‌آقا را به‌عنوان نمادی از فرصت‌طلبی، ریاکاری و محافظه‌کاری اجتماعی تصویر می‌کند؛ مردی که در هر شرایطی فقط به حفظ منافع شخصی خود فکر می‌کند. این رمان با زبانی ساده اما نیش‌دار، تصویری روشن از فضای سیاسی و اجتماعی زمانه ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد چگونه ترس، جهل و منفعت‌طلبی می‌تواند سرنوشت یک جامعه را شکل دهد.صادق هدایت در ۲۸ بهمن ۱۲۸۱ در تهران و در خانواده‌ای مرفه و وابسته به دربار قاجار به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسهٔ سن‌لویی تهران گذراند و سپس برای ادامهٔ تحصیل به اروپا رفت. او مدتی در بلژیک و فرانسه در رشته‌های مختلف از جمله مهندسی تحصیل کرد، اما تحصیلاتش را ناتمام گذاشت و به ایران بازگشت.هدایت از پیشگامان داستان‌نویسی مدرن ایران به‌شمار می‌رود و با آثاری چون «بوف کور»، «سه قطره خون» و «حاجی‌آقا» جایگاهی ویژه در ادبیات معاصر پیدا کرد. نگاه انتقادی، دغدغه‌های فلسفی و حس عمیق تنهایی از ویژگی‌های برجستهٔ آثار اوست.او سرانجام در ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ در پاریس دست به خودکشی زد و در گورستان پرلاشز به خاک سپرده شد.
  • حاجی آقا - بخش دوم - صادق هدایت

    42:34|
    «حاجی‌آقا» یکی از آثار طنزآمیز و گزندهٔ صادق هدایت است که با نگاهی انتقادی به جامعهٔ ایرانِ دوران رضاشاه می‌پردازد. هدایت در این داستان، شخصیت حاجی‌آقا را به‌عنوان نمادی از فرصت‌طلبی، ریاکاری و محافظه‌کاری اجتماعی تصویر می‌کند؛ مردی که در هر شرایطی فقط به حفظ منافع شخصی خود فکر می‌کند. این رمان با زبانی ساده اما نیش‌دار، تصویری روشن از فضای سیاسی و اجتماعی زمانه ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد چگونه ترس، جهل و منفعت‌طلبی می‌تواند سرنوشت یک جامعه را شکل دهد.صادق هدایت در ۲۸ بهمن ۱۲۸۱ در تهران و در خانواده‌ای مرفه و وابسته به دربار قاجار به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسهٔ سن‌لویی تهران گذراند و سپس برای ادامهٔ تحصیل به اروپا رفت. او مدتی در بلژیک و فرانسه در رشته‌های مختلف از جمله مهندسی تحصیل کرد، اما تحصیلاتش را ناتمام گذاشت و به ایران بازگشت.هدایت از پیشگامان داستان‌نویسی مدرن ایران به‌شمار می‌رود و با آثاری چون «بوف کور»، «سه قطره خون» و «حاجی‌آقا» جایگاهی ویژه در ادبیات معاصر پیدا کرد. نگاه انتقادی، دغدغه‌های فلسفی و حس عمیق تنهایی از ویژگی‌های برجستهٔ آثار اوست.او سرانجام در ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ در پاریس دست به خودکشی زد و در گورستان پرلاشز به خاک سپرده شد.
  • حاجی آقا - بخش اول - صادق هدایت

    34:31|
    «حاجی‌آقا» یکی از آثار طنزآمیز و گزندهٔ صادق هدایت است که با نگاهی انتقادی به جامعهٔ ایرانِ دوران رضاشاه می‌پردازد. هدایت در این داستان، شخصیت حاجی‌آقا را به‌عنوان نمادی از فرصت‌طلبی، ریاکاری و محافظه‌کاری اجتماعی تصویر می‌کند؛ مردی که در هر شرایطی فقط به حفظ منافع شخصی خود فکر می‌کند. این رمان با زبانی ساده اما نیش‌دار، تصویری روشن از فضای سیاسی و اجتماعی زمانه ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد چگونه ترس، جهل و منفعت‌طلبی می‌تواند سرنوشت یک جامعه را شکل دهد.صادق هدایت در ۲۸ بهمن ۱۲۸۱ در تهران و در خانواده‌ای مرفه و وابسته به دربار قاجار به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسهٔ سن‌لویی تهران گذراند و سپس برای ادامهٔ تحصیل به اروپا رفت. او مدتی در بلژیک و فرانسه در رشته‌های مختلف از جمله مهندسی تحصیل کرد، اما تحصیلاتش را ناتمام گذاشت و به ایران بازگشت.هدایت از پیشگامان داستان‌نویسی مدرن ایران به‌شمار می‌رود و با آثاری چون «بوف کور»، «سه قطره خون» و «حاجی‌آقا» جایگاهی ویژه در ادبیات معاصر پیدا کرد. نگاه انتقادی، دغدغه‌های فلسفی و حس عمیق تنهایی از ویژگی‌های برجستهٔ آثار اوست.او سرانجام در ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ در پاریس دست به خودکشی زد و در گورستان پرلاشز به خاک سپرده شد.
  • آرزوی داستان کوتاه - استیون میلهاورز

    11:30|
    مژده دقیقی در انتخاب و ترجمه داستان کوتاه یکی از بهترن هاست و من همیشه از خوندن ترجمه هاش به وجد میام. شاید این اغراق جذاب درباره داستان کوتاه بتونه از یک زاویه ی متفاوتی ما رو به داستان و رمان نزدیک کنه و بتونیم با دیدگاه جدیدی به مقایسه ی این دو پدیده ی ادبی بپردازیم. استیون میلهاوزر نویسنده‌ی آمریکایی متولد ۱۹۴۳ است که به‌خاطر داستان‌ها و رمان‌های خیال‌انگیز و دقیقش شناخته می‌شود؛ آثاری که در آن‌ها مرز میان واقعیت روزمره و امر شگفت‌انگیز به‌نرمی محو می‌شود. نوشته‌های او سرشار از توصیف‌های جزئی‌نگر، وسواس در کمال، و توجه به خیال‌پردازی‌های پنهان انسان معاصر است؛ جهان‌هایی که عجیب‌اند اما کاملاً ممکن به نظر می‌رسند. میلهاوزر در سال ۱۹۹۷ برای رمان «مارتین درسلر: داستان یک خیال‌پرداز آمریکایی» برنده‌ی جایزه‌ی پولیتزر شد و امروز یکی از مهم‌ترین صداها در داستان کوتاه معاصر آمریکا به شمار می‌آید.مژده دقیقی مترجم و ویراستار برجسته‌ی ایرانی است که بیش از همه به‌خاطر ترجمه‌های دقیق، روان و خوش‌خوانش از ادبیات کودک و نوجوان و همچنین ادبیات داستانی معاصر شناخته می‌شود. او نقش مهمی در معرفی نویسندگان مهم جهان به فارسی‌زبانان داشته و در کارش وسواس زبانی، امانت‌داری نسبت به متن و حساسیت ادبی کاملاً مشهود است. ترجمه‌های دقیقی به‌دلیل شفافیت نثر و توجه به لحن نویسنده، برای بسیاری از خوانندگان و اهل ادبیات معیار و مرجع به‌شمار می‌آیند.
  • دوا - مو یان

    29:45|
    داستان کوتاه دوا نوشته ی مو یان داستانی است از رنج و مسیر دردناکی که ملت چین طی کردن تا به امروز رسیدن. دردناک و عبرت آموز...گوان موئه با نام مستعار مو یان، نویسنده ی معاصر چینی است که در سال ۲۰۱۲ به خاطر «رئالیسم خیره کننده ای که قصه های مردمی و تاریخ را با زمان حال پیوند می دهد» برنده ی جایزه ی نوبل شد. مو یان، نام مستعار اوست که معنی «سکوت کن» می دهد.مو یان در سال ۱۹۵۵ در شمال شرق شهرستان گائومی واقع در استان شاندونگ چین در یک خانواده ی کشاورز به دنیا آمد. او در زمان انقلاب فرهنگی چین مدرسه را ترک کرد و در یک کارخانه تولید محصولات نفتی مشغول به کار شد. پس از انقلاب فرهنگی به ارتش آزادی بخش مردم پیوست و نوشتن را در سال ۱۹۸۱ و در حالی که هنوز سرباز بود آغاز کرد. سه سال بعد به عنوان مدرس در گروه ادبیات آکادمی فرهنگ ارتش آزادی بخش مشغول به کار شد. وی در سال ۱۹۹۱ موفق به اخذ درجه کارشناسی ارشد از دانشگاه نرمال پکن شد.مو یان در نوشته هایش از تجارب جوانی اش و زندگی در زادگاهش الهام می گیرد؛ تجاربی از فقر، گرسنگی و سختگیری های پدری خشن.
  • سراسر حادثه - بهرام صادقی

    01:43:28|
    سراسر حادثه داستان کوتاهی است از بهرام صادقی (۱۳۶۳-۱۳۱۵) که در فروردین ۱۳۳۸ نگاشته‌شده و اول بار اردیبهشت ۱۳۳۸ در مجله سخن منتشر شده است. این داستان بعدها در مجموعه سنگر و قمقمه‌های خالی به سال ۱۳۴۹ توسط انتشارات کتاب زمان به چاپ رسیدغلامحسین ساعدی در کتاب خون آبی بر زمین نمناک (در نقد و معرفی بهرام صادقی) این داستان را ارائه‌دهنده تصویر دقیقی از جامعه‌ای راکد و بی‌معنی می‌داند که بهرام صادقی، با چندبعدی کردن شخصیت‌ها و قرار دادن مدام آن‌ها در برابر هم، داستان بی‌حادثه‌ای ساخته که پر از حادثه‌های بی‌معنی، پوچ و مضحک است.خانواده‌ای، هرسال شب یلدا مستأجرانشان را به شام دعوت می‌کنند. برادر کوچک، «مسعود» مخالف است. او دانش‌آموز درس‌خوانی است که برای خودش، اتاقی می‌خواهد تا در آرامش به درسش برسد. مادر مستأجران را یکی‌یکی دعوت می‌کند. مهمانی سرمی‌گیرد و ترکیب نامتجانس مستأجران، شروع می‌کنند به تعریف کردن داستان‌های خود.